چگونه قانون حمورابی جهان را تغییر داد؟ تاریخچه اولین قوانین مکتوب جهان، ریشههای قانون چشم در برابر چشم و میراث قانونی ماندگار آن را کشف کنید.
مجله اینترنتی باستان شناس : قانون حمورابی، که بر روی یک بنای یادبود ۲ متری از جنس بازالت نگهداری میشود، به عنوان یکی از قدیمیترین قوانین مکتوب جهان مورد ستایش قرار میگیرد. این قانون که شامل ۲۸۲ قانون است، برای انعکاس زندگی در اولین امپراتوری بابل در قرن ۱۸ پیش از میلاد تدوین شد، اما شامل مفاهیم مدرن بسیاری است که ۳۵۰۰ سال بعد آشنا به نظر میرسند. این قانون به طور مشهوری شامل قانون قصاص یا ایده «چشم در برابر چشم» است که اگرچه از برخی جهات وحشیانه بود، اما این ایده را مطرح کرد که مجازات باید متناسب با جرم باشد. همچنین شامل ایده فرض برائت، سوابق قانونی و حمایتهای قانونی برای مصرفکنندگان و زنان است. برای کشف اینکه چگونه قانون حمورابی رویکردهای باستانی به قانون را متحول کرد و ایدههایی را معرفی کرد که هنوز در قوانین حقوقی مدرن طنینانداز هستند، ادامه مطلب را بخوانید.
آنچه در این مقاله می خوانید
- پادشاه و ستون عدالت بابل
- در قانون حمورابی چه آمده است؟
- معنای واقعی لکس تالیونیس
- سلسله مراتب اجتماعی و نابرابری در چارچوب قانون
- قوانین باستانی برای مشکلات مدرن
- کشف دوباره یک شاهکار گمشده
- میراث ماندگار حمورابی بر حقوق جهانی
پادشاه و ستون عدالت بابل

حمورابی ششمین پادشاه سلسله آموری بابل بود که در اوایل قرن ۱۸ پیش از میلاد حکومت میکرد. سلطنت چهار دههای او شاهد رشد نفوذ بابل از یک دولت-شهر کوچک در سایه ایلام قدرتمند به مرکز امپراتوریای بود که کنترل اکثر بینالنهرین را در دست داشت . در حالی که حمورابی اکنون بیشتر به خاطر قوانینش مشهور است، حکومت او با ظهور سریع شهرش که توسط ترکیبی از دیپلماسی و لشکرکشیهای نظامی هدایت میشد، مشخص میشد.
قانون حمورابی بر روی یک بنای یادبود بازالتی به ارتفاع ۷ فوت کشف شد. این اثر که بین سالهای ۱۷۵۵ تا ۱۷۵۱ پیش از میلاد حک شده است، ۲۸۲ قانون را فهرست میکند و نشان میدهد که پادشاه حمورابی آنها را از خدای باستانی بینالنهرین، شمش، دریافت میکند و به قانون جدید وزن الهی میبخشد. قطعاتی از حداقل دو بنای سنگی مشابه دیگر که متن مشابهی دارند، کشف شده است که نشان میدهد این قانون در شهرهای اطراف امپراتوری بابل به نمایش گذاشته شده است.

قانون حمورابی اولین قانون مکتوب این منطقه نبود. این قانون توسط قانون بسیار ناقص اوروکاگینا، که ظاهراً حدود ۲۴۰۰ سال پیش از میلاد توسط پادشاه لاگاش برای مبارزه با فساد تدوین شده است، پیش از آن تدوین شده است. همچنین قانون اور-نامو از شهر سومری اور وجود داشت که حدود ۳۰۰ سال قبل از قوانین حمورابی (حدود ۲۱۰۰-۲۰۵۰ پیش از میلاد) نوشته شده بود. قانون لیپیت-ایشتار ایسین مربوط به حدود ۱۹۵۰ پیش از میلاد و قوانین اشنونا از اور مربوط به حدود ۱۹۳۰ پیش از میلاد است. این نشان دهنده حرکت از عدالت غیرقابل پیشبینی مبتنی بر هوسهای یک حاکم به یک قانون مدون است که شهروندان میتوانستند به آن مراجعه کرده و آن را درک کنند. چیزی مشابه در یونان تا زمان قوانین دراکونی آتن در قرن هفتم پیش از میلاد دیده نشد.
مانند قانون حمورابی، این قوانین حول بندهای «اگر-آنگاه» ساخته شدهاند و بیان میکنند که «اگر x اتفاق بیفتد، آنگاه پیامد قانونی باید y باشد.» اما قانون حمورابی با تمرکز بر «lex talionis» یا «چشم در برابر چشم» به جای تکیه انحصاری بر غرامت مالی، از قوانین قبلی متمایز است. این قانون این ایده را مطرح کرد که مجازات باید متناسب با جرم باشد. قانون حمورابی همچنین فرض بیگناهی و تفاوتهای ظریف در مورد طبقه اجتماعی را مطرح کرد.
در قانون حمورابی چه آمده است؟

ترجمه کامل متن روی سنگ یادبود، یک قانون حقوقی را آشکار میکند که طیف گستردهای از حوزههای حقوقی مرتبط با زندگی در بابل قرن هجدهم را در بر میگیرد. این ۲۸۱ قانون به شکل جملات شرطی «اگر-آنگاه» هستند که معمولاً به موقعیتهای بسیار خاص اشاره دارند، به عنوان مثال، «اگر کسی گاوی را اجاره کند و شیری آن را در مزرعه بکشد، ضرر و زیان بر عهده صاحبش است.»
این نشان میدهد که بابلیها برای قوانین خود به سابقه قضایی متکی بودند، و احکام قانونی که احتمالاً توسط پادشاه در گذشته وضع میشدند، رویههای آینده را تعیین میکردند. آنها همچنین احتمالاً از نمونههای خاص به موارد مشابه تعمیم میدادند، مثلاً اگر به جای گاو نر، اسبی در مزرعه بود چه؟
یکی از مهمترین اجزای قانون حمورابی، معرفی اصل برائت و روند دادرسی عادلانه است. این ایده که شهروندان تا زمان اثبات جرم، بیگناه هستند، یکی از مفاهیم اصلی است. این قانون همچنین تصریح میکند که پروندهها را میتوان با شواهد و شهود برای اثبات بیگناهی یا گناهکاری نزد قاضی آورد.
معنای واقعی لکس تالیونیس

احتمالاً مشهورترین ویژگی تعریفکنندهی قانون حمورابی، فلسفهی «lex talionis» یا «چشم در برابر چشم» است. در ترجمهی این قانون، محققان مدرن به سرعت این فلسفه را در سراسر قانون شناسایی کردند. مشهورترین مثال، قانون ۱۹۶ است که بیان میکند اگر یک اشرافزاده چشم یکی دیگر از اعضای اشراف را از بین ببرد، چشم او از بین خواهد رفت. قوانین مشابهی در سراسر قانون وجود دارد، به طوری که قانون ۱۹۷ به شکستن استخوان و قانون ۲۰۰ به کندن دندان اشاره دارد.
این قانون میتواند حتی ظریفتر هم باشد. برای مثال، قانون ۲۳۰ بیان میکند که اگر سازندهای خانهای را بد بسازد و فرو بریزد و پسر صاحبخانه را بکشد، پسر سازنده به اعدام محکوم خواهد شد.
در چارچوب زمانی که قانون وضع شد، این امر عامل محدودکنندهای را در مجازات جرایم ایجاد کرد و ایده تناسب در جرم و مجازات را بنا نهاد. این مفهوم در قانون روم در ضربالمثل «culpae poenae par esto» دیده میشود که تقریباً به معنای «مجازات را متناسب با جرم قرار دهید» است.
این یک نوآوری بزرگ در آن زمان بود. پیش از این، عدالت تا حد زیادی غیرمتمرکز بود و انتقام و قصاص خصوصی عمدتاً بر عهده طرف آسیبدیده یا خانواده او بود. این امر میتوانست به خونخواهی منجر شود و اقدامات تلافیجویانه منجر به انتقام بیشتر و از بین رفتن خانوادهها میشد. قانون حمورابی این ایده را مطرح کرد که محدودیت مناسبی برای انتقام وجود دارد.
سلسله مراتب اجتماعی و نابرابری در چارچوب قانون

این قوانین همچنین منعکس کننده چگونگی تعریف زندگی در بابل توسط ساختارهای طبقاتی اجتماعی سرکوبگر است. سه طبقه تعریف شده وجود داشت: «آملو» (نخبه)، «موشکنو» (فرد آزاد) و «اردو» (برده). جرایم علیه آملو مجازاتهای شدیدتری برای متخلفان داشت.
یکی از مفاد این قانون میگوید: «اگر مردی آزاد به بدن مرد آزاد دیگری یا همرتبهاش ضربه بزند، باید یک مینای طلا بپردازد.» این با بند قبلی در تضاد است که میگوید: «اگر کسی به بدن مردی بالاتر از خود ضربه بزند، باید شصت ضربه شلاق گاوی در ملاء عام بخورد.»
این تمایز حتی در مورد قانون چشم در برابر چشم نیز صدق میکرد. اگر یک آملی، آملی دیگری را کور میکرد، چشمش کور میشد، اما اگر چشم یک موشکنو را کور میکرد، فقط باید جریمه پرداخت میکرد. این نشان میدهد که جایگاه اجتماعی تا چه حد در زندگی بابلیها ریشه داشته است.
قوانین باستانی برای مشکلات مدرن

بسیاری از بخشهای این قانون، به طرز شگفتآوری در موضوعاتی که به آنها میپردازند، مدرن به نظر میرسند. برای مثال، در انتهای متن، مقرراتی وجود دارد که حداقل دستمزد را برای مشاغل مختلف مشخص میکند. نقشهایی که این موضوع به آنها مربوط میشود شامل صنعتگران، کارگران و ملوانان میشود.
قانون حمورابی همچنین شامل یک آییننامه ساختمانی است که مسئولیت در صورت فروریختن ساختمان را مشخص میکند. این قانون شبیه به قوانین لیمون مدرن است که مقررات حمایت از مصرفکننده هستند. مقررات مشابهی نیز برای جراحات وارده در حین عملیات پزشکی گنجانده شده است، اگرچه مجازاتها برای پزشکان نسبت به سازندگان کمتر شدید است.
این قانون همچنین شامل چندین ماده برای محافظت از زنان، به ویژه بیوهها، است که حقوق قانونی روشنی را در رابطه با اموال، طلاق و امنیت شخصی ترسیم میکند. این مورد دیگری است که بسیاری از خوانندگان مدرن اغلب آن را تعجبآور میدانند، زیرا بابل یک جامعه کاملاً مردسالار بود. این نشان دهنده فلسفهای است که میگوید قوی باید از ضعیف محافظت کند.
اگر شوهری بدون دلیل موجه همسرش را طلاق میداد، ملزم به بازگرداندن جهیزیه او و گاهی حتی بخشی از اموال خود بود. زن همچنین حق داشت پس از مرگ شوهرش، معمولاً سهمی برابر با فرزندان، از اموال او به ارث ببرد. زنان از نظر قانونی مجاز به مالکیت اموال و تجارت بودند. زن همچنین میتوانست به دلیل بدرفتاری شوهرش، او را ترک کند و پسران نیز از بدرفتاری با مادران خود منع شده بودند، که میتوانست آنها را از خانه بیرون کند و اموال را مطالبه کند. اگر زنی به شدت بیمار میشد، شوهرش از طلاق دادن او منع میشد و موظف بود تا زمانی که زن زنده بود، از او نگهداری کند.
کشف دوباره یک شاهکار گمشده

لوح سنگی لوور مربوط به قانون حمورابی در حین کاوشهای شهر باستانی ایلامی شوش در ایران امروزی کشف شد. این کشف بین سالهای ۱۹۰۱ و ۱۹۰۲ توسط یک تیم باستانشناسی به سرپرستی ژاک دو مورگان انجام شد. این لوح سنگی در سه قطعه پیدا شد و بعداً بازسازی شد. اگرچه این کاملترین نسخه موجود است، اما هنوز بیش از هشتاد خط از پایین این بنای تاریخی گم شده است.
اولین گزارش در مورد این سنگ یادبود توسط آشورشناس فرانسوی، ژان-وینسنت شیل، منتشر شد که اظهار داشت این خطوط توسط شوتروک-ناهونته، پادشاه ایلامی، که در قرن دوازدهم پیش از میلاد پس از آوردن مجسمه به شوش بر این منطقه حکومت میکرد، پاک شدهاند. او اظهار داشت که انگیزه پشت این پاک کردن، افزودن متنی برای تجلیل از دستاوردهای شوتروک-ناهونته بوده است.

اگرچه نظریهها در مورد منشأ دقیق این سنگ یادبود متفاوت است، اما عموماً توافق بر این است که در قرن دوازدهم به ایلام برده شده است. مورخ مارتا راث در مورد دشواریهای تعیین منشأ این سنگ یادبود بحث کرده و اظهار داشته است که ممکن است این سنگ یادبود توسط شوتروک-ناخونته یا پسرش کوتیر-ناخونته در قرن دوازدهم از یکی از مکانهایی که سنگ یادبودها در آنجا نصب شدهاند، برداشته شده باشد. چنین مکانهایی شامل بابل و سیپار، شهری تحت کنترل بابل، میشد.
هیئت باستانشناسی فرانسه این سنگ یادبود را در یک اتاق کار پیدا کرد که نشان میداد قرار است متن دیگری به آن اضافه شود. راث خاطرنشان کرد که این کار باعث نادیده گرفتن کتیبه اصلی میشد، کتیبهای که تهدید میکرد هر پادشاهی که سنگ یادبود را تغییر دهد، نفرین خواهد شد. کشف این بنای تاریخی در این شهر باستانی عیلامی، نشان دهنده آگاهی از این قانون در سراسر خاور نزدیک باستان، حتی صدها سال پس از مرگ حمورابی است.
میراث ماندگار حمورابی بر حقوق جهانی

کپی کردن قانون حمورابی نقش محوری در آموزش کاتبان در سراسر بینالنهرین داشت. این نشان دهنده تأثیر احتمالی این قانون بر قانونگذاری در سراسر منطقه است. با این حال، کاتبان متون حقوقی دیگری را که آنها نیز تأثیرگذار بودند، کپی میکردند. این نشان میدهد که قانونگذاران بینالنهرین تحت تأثیر سنت حقوقی گستردهتری بودند که قانون حمورابی تنها بخشی از آن را تشکیل میداد. با این حال، شهرت حمورابی در قرنها پس از سلطنتش ممکن است در نفوذ قانون او در بینالنهرین نقش داشته باشد.
بحثهای قابل توجهی در مورد تأثیر این متن بر سیستمهای حقوقی بعدی در مناطق اطراف بینالنهرین وجود داشته است. بین اصل قصاص در قانون حمورابی و قانون عهد، مجموعهای از قوانین باستانی بنیاسرائیل که در کتاب مقدس (خروج ۲۰:۲۲-۲۳:۱۹) بلافاصله پس از ده فرمان یافت میشود، ارتباطهایی برقرار شده است. این قانون شامل سناریوهای مشابه «اگر-آنگاه» است. با این حال، مشخص نیست که آیا قانون حمورابی مستقیماً بر قوانین بنیاسرائیل تأثیر گذاشته است یا اینکه آنها صرفاً در یک زمینه فرهنگی مشابه پدیدار شدهاند.
عموماً استدلال میشود که قانون حمورابی، یا حداقل قوانین خاورمیانه، بر قانون روم تأثیر گذاشته است. قانون روم همچنین شامل ایده چشم در برابر چشم و اینکه مجازات متناسب با جرم خواهد بود، میشود و سلسله مراتب اجتماعی را در چارچوب قانون تدوین میکند. قانون روم در زمینههایی مانند قانون مالکیت، بدهی و قانون تجارت گسترش یافت.
اما وجه مشترک اصلی قانون حمورابی و قانون روم این است که آنها در روم، با شروع از الواح دوازدهگانه در قرن پنجم پیش از میلاد، نوشته و به نمایش عمومی گذاشته شدند. این امر ثبات، پیشبینیپذیری و سطحی از انصاف را ایجاد کرد که در هسته اکثر چارچوبهای حقوقی مدرن قرار دارد. جنبههای دیگر، مانند سوابق قانونی و فرض برائت، نیز از جنبههای اصلی قانون مدرن هستند. بنابراین، از بسیاری جهات، میتوانیم خط مستقیمی از قانون حمورابی ۳۵۰۰ سال پیش تا قوانین حقوقی مدرن ترسیم کنیم.
برگردانی از مقاله:
نیک اسکات کارشناسی حقوق (در حال تحصیل)
نیک اسکات دانشجوی حقوق است و علاقه خاصی به تاریخ حقوق و حقوق تطبیقی دارد.
نظرات کاربران