صنعتگران ساسانی، ۱۴۰۰ سال پیش در حال آزمایش آلیاژ برنج بوده‌اند
بازدید 10
0

صنعتگران ساسانی، ۱۴۰۰ سال پیش در حال آزمایش آلیاژ برنج بوده‌اند

آزمایش‌های علمی، فصلی فراموش‌شده در فلزکاری ساسانی را آشکار می‌کنند.

مجله اینترنتی باستان شناس : فناوری آلیاژ برنج در زمان ساسانی ممکن است بسیار پیشرفته‌تر و گسترده‌تر از دانش قبلی ما باشد، طبق مطالعه علمی جدیدی که یافته‌های باستان‌شناسی از مرو و نینوا را بررسی می‌کند. این پژوهش نشان می‌دهد که فلزکاران در امپراتوری ساسانی تنها به دنبال ادامه سنت‌های برنز قدیمی نبودند. آنها همچنین با برنج به شیوه‌هایی آزمایش می‌کردند که زیبایی، کاربرد نظامی و نوآوری‌های تکنولوژیکی را مرتبط می‌ساخت.

در طول دهه‌ها، فلزکاری ایران باستان عمدتاً بر برنز، نقره و طلا مورد بحث قرار گرفته است. برنج، که آلیاژی از مس و زینک است، در دوره های روم، بیزانس و بعدها در دوران اسلامی بهتر مستند شده است. نقش آن در امپراتوری ساسانی که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی حکومت می‌کرد، بسیار مبهم‌تر باقی مانده است.

یک گروه از پژوهشگران اشیای ساخته‌شده از آلیاژ برنج را از دو ناحیه مهم مرزی در محوطه های ساسانی مورد بررسی قرار دادند: مرو (در ترکمنستان امروزی) و نینوا (در شمال عراق). آن‌ها با استفاده از تحلیل فلورسانس پرتو ایکس، میکروسکوپ الکترونی روبشی و رادیوگرافی دیجیتال، شواهدی از وجود برنج (آلیاژ مس و روی) در هر دو شکل ریخته‌گری و کوبیده‌شده شناسایی کردند. نتایج این پژوهش نشان‌دهنده‌ی چشم‌اندازی فناورانه بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که پیش‌تر تصور می‌شد.

آنچه در این مقاله می خوانید

  • برنج (آلیاژ مس و روی) در دو سوی دورافتادهٔ امپراتوری کشف شد.
  • از رنگِ زرین تا کاراییِ عملی
  • کلاه‌خودهای نینوا بُعدی نظامی را آشکار می‌کنند
  • پلی به شکوفایی برنج در دورهٔ اسلامی
  • اشیای قدیمی موزه، کشفیات جدید

برنج (آلیاژ مس و روی) در دو سوی دورافتادهٔ امپراتوری کشف شد.

گزینشِ مرو و نینوا دارای اهمیت است. مرو یکی از مراکز بزرگ شهری و نظامی در شمال‌شرق ایران بود که در نزدیکی مسیرهایی قرار داشت که خراسان را به افغانستانِ شمالی، رودِ آمودریا و آسیای مرکزی پیوند می‌داد. نینوا، پایتخت باستانی آشوریان، در دوران باستانِ متأخر همچنان به حیات خود ادامه داد و بعدها نیز کلاه‌خودهای نظامیِ کمیابِ ساسانی از آن به دست آمد.

از سراسر وب

این دو محوطه در دو سویِ کاملاً مخالفِ قلمرو امپراتوری ساسانی قرار می‌گیرند. یافتنِ برنج در هر دو جا نشان می‌دهد که این ماده صرفاً یک کنجکاویِ منفرد و اتفاقی نبوده است. بلکه بخشی از الگویی گسترده‌تر در به‌کارگیری فلزات در سراسر مرزهای امپراتوری بوده است.

در مرو، پژوهشگران قطعاتی از آلیاژهای مس را که از لایه‌های ساسانی به‌دست آمده بود بررسی کردند و دریافتند که حدود یک‌چهارمِ یک مجموعه کوچک احتمالاً شواهدی از برنج را نشان می‌دهد. برخی از این اشیا به زمینه‌های قرن چهارم تا پنجم میلادی تعلق داشتند و برخی دیگر به قرون ششم و هفتم. یافته‌ها شامل یک سنجاق مو تزئین‌شده با لاجورد و شیشه‌های رنگی، قطعه‌ای از دستبند، اتصالات فلزی، مهره‌ها و سرِ یک سنجاق بود.

از سراسر وب

میزان روی در این اشیا بسیار متغیر بود؛ از مقادیر کم تا غلظت‌های بسیار بالاتر. این دامنه اهمیت دارد. مقدارهای بالاتر روی احتمالاً نشان‌دهنده استفاده از برنجِ اولیه تولیدشده به روش سمانتاسیون است، در حالی که مقدارهای پایین‌تر ممکن است به بازیافت یا آمیختن با دیگر آلیاژهای مس اشاره کند. به بیان دیگر، فلزکاران ساسانی صرفاً با ردپاهای تصادفیِ روی سر و کار نداشتند؛ به نظر می‌رسد آنان به مواد برنجی قابل تشخیص دسترسی داشته‌اند، حتی اگر تأمین آن همواره یکنواخت و پایدار نبوده باشد.

صنعتگران ساسانی، ۱۴۰۰ سال پیش در حال آزمایش آلیاژ برنج بوده‌اند
نقشه‌ای که جایگاه مرو و نینوا و حدود تقریبی گسترهٔ امپراتوری ساسانی در میانهٔ قرن ششم میلادی را نشان می‌دهد.
نقشه با استفاده از داده‌های Natural Earth تهیه شده است.
منبع: Davis و همکاران، 2026.

از رنگِ زرین تا کاراییِ عملی

نخستین اشیای برنجیِ کشف‌شده در مرو عمدتاً ریخته‌گری‌شده بودند. این امر نشان می‌دهد که در ابتدا، رنگ عاملِ اصلیِ جذابیت این آلیاژ بوده است. برنج از نظر ظاهری شباهت بیشتری به طلا نسبت به مفرغ دارد و در جوامع باستانی، این جلوهٔ بصری ارزش اجتماعی قابل‌توجهی داشت.

یک سنجاق مو یا دستبند برنجی هرگز با زیورآلات زرینِ نخبگان رقابت نمی‌کرد، اما می‌توانست ظاهری پرستیژمند برای افرادی پایین‌تر از بالاترین سطوح اشرافی فراهم آورد. از این منظر، برنج جایگاهی میانی میان تجمل و کارآمدی اشغال می‌کرد.

از سراسر وب

شواهد متأخرتر حتی جالب‌تر است. اشیای برنجیِ چکش‌کاری‌شده در مرو و اجزای برنجیِ به‌کاررفته در کلاه‌خودهای نینوا نشان می‌دهد که این آلیاژ نه‌تنها به‌خاطر ظاهرش، بلکه به‌سبب رفتار مطلوبش زیر ضربهٔ چکش ارزشمند بوده است. برنج برای کار با ورق بسیار مناسب است، زیرا نسبت به بسیاری از آلیاژهای مفرغی آسان‌تر شکل می‌گیرد، بریده می‌شود و سوراخ‌کاری می‌شود. همین ویژگی آن را برای ساخت اتصالات نازک، پوشش‌ها و قطعات پرچ‌شده سودمند می‌ساخت.

این تغییر بسیار تعیین‌کننده است: برنجِ ریخته‌گری‌شده عمدتاً بازتابِ انتخابی زیباشناختی است، در حالی که برنجِ ورقه‌ایِ چکش‌کاری‌شده نشان‌دهندهٔ درک فنی و آگاهانه از خواص ماده است.

کلاه‌خودهای نینوا بُعدی نظامی را آشکار می‌کنند

چشمگیرترین شواهد از سه کلاه‌خود ساسانی در مجموعهٔ موزهٔ بریتانیا به دست آمده است که در اصل در نینوا کشف شده‌اند. این کلاه‌خودها به‌طور کلی به قرون ششم و هفتم میلادی تعلق دارند و به گروهی نادر از کلاه‌خودهای قطعه‌بندی‌شده یا نواریِ اواخر دوران باستان تعلق دارند.

تصویربرداری رادیوگرافی نشان داد که این کلاه‌خودها از چندین صفحه، نوار و پرچ ساخته شده‌اند. تحلیل‌های علمی نشان داد که برای نوارهای تقویتی، پرچ‌ها و در برخی موارد برای ورقه‌هایی که روی اجزای آهنی قرار داده شده بودند، از برنج یا آلیاژهایی شبیه برنج با قلعِ کم استفاده شده است.

این نکته بسیار مهم است. این کلاه‌خودها صرفاً زره‌هایی آهنی برای محافظت نبودند، بلکه اشیایی با مهندسی دقیق بودند که استحکام، پرداخت سطحی و جلوهٔ بصری را با هم ترکیب می‌کردند. اجزای برنجی ظاهری درخشان و طلایی ایجاد می‌کردند، در حالی که صفحات پشتی آهنی وظیفهٔ حفاظت را بر عهده داشتند.

پژوهشگران معتقدند که استفاده از برنج در این کلاه‌خودها ممکن است نشان‌دهندهٔ کاربرد گسترده‌تر این آلیاژ در تجهیزات نظامی ساسانی باشد. این هنوز یک فرضیهٔ پژوهشی است، اما فرضیه‌ای مهم به شمار می‌آید. اگر برنج به‌طور منظم در تجهیزات نظامی به کار می‌رفته، گسترش آن احتمالاً با شبکه‌های تولید سازمان‌یافته، کارگاه‌های تخصصی و شاید حتی تقاضای دولتی ارتباط داشته است.

صنعتگران ساسانی، ۱۴۰۰ سال پیش در حال آزمایش آلیاژ برنج بوده‌اند
گونۀ کمربندِ دایره‌ای که نقش پیکرِ زنی را نشان می‌دهد که نوزادی را در آغوش گرفته است. پارتِی. برنزِ سرب‌دار. (موزه بریتانیا: BM:2001,0404.1).
© The Trustees of the British Museum.
اعتبار: Davis و همکاران، 2026.

پلی به شکوفایی برنج در دورهٔ اسلامی

این پژوهش همچنین به توضیح یک گذار تاریخی بزرگ‌تر کمک می‌کند. در اوایل دورهٔ اسلامی، برنج به یکی از آلیاژهای اصلیِ در سراسر آسیای غربی تبدیل شد. با این حال، منشأ این تحول همواره دشوار بوده است.

شواهد ساسانی از مرو و نینوا ممکن است بخشی از حلقهٔ گمشدهٔ این روند را نشان دهد. در مرو، مواد متعلق به اوایل دورهٔ اسلامیِ متأخر حضور بیشتر برنج با درصد بالای روی را نشان می‌دهد؛ امری که احتمالاً حاکی از دسترسی منظم‌تر به این آلیاژ یا حتی تولید محلی آن تا قرن نهم میلادی است. بنابراین ممکن است دورهٔ ساسانی مرحله‌ای مهم از آزمایش و گذار بوده باشد؛ زمانی که برنج از ماده‌ای نسبتاً پرستیژمند به سوی کاربردهای عملیِ گسترده‌تر حرکت کرد.

این بدان معنا نیست که مفرغ از میان رفت. این مطالعه تأکید می‌کند که سنت‌های مفرغ‌کاری همچنان ادامه داشتند. با این حال، برنج به‌تدریج جایگاهی برای خود پیدا می‌کرد، به‌ویژه در مواردی که ویژگی‌های فنی آن مزایای آشکاری فراهم می‌کرد.

اشیای قدیمی موزه، کشفیات جدید

یکی از مهم‌ترین درس‌های این پژوهش جنبهٔ روش‌شناختی آن است. بخشی از شواهد کلیدی نه از کاوش‌های تازه، بلکه از بازبررسی مجموعه‌های قدیمی موزه‌ها با ابزارهای علمی مدرن به دست آمده است.

در بسیاری از فهرست‌های تاریخی، اشیای باستانی به‌طور کلی با عنوان «برنز» یا «آلیاژ مس» توصیف شده‌اند. این اصطلاحات کلی می‌توانند تفاوت‌های مهم فناوری را پنهان کنند. بازطبقه‌بندی برخی اجزا به‌عنوان برنج، درک ما از صنایع دستی، تجارت و تولید نظامی در دورهٔ ساسانی را تغییر می‌دهد.

این کشف ظریف اما مهم است. در اینجا خبری از کاخ تازه کشف‌شده یا گنجینه‌ای خیره‌کننده از طلا نیست. در عوض، این پژوهش انتخابی فناورانه را آشکار می‌کند که در دل اشیای کوچک، قطعات مرزی و کلاه‌خودهای جنگی پنهان مانده بود.

امپراتوری ساسانی که مدت‌ها به‌خاطر ظروف نقره‌ای، سلاح‌های اشرافی و قدرت باشکوهش شناخته می‌شد، اکنون به نظر می‌رسد نقشی مهم‌تر از آنچه پیش‌تر تصور می‌شد در تاریخ برنج ایفا کرده باشد. در مرزهای این امپراتوری، فلزکاران پیشاپیش در حال آزمودن آلیاژی بودند که بعدها به یکی از عناصر تعیین‌کننده در فرهنگ مادی جهان اسلام تبدیل شد.

منبع:

Davis, M. E., Mongiatti, A., Simpson, S. J., & Martinón-Torres, M. (2026). Brass in the Sasanian frontiers: Assessing metallurgical innovation through archaeological finds at Merv and Nineveh. Archaeological Research in Asia, 46, 100688.

اگر غارت گنج‌جویان و حفاران غیرمجاز، پیکر زخمی تاریخ این سرزمین را نمی‌درید، امروز جهان با شکوه و ژرفای واقعی تمدن ایران بیشتر آشنا بود. بسیاری از رازهای نیاکان‌مان در زیر خاک مانده یا در دست بیگانگان پراکنده است؛ و اگر این میراث بی‌همتا پاس داشته می‌شد، ایران نه تنها در نقشه جغرافیا، که در وجدان فرهنگی بشریت نیز درخشان‌تر می‌درخشید.



اشتراک گذاری

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *