به گزارش خبرنگار مهر، هنر عاشورایی در فرهنگ ایرانی، نقطه اتصال هنر مردمی و هنر رسمی و کلاسیک است. آثار هنری ادبی منظوم در قالب اشعار سوگ، نسخه های تعزیه و منظومه های مذهبی و غزلهای عاشورایی، نگارههای ایرانی از عهد صفوی به اینسو که در نقاشی ایرانی فصل مهمی را به خود اختصاص داده و نیز نغمات گوناگون از تعزیه گرفته تا نوحهها و سوگسرودهای شاعران و آهنگسازان در چند قرن، فرهنگی با نام فرهنگ عاشورایی را با تأثیرگذاری وسیع در زیست انسان ایرانی، صورتبندی کرده است. ادبیات منظوم ایران از همان سدههای نخست اسلامی، به شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام ادای دین کرده و در سوگ او اشعاری را سرودند اما از زمانه صفوی است که سوگ سرودهای حضرت امام حسین علیه السلام به گونهای محترم در شعر فارسی بدل میشود.
نقاشان ایرانی در همان دوره، در دیوارها و نگارههای اختصاصی خود و پردهنگاریها تصاویر متعددی از رخداد کربلا را برگرفته از مقتلها نقاشی میکردند و پس از نگارش کتاب «روضه الشهدا» به قلم حسین واعظ کاشفی، ریشه و اساس روضهخوانی و نقاشیهای خیالینگاری از واقعه عاشورا سر و شکل گرفت.
هنر عاشورایی در همه این دورهها صرفا نمیخواست که راوی یک واقعه باشد، بلکه بستر بیان اعتقادات درونی واقعه و مبارزه و ظلم ستیزی حضرت بود. مردم ایران نشستن پای نقل و پردهخوانی مرشد را با پردههایی که زیباییشناسی ویژه خود را داشت و بعدها مرشدها در قهوهخانهها با نقاشیهای روی دیوار آن قصهها را نقل میکردند، عزاداری خود را بر شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام ادامه میدادند؛ همانگونه که امروز نیز تماشای تعزیه یا تئاتری از داستان عاشورا استمرار سوگواری برای تماشاگران است. حتی تماشای یک پرده از فرق شکافته یاران حضرت و دست بریده حضرت ابوالفضل علیه السلام نیز همان کارکرد عزاداری را دارد.
قهوهخانهها از عهد صفوی مرکز مهم ارتباط در حوزه عمومی جامعه ایران بوده است. قدرت ارتباطی و کارکرد اجتماعی قهوهخانهها در دوره قاجار تقویت شد. قهوهخانههای شهری، روستایی و بین شهری، با دیوارهای نقوش به نقاشی های حماسی و مذهبی، پیوندی میان پهلوانان، اسطورهها و مقدسان مذهبی بود. نقال و مرشد هم در قهوهخانه جایگاهی ارجمند داشت که قدرت ارتباطی او به واسطه نقاشیها تکمیل میشد. نقاشی قهوهخانهای و کار نقال و مرشد و محل نشست و برخاست اهالی محل و یا استراحت مسافران و اسکان آنها قهوهخانه را به یک مکان رسانه در تاریخ و فرهنگ عامه ما بدل کرده بود. از این رو قهوهخانه محل ارائه پدیدههای هنری فرهنگ عامه محسوب میشد. از این رو نقاش قهوهخانهای که عموماً نقاشی مکتب ندیده بود و قلم زدن را خود آموخته بود و در نهایت پیش پدر یا استاد خود که او هم همین کار را میکرد و سینه به سینه آموخته بود، هرگز به دنبال نقاشی حرفهای به معنای مرسوم آن نبوده و او نیز به مانند اسلاف خود، نقشها را با دل میزد نه با تکنیک و مهارتهای نقاشانه. او باید در نقاشی خود، پیامش را با صراحت بیان می کرد و از هرگونه پیچیدگی و ابهام و ایهام پرهیز میکرد و شخصیتها را طوری قلم میزد که مخاطبش او را میشناخت.
وقایع نقاشی قهوهخانهای در دل روضهها و نوحهها و مقتلها و تعزیهها وجود داشته و برای همین مخاطب آن، با دیدن آن نقاشی داستان را به یاد میآورد.
میدانیم که نقاشی قهوهخانهای هم مثل تعزیه در دوره رضاخانی به محاق فرو رفت و دیگر کسی نبود که بخواهد این نقش ها را در دیوار قهوهخانه بکشد. از طرفی رادیو هم جای نقال را گرفته بود و دیگر کمتر نقال و مرشدی پا در قهوه خانه میگذاشت تا روایتی از کربلا را برای مردم بازگو کند. برای همین تعزیه و نقاشی خیالینگاری به موزه رفته بود. با برپایی برنامهها و رویدادهایی مانند «خیمه هنر»، باز اجرایی تعزیهها و بازتولید نقاشی خیالینگاری از حیطه موزهای بودن خارج و وارد زندگی روزمره میشود.
نقاشی خیالینگاری فارغ از فرمهای زیبایی شناسانه در نقاشی، به اصول زیبایی شناسی نانوشته خود پای بند است و بیانگر ذهنیات تصویری فرهنگ عامه ایران از وقایع مذهبی، اسطوره ای، حماسی و پهلوانی است که اوج آن واقعه عاشورا است.
«خیمه هنر» در دومین تجربه نظاممند خود در تابستان و روزگاری که ایام وداع با رهبر شهید است، کارکردی دوگانه را پیش روی خود دارد. در خیمه هنرهای تجسمی هنرمندانی حضور دارند که آثاری در فرم سنتی و مدرن خلق میکنند و برای مخاطب و بینندگان این خیمه با صدای تعزیه و نغمات عاشورایی نقشهایی را رقم میزنند که تقابل زیبایی را در سوگ پدید می آورد. یا خوشنویسانی که خطوط و اشعار و احادیثی از معصومین، برای مردم خطاطی میکنند و آنها نیز به یادگار جملهها یا شعری را که دوست دارند به خانه میبرند.
عباس گنجی، پریسا شادقزوینی، سعید مسیبی، سهیل مسیبی، مجید فراهانی، موحد بیرانوند، محبوبه پهلوان، زهرا صفی آبادی، سعیده صفی آبادی، مریم شرافتی و زهرا جعفری از جمله هنرمندان نقاش و هانی شرار، اسماعیل کرامتی، منصور خرمی، عاطفه دامن باغ، مونا محسنی، یونس چناری، شهروز نوراللهی، مهدی سهرایس، شقایق میری، ستاره قانع، علی کاظم تاش و شعبانی؛ هنرمندان خوشنویس در این خیمه هستند. همچنین، فاطمه مهاجری و سارا عباسی، کار آموزش نقاش کودک و حبیبه یوسفی هم کار چیدمان شهدای ناو دنا و مدرسه «شجره طیبه» میناب را انجام دادهاند.
هنر عاشورایی در قالب موسیقی و ادبیات و نقاشی و نمایش در همه این سالها از عصر قاجار تا امروز به انحا مختلف ابزاری برای بیان اندیشه ورزی مذهبی، ایده مبارزه با ظلم و بیان احساسات درونی مردم نسبت به خاندان اهل بیت بوده است. از آنجا که شیعه، ریشه و منشا شهادت و ایستادگی در برابر جبهه باطل و ظلم را در واقعه عاشورا میداند هنرمندان شیعی نیز در بسیاری از رفتارهای هنری عناصر عاشورایی را بسط و گسترش دادهاند.
از ظرایف هنر عاشورایی این است که نقطه ثقل آن همیشه در ایران بوده و اگر در نقاط دیگری از کشورهای مسلمان فرم و مضمونی از هنر عاشورایی اجرا شده است باید در جستجوی رگ و ریشه ایرانی آن باشیم.
تعزیه و نقاشی قهوهخانهای هنرهایی مختص ایران است. در هر منطقه از ایران با ترکیب و تلفیق فرهنگ بومی، هنر عاشورایی شکلی متفاوت یافته است که البته در بن مایه های اندیشگانی یکسان هستند. در تحلیل و بررسی هنر عاشورایی در دوره معاصر نمیتوانیم از موقعیتهای سیاسی و اجتماعی به سادگی عبور کنیم. طبعا ایدئولوژی غالب انقلابی و تلفیق آن با آرمانهای حضرت امام حسین علیه السلام در عهد یزید و معاویه تقابلهایی تاریخی را ایجاد میکند. خیزشهای مردمی در آستانه انقلاب اسلامی، موقعیت رزمندگان در جبهه های جنوب در جنگ تحمیلی هشت ساله همین موقعیت اخیر کشورمان در جنگهای سال گذشته تا جنگ رمضان برابریهای تاریخی را در ذهن مردم شکل می دهد که در قالب فرهنگ عاشورایی قابل تفسیر است.
همزمانی برپایی «خیمه هنر» با مراسم وداع و تشییع رهبر و قائد شهید حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای نیز یکی از همین تقابلهای عاشورایی است که محل بروز هنر عاشورایی میشود. آثار هنری عاشورای امسال بی ارتباط با وقایع امسال نیست. به واقع زنده نگه داشتن سوگواریهای هنرمندانه عاشورایی که سرشار از ایستادگی و خیزش است محرک قدرتمندی برای جوانان روزگار است. این سوگواریها افزون بر برپایی و بازتولید آئینهای دینی کارکرد مهم آگاهی بخشی را برای جامعه به دوش دارد.
در «خیمه هنر» در بخش هنرهای تجسمی که به همت موسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر برپا شده، مخاطبان در کنار تماشای صحنههای هنری از واقعه عاشورا به بازسازی یک فرهنگ هم میاندیشند.
