آرامگاه کاستا در آمفیپولیس اکنون برای نخستین بار از زمان کشف این محوطه توسط باستانشناسان، بهطور کامل نمایان شده است و دیدی روشنتر از یکی از بزرگترین بناهای تدفینی کشفشده در مقدونیه باستان ارائه میدهد.
مجله اینترنتی باستان شناس : تیمهای مرمت که بر روی این تپه عظیم در شمال یونان کار میکنند، اکنون تمام محوطه مرمری پیرامون آرامگاه را آشکار کردهاند؛ اقدامی که به پژوهشگران کمک میکند مقیاس این بنا و نقش آن در سالهای پس از مرگ اسکندر مقدونی را بهتر درک کنند.
وزیر فرهنگ یونان، لینا مندونی، اخیراً از این محوطه بازدید کرد تا آخرین مرحله پروژه مرمت را بررسی کند. باستانشناسان و مهندسان اکنون به طور کامل دیوار مرمری پیرامونی (پریبولوس) را که به طول ۴۹۷ متر دور تپه کشیده شده، آشکار کردهاند. این دیوار محدودهای بیش از ۲۰ ایکر را در بر میگیرد، در حالی که کل محوطهای که تحت مدیریت وزارت فرهنگ قرار دارد بیش از ۵۰ ایکر وسعت دارد.
اندازه این بنای یادبود متخصصان را شگفتزده کرده است. قطر این تپه بیش از ۱۴۰ متر است و به همین دلیل آرامگاه کاستا از تومولوس بزرگ آیگای که قطری حدود ۱۱۰ متر دارد، بزرگتر است. مقامهای رسمی اکنون کاستا را بزرگترین تپه تدفینی کشفشده در مقدونیه توصیف میکنند.
بخشهایی از دیوار جنوبی محوطه در طول ۱۰۵ متر با استفاده از بلوکهای مرمری اصلی که در جریان حفاری پیدا شدهاند، دوباره ساخته شده است. مرمتکاران تنها در جاهایی که نیاز به استحکام بیشتر بوده، مقدار کمی سنگ مصنوعی اضافه کردهاند. در حال حاضر کارها بر پایدارسازی بخش غربی دیوار متمرکز است و همزمان گروهها در حال نصب یک شبکه گسترده زهکشی هستند تا تپه را در برابر آسیبهای ناشی از باران و فرسایش طولانیمدت محافظت کنند.

منبع تصویر: Neptuul، با مجوز CC BY-SA 4.0
مهندسان همچنین بخشهایی از تپه را بازشکلدهی کردهاند تا فرم اصلی تومولوس (تپه تدفینی) را بازگردانند. در داخل بنا نیز سازههای موقتی فولادی و داربستهایی که پیشتر برای پایدارسازی اضطراری استفاده شده بودند، برداشته شدهاند و این کار باعث شده اتاقهای داخلی دوباره قابل مشاهده شوند.
آخرین مرحلههای مرمت، طاق سنگی اتاق تدفین را نیز بازسازی کرده است. مرحله بعدی بر نصب دوباره درِ دولتی عظیم مرمری متمرکز خواهد بود؛ دری که در گذشته اتاق تدفین را مهر و موم میکرد. مرمتکاران همچنین در حال آمادهسازی برای بازسازی ابوالهولهای ورودی هستند، از جمله بازگرداندن بالهای گمشده و سرِ مفقود یکی از مجسمهها.
پروژه مرمت همچنین شواهدی از فعالیتهای دورههای بعدی پیرامون آرامگاه را آشکار میکند. باستانشناسان نشانههایی از عملیات برچیدن رومیها را شناسایی کردهاند، از جمله نقطه دقیق قرارگیری جرثقیلی که زمانی برای جدا کردن بلوکهای مرمر و انتقال آنها جهت استفاده مجدد به کار میرفت. بقایای رمپها و سامانههای بالابری در نزدیکی محل نشان میدهد که تلاشی سازمانیافته برای جدا کردن بخشهایی از دیوار پیرامونی سدهها پس از ساخت آرامگاه صورت گرفته است.
پژوهشگران همچنین آثار یک سازه نگهدارنده خشتی متأخر را در یکی از بخشهای تپه پیدا کردهاند که احتمالاً پس از وارد آمدن آسیبهای پیشین، برای پایدارسازی دامنهها ساخته شده بوده است.
شواهد علمی زمان ساخت بنا را در ربع پایانی سده چهارم پیش از میلاد قرار میدهد؛ دورهای پرتلاطم پس از مرگ اسکندر مقدونی. کیفیت مرمر، وسعت مهندسی، و طراحی معماری باشکوه همگی نشان میدهند که این آرامگاه به یکی از افراد ردههای بالای نخبگان مقدونی تعلق داشته است، هرچند باستانشناسان هنوز نتوانستهاند فرد یا افراد دفنشده را شناسایی کنند.
این پروژه مرمت با حضور باستانشناسان، معماران، مرمتگران، مهندسان و متخصصان علمی از چندین مؤسسه یونانی در حال انجام است. انتظار میرود هزینه کامل پروژه از ۱۵ میلیون یورو فراتر رود؛ بودجهای که از برنامههای منطقهای و اروپایی تأمین میشود.
دولت یونان قصد دارد در بخش شرقی محوطه، امکانات بازدید و یک فضای موزهای ایجاد کند و هدف این است که آرامگاه کاستا در اوایل سال ۲۰۲۸ بهطور ایمن دوباره به روی عموم بازگشایی شود.
مقایسه اهمیت تپههای باستانی در دیگر کشورها و غارت تپهها در ایران
تپههای باستانی از مهمترین منابع شناخت تاریخ، هویت فرهنگی و شیوه زندگی جوامع کهن به شمار میآیند. در بسیاری از کشورهای جهان، این محوطهها نهتنها به عنوان میراث ملی، بلکه به عنوان سرمایهای جهانی مورد حفاظت، مطالعه و معرفی قرار میگیرند. کشورهایی مانند یونان، مصر، ترکیه، ایتالیا و چین با برنامهریزی دقیق، سرمایهگذاری گسترده و استفاده از دانش روز، تپهها و محوطههای باستانی خود را حفظ کرده و آنها را به مراکز مهم پژوهشی، فرهنگی و گردشگری تبدیل کردهاند. در این کشورها، هر لایه خاک یک سند تاریخی تلقی میشود و کوچکترین یافتهها با دقت علمی ثبت، بررسی و نگهداری میشوند.
برای نمونه، در یونان تپهها و آرامگاههای باستانی با نظارت دائمی باستانشناسان، مهندسان و مرمتگران محافظت میشوند و پروژههای مرمتی آنها گاه میلیونها یورو هزینه دارد. هدف از این اقدامات تنها حفظ یک سازه نیست، بلکه پاسداری از حافظه تاریخی یک ملت و انتقال آن به نسلهای آینده است. در بسیاری از کشورها، محوطههای باستانی پس از کاوش و حفاظت، به صورت اصولی برای بازدید عمومی آماده میشوند و از این راه علاوه بر تقویت هویت ملی، منافع اقتصادی و فرهنگی نیز ایجاد میکنند.
در مقابل، بسیاری از تپههای باستانی در ایران با وجود ارزش تاریخی فوقالعاده، در معرض تهدیدهای جدی قرار دارند. یکی از مهمترین این تهدیدها، حفاری غیرمجاز و غارت آثار تاریخی توسط سودجویان و قاچاقچیان اشیای عتیقه است. این افراد با انگیزه دستیابی به اشیای قیمتی، بدون هیچ شناخت علمی و بدون توجه به اهمیت لایههای باستانشناختی، بخشهایی از تپهها را تخریب میکنند. خسارتی که از این طریق وارد میشود، تنها به سرقت چند شیء محدود نیست، بلکه در واقع بخشی از تاریخ و هویت فرهنگی کشور برای همیشه نابود میشود.
تپه باستانی فقط محلی برای یافتن اشیای قدیمی نیست؛ هر لایه آن، هر قطعه سفال، هر استخوان، هر دیوار و هر نشانه معماری میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی، اقتصاد، آیینها، تغذیه، معماری و روابط اجتماعی مردمان گذشته در اختیار پژوهشگران قرار دهد. هنگامی که حفاران غیرمجاز بدون ضابطه زمین را میشکافند، این نظم تاریخی از بین میرود و اطلاعاتی که شاید هرگز قابل بازیابی نباشد، نابود میشود. در حقیقت، حفاری غیرمجاز نوعی سرقت از گذشته و آینده یک ملت است.
ایران با برخورداری از هزاران تپه و محوطه باستانی، یکی از غنیترین کشورهای جهان از نظر میراث فرهنگی است.
مقایسه وضعیت مرمتهای پرهزینه و علمی در جهان با وضعیت غارت تپهها در داخل، نشاندهنده یک ضرورت حیاتی است: تغییر رویکرد از حفاظت فیزیکیِ صِرف به حفاظت مشارکتمحور. تا زمانی که اهمیت علمی و هویتبخش این محوطهها بر جذابیت مالیِ کاذب اشیای عتیقه غلبه نکند و قوانین بازدارنده با نظارت دقیق تکنولوژیک همراه نشود، بخشی از شناسنامه ملی ما در هر شبِ تاریک زیر کلنگ حفاران غیرمجاز از بین خواهد رفت. همانطور که یونان با افتخار به استقبال بازگشایی آرامگاه کاستا در سال ۲۰۲۸ میرود، ما نیز باید به دنبال روزی باشیم که تپههای باستانیمان به جای حفرههای سیاه غارت، شاهد حضور کاوشگران علمی و گردشگران مشتاق باشند.
نظرات کاربران