در ستایش نظم سیال یحیی دهقان‌پور؛ معلمی که در بدترین عکس‌ نکته می‌دید
بازدید 3
0

در ستایش نظم سیال یحیی دهقان‌پور؛ معلمی که در بدترین عکس‌ نکته می‌دید

به گزارش خبرنگار مهر، مراسم بزرگداشت زنده‌یاد یحیی دهقان‌پور عصر پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت در سالن شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

در این مراسم، محمد ستاری، محمود کلاری، حمید سوری تئوریسین هنر، مسعود مترجم‌زاده، مهران مهاجر و فرهاد فخریان عکاس و از شاگردان مرحوم دهقان‌پور، جاسم غضبان‌پور، حسین چنعانی، سیف‌الله صمدیان، کامران شریفی، افشین شاهرودی، اسماعیل عباسی، ساعد نیک ذات، حمید دهقان‌پور برادر زنده‌یاد یحیی دهقان‌پور و جمعی دیگر از علاقه‌مندان به این استاد عکاسی حضور داشتند.

در این مراسم، ویدئویی از عکس‌های آلبوم زنده‌یاد دهقان‌پور نمایش داده شد و پس از آن فیلمی از سخنان اعضای خانواده یحیی دهقان‌پور در مورد آن زنده‌یاد پخش شد. سپس فیلم پروژه‌های عکاسی زنده‌یاد یحیی دهقان‌پور به نمایش درآمد.

در ابتدای مراسم، حمید دهقان‌پور برادر زنده‌یاد یحیی دهقان‌پور در سخنانی به بیان خاطراتی از او پرداخت.

معلمی که عکاسی را با طعم حقیقت می‌آموخت

حمید سوری از اساتید و تئوریسین‌های عکاسی، یحیی دهقان‌پور را یک «معلم مادرزاد» توصیف کرد که فراتر از تکنیک‌های عکاسی، راه و رسم «زیستن در دایره حقیقت» را به شاگردانش یاد می‌داد.

وی با مرور خاطرات آشنایی‌شان از سال ۷۹، دهقان‌پور را شخصیتی یگانه با حافظه‌ای درخشان و حساسیت‌های عمیق اجتماعی معرفی کرد و در ادامه به بیان ویژگی‌های نگاه دهقان‌پور پرداخت.

سوری با اشاره به فرار از کلیشه‌ها در نگاه زنده‌یاد دهقان‌پور توضیح داد: او با نگاهی انتقادی و به دور از تعصبات ایدئولوژیک، به دنبال کشف لایه‌های پنهان در هر عکس بود و رابطه‌ خشک «استاد-شاگردی» را به فضایی برای کشف و شهود تبدیل می‌کرد. دهقان‌پور همچنین، به شکلی هوشمندانه میان عکس و ادبیات پل می‌زد. او عکاسی را صرفاً ثبت تصویر نمی‌دید، بلکه آن را خلق معنای جدیدی می‌دانست که از ترکیب کلمه و تصویر جان می‌گیرد.

وی بیان کرد: برای او مرزبندی‌های رایج مثل «عکاسی مستند» یا «فرم‌گرا» اهمیت چندانی نداشت؛ او می‌گفت «نمی‌شود کار هنری کرد و دغدغه‌ اجتماع را نداشت». عکاسی برای او نه یک بازی، که خودِ زندگی و شیوه‌ دیدن جهان بود.

سوری با اشاره به مجموعه‌ «حلقه چشم»، از جسارت دهقان‌پور در به‌کارگیری فرم‌های نو (مانند چیدمان گرید و ترکیب با آینه) یاد کرد؛ رویکردی که در دوران خود با کج‌فهمی برخی عکاسان سنتی روبه‌رو می‌شد و تأکید کرد که دهقان‌پور هیچ‌گاه به هنجارهای محدودکننده تن نداد و تا پایان، عکاسی را ابزاری برای بیان دغدغه‌های انسانی و جهانی می‌دانست.

وی در پایان گفت: دهقان‌پور هنرمندی بود که با آثار و منش خود ثابت کرد هنر، مصداق بارزِ طغیان برای رسیدن به حقیقت است.

در ستایش نظم سیال یحیی دهقان‌پور

در ادامه، مسعود مترجم‌زاده از شاگردان زنده‌یاد دهقان‌پور گفت: صحبت کردن از یحیی دهقان‌پور، صحبت از چهل سال رفاقت و شاگردی است؛ مردی که به ما آموخت عکاسی نه فقط یک تکنیک، که یک شیوه زیستن است. او تجسمِ «نظم سیال» و «سبک‌باری» بود؛ استادی که در عین صمیمیت، وقتی پای کار وسط می‌آمد، سخت‌گیر و جدی بود. بسیاری از ما او را با کتاب «پنج نگاه به خاک» می‌شناسیم؛ اثری که به جرات می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین سندهای عکاسی معماری ماست، هرچند در هیاهوی دهه‌های گذشته، آن‌طور که شایسته بود دیده نشد. اما یحیی برای ما فراتر از کتاب‌هایش بود.

وی توضیح داد: او استادِ بی‌ادعایِ «عمل» بود. کسی که آستین بالا می‌زد، در لابراتوار کنار دانشجو فیلم ظاهر می‌کرد و تجربیات فنی‌اش را بی‌دریغ روی دایره می‌ریخت. شگفتیِ یحیی در این بود که عکاسی را با ادبیات و فلسفه پیوند می‌زد. سال‌ها گذشت تا فهمیدیم او ریشه در ادبیات دارد، چرا که هیچ‌وقت از مدرکش حرف نمی‌زد اما سر کلاس، ما را به خواندن رمان تشویق می‌کرد تا بهتر ببینیم. او عکاسی بود که می‌توانست پلی بزند از «عقل سرخ» سهروردی به قلبِ یک فریم عکس.

مترجم‌زاده بیان کرد: او به ما یاد داد که هنرمند نباید در حرف زدن متوقف شود. وقتی بحث از مفهوم «درخت» شد، او ننشست و تماشا نکرد؛ یک سال بعد با مجموعه‌ای از عکس‌های درختی برگشت تا بگوید «اگر حرفی می‌زنی، باید بتوانی آن را تصویر کنی». در سال‌های اخیر، نگاه او چنان به عرفان و کشف و شهود نزدیک شده بود که گویی دوربین را به دستِ مولانا یا شمس تبریزی داده‌ایم.

وی خطاب به حاضران گفت: دوستان و همکاران گرامی، در این روزهای سخت، بیش از هر زمان دیگری به یادآوری منشِ بزرگانی چون دهقان‌پور، بهمن جلالی و شفاییه نیاز داریم. یحیی مثل کاندینسکی معتقد بود دنیا صدا دارد و او کسی بود که این صدا را شنیده بود و سعی داشت با فرم‌های انتزاعی‌اش، آن را به ما هم نشان دهد. بیاییم به حرمت او، قدر این میراث، قدر پیشکسوتان و قدر همدیگر را بیشتر بدانیم. یادش تا همیشه در نگاه‌های ما جاری است.

در ادامه، ۲ تن از شاگردان و همراهان زنده‌یاد یحیی دهقان‌پور از ابعاد انسانی و شیوه‌ معلمی منحصربه‌فرد او صحبت کردند

روایت فرهاد فخریان از قدرت کلمات و آهنگِ عکاسی دهقان‌پور

فرهاد فخریان که ۴۲ سال همراه و همکار دهقان‌پور بوده، او را انسانی توصیف کرد که هرگز صدایش را بلند نمی‌کرد اما با جملاتی دقیق، کوبنده و به‌موقع (که همیشه با ضرب‌المثل یا شعری همراه بود)، حرفش را به کرسی می‌نشاند.

وی بیان کرد: ترکیبِ «سخت‌گیری» و «طنازی» در کلاس‌های استاد جالب بود؛ اینکه چطور پیچیده‌ترین مفاهیم را با شوخی و صمیمیت به جانِ دانشجو می‌انداخت.

فخریان عنوان کرد: عکاسیِ یحیی دهقان‌پور «آهنگ» داشت و نگاهش به این هنر فراتر از یک نتیجه‌ ساده بود؛ برای او عکاسی مسیری بی‌پایان بود.

معلمی که در «بدترین عکس‌ها» نکته می‌دید

مهران مهاجر نیز با لحنی ادبی و پراحساس، دهقان‌پور را «ایرانی‌ترین عکاس» نامید و با یادآوری خاطرات «اتاق سبز» دانشکده و اسلایدهایی که استاد هر هفته با خود می‌آورد، از آزادیِ عجیبی گفت که دهقان‌پور به شاگردانش می‌داد.

وی توضیح داد: بزرگترین ویژگی او از نظر من این بود که او در عکس‌های ما چیزهایی را می‌دید که خودمان ندیده بودیم! دهقان‌پور حتی از ضعیف‌ترین کارهای دانشجوها، نکته‌ای مثبت و شوق‌انگیز بیرون می‌کشید تا آنها را با دنیای تصویر همراه کند. او با این کار، چهارضلعیِ محدودِ عکس را می‌شکست و دریچه‌ای رو به بی‌نهایت باز می‌کرد.

در پایان، سخنرانان بر این باور بودند که جای خالی یحیی و نگاهِ جستجوگرش همیشه حس خواهد شد اما میراث او در نگاهِ تک‌تک شاگردانش زنده است.

اشتراک گذاری

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *