خبرگزاری مهر، گروه استانها؛امیرماهان محمدی یکتا: در روزهایی که تجاوز وحشیانه دشمن آمریکایی‑صهیونیستی ۴۰ روز جنایتهای متعدد جنگی در کشور رقم زد و فشار روانی بر شهروندان استان تهران وارد کرد، هنر از یک کالای لوکس و تزئینی به یک «نیاز زیستی و روانشناختی» تبدیل شده است.
گرافیتیهای خیابانی، شعرهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و موسیقیهای تولیدشده در گوشهوکنار شهر، دیگر فقط ابزار بیان نیستند؛ بلکه به مکانیسمی دفاعی برای تخلیه جمعی اضطراب و ترس بدل شدهاند. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که نگاه صرفاً تبلیغاتی و آرامبخش به این آثار، نه تنها کمکی نمیکند، بلکه اضطراب را به تعویق میاندازد.
نوشتن؛ درمان خاموش شهر در اضطراب
به گفته منصور بنیعامر، روانشناس و استاد دانشگاه، نوشتن در لحظه بحران نوعی خوددرمانی است؛ فرد با تبدیل آشفتگی درونی به کلمات، ذهنش را مرتب میکند.
او در گفتوگو با خبرنگار مهر توضیح میدهد که یادداشتهای روزانه، حتی اگر هیچگاه منتشر نشوند، نقش یک سوپاپ اطمینان روانی را دارند.
بنیعامر میگوید: این نوشتهها یک آرشیو عاطفی میسازند که فرد میتواند بعدها به آن رجوع کند و روند عبور خود از بحران را بهتر درک کند.
او که تجربه مستقیم از پیامدهای جنگ در دوران دفاع مقدس و بحرانهای اجتماعی دارد، تأکید میکند که روایتپردازی هنری، از مجسمهسازی تا طراحی پوستر و ساخت فیلمهای کوتاه، در استان تهران بیش از گذشته اهمیت یافته است؛ زیرا این هنرها کمک میکنند شهر واقعیت تلخ را بپذیرد و آن را از یک شوک خام به یک تجربه قابل درک تبدیل کند.
شعر؛ پلی میان فراق و امید
منوچهر سوری، از شعرای برجسته استان تهران، در گفتوگو با خبرنگار مهر تأکید میکند: شعر، راه بازگشت احساس است. مردم استان تهران وقتی شعرهایی درباره فقدان، دلتنگی، مقاومت یا امید میخوانند، احساس میکنند کسی حرف دلشان را زده است.
این همدلی، نقش مهمی در جلوگیری از فرسودگی روانی شهر دارد.

سوری معتقد است شعر و ادبیات داستانی، حتی اگر در لحظه تولید اثر نکنند، در سالهای بعد چراغ فهم هستند؛ چراغی که نسلهای آینده میتوانند با آن گذشته را ببینند و دردهای ناگفته را لمس کنند.
تهران و هویت مشترکی که از دل هنر متولد میشود
غلامرضا فرجیان، پیشکسوت رسانه و فعال اجتماعی، نیز در گفتگو با خبرنگار مهر باور دارد: هنر به مردم کمک میکند یک موضوع سخت را با فاصلهای امن ببینند. این فاصله نمادین، امکان فهم بهتر واقعیت را فراهم میکند.
او با اشاره به تجربههای تاریخی در کشور میگوید: معمولاً آثار هنری تولیدشده در سالهای بعد از بحران، نقشی بهمراتب اثرگذارتر در درمان جمعی دارند.
فرجیان هشدار میدهد که نگاه صرفاً تبلیغاتی به هنر، فقط اضطراب را به تعویق میاندازد: هنری درمانگر است که راستگو باشد و بتواند گسستهای روانی جامعه را ترمیم کند.
از مکانیسم دفاعی تا سرمایهگذاری روی سلامت روان
عبدالرضا چراغعلی، مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران، در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به رویکرد جدید مدیریت بحران استان تأکید کرد: هنرهای مختلف در تخلیه عاطفی شهروندان نقش بسزایی دارند. در زمان بحران، هنر به عنوان یک مکانیسم دفاعی جمعی عمل میکند.
وی افزود: وقتی مردم نمیتوانند استرس خود را بیان کنند، دیدن یک اثر هنری که همان حس را بازنمایی میکند، باعث میشود احساس کنند تنها نیستند.
چراغعلی با بیان اینکه استانداری نباید در هنر کنترلگر باشد، گفت: استانداری به عنوان نهاد حاکمیتی، نباید در هنر مصلحتاندیش یا کنترلگر باشد، بلکه باید نقش تسهیلگر و پناهبان را ایفا کند.
او در خصوص ثبت و حفظ آثار هنری دوران بحران خاطرنشان کرد: ما نباید اجازه دهیم تاریخ احساسات مردم تهران، با پاک کردن یک دیوار یا از بین رفتن یک فایل صوتی، برای همیشه محو شود.

مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران تأکید کرد: هدف ما در استانداری، تبدیل کردن هنر از یک ابزار اطلاعرسانی به یک ابزار تخلیه و پردازش تروما است.
وی در پایان با اشاره به حمایت از هنرمندان مستقل گفت: حمایت از هنرمند مستقل در زمان بحران، سرمایهگذاری روی سلامت روان کل شهر است.
هنر؛ سپری برای عبور و چراغی برای بازگشت
تهران در روزهای دشوار، هنر را نه فقط برای بقا، که برای فهمیدن انتخاب میکند، از گرافیتیهای پرمعنا تا موسیقیهایی که در کافههای کوچک نواخته میشود، همه حکایت از استانی دارند که نمیخواهد زیر بار اندوه خاموش شود.
وقتی مردم تهران در مراسم فرهنگی، فیلمهای مرتبط با بحرانها را تماشا میکنند یا شعرهای آن دوران را میخوانند، در واقع در حال مرور نوعی فرآیند درمان جمعی هستند؛ فرآیندی که بدون هنر، بیرحمتر و تاریکتر بود.
تهرانیها ثابت کردهاند که حتی در سختترین شرایط، میتوان با هنر زندگی را دوباره ساخت؛ میتوان گذشته را مرور کرد، حال را فهمید و برای آینده طرحی تازه انداخت.
نظرات کاربران