در آغاز عصر رباتیک تجاری، تهیهکنندگان تلویزیونی نشنال جئوگرافیک با کمک یک کاوشگر پیشگام، به کاوش در اسرار باستانی پرداختند.
نویسنده: ریچل اسلِید (Rachel Slade) برگردان اختصاصی برای مجله اینترنتی باستانشناس
در قلب هرم بزرگ جیزه و در اتاقی موسوم به «اتاق ملکه»، کانال مرموزی وجود دارد که پهنای آن کمی بیشتر از جثه یک سگ داشهوند (تِیر دَش) است؛ این مجرا به صورت مورب به سمت بالا و به درون تاریکی مطلق امتداد مییابد.
این کانال در سال ۱۸۷۲ توسط یک مهندس بریتانیایی، به همراه مجرای مشابه دیگری در ضلع مقابل اتاق کشف شد. هر دو مجرای شمالی و جنوبی با سنگ مسدود شده بودند و به نظر نمیرسید که تا نمای بیرونی هرم امتداد داشته باشند، چرا که هیچ روزنهای در بیرون دیده نمیشد. اما این کانالها به کجا ختم میشدند؟ و چگونه میشد آنها را کاوش کرد؟ این پرسشها برای بیش از یک قرن بیپاسخ باقی ماندند.
در سال ۲۰۰۲، تهیهکنندگان تلویزیونی نشنال جئوگرافیک با استفاده از رباتی به نام «پیرامید روور» (Pyramid Rover – به معنی کاوشگر هرم)، کانال جنوبی را کاوش کردند. این ربات کوچکِ خزنده و انعطافپذیر که شبیه به یک چاقوی سوئیسی تاشو طراحی شده بود، به شنیهای ویژهای مجهز بود تا بتواند همزمان به کف و سقف کانال بچسبد و حرکت کند.
مهندسان سازنده این ربات از شرکت آیروبات (iRobot)، در تابستان همان سال با بیش از دوازده چمدان پر از قطعات یدکی، تودههایی از ضایعات آلومینیوم و یک دستگاه تراشکاری برای انجام تغییرات فوری در محل، وارد جیزه شدند. زمانی که مشخص شد بخشهایی از کانال بسیار ناهموار است و ربات نمیتواند از آنها عبور کند، تیم مهندسی مکانیزمی را طراحی و به ربات اضافه کرد تا رمپهای (سطوح شیبدار) کوچکی را سر راه خود مستقر کند. همچنین وقتی یک تختهسنگ آهکی در فاصله حدوداً ۶۴ متری (۲۱۰ فوتی) حرکت ربات را متوقف کرد، مهندسان آن را به یک دریل مجهز کردند تا سوراخ باریکی برای کاوش ایجاد کند.
نوآوری در قلب تاریخ: این ماموریت با صبوری و به صورت گامبهگام پیش رفت؛ هر بار پیشروی عمیقتر در دل کانال، با ارتقای فنی ربات همراه بود.
کریستین ویگل (Christian Weagle)، مهندس سابق شرکت آیروبات که برای این پروژه به مصر سفر کرده بود، به خاطر میآورد: «ما دستگاه تراشکاری را روی بالکن اتاقمان در هتل راهاندازی کردیم و یک شب در میان، در حال ساخت قطعات جدید بودیم.»
در ماه سپتامبر، پس از هفتهها بررسی و آمادهسازی، کاوشگر آخرین سفر خود را به انتهای کانال انجام داد؛ اما اینبار مجهز به یک دوربین فیبر نوری بود. اپراتورها با ظرافت دوربین را به داخل سوراخی که ایجاد کرده بودند هدایت کردند و تصویری از یک اتاقک کوچک را برای مخاطبان تلویزیونی که بهطور زنده برنامه را تماشا میکردند، به نمایش گذاشتند. آن فضا خالی بود و هدف از ساخت این کانالها همچنان به صورت یک راز باقی ماند.
با این حال، این ربات در طول مسیر خود موفق به ثبت چیزی خارقالعاده شد: نشانههایی به جا مانده از بنایان باستان با گل اخرا (رنگدانه قرمز) که قدمت آنها به زمان ساخت هرم بازمیگشت.
ویگل با یادآوری حس شگفتی آن لحظه میگوید: «ما اولین انسانهایی بودیم که پس از ۴۵۰۰ سال آن رنگدانههای قرمز را میدیدیم. آن نشانههای باستانی مانند پلی ارتباطی با سازندگان اصلی هرم بودند؛ گواهی بر ذهنهایی که برای حل چالشهای بزرگ تلاش میکردند.»
آنچه در این مقاله می خوانید
- نظریهها و ساختار معماری کانالهای هرم بزرگ جیزه
- ۱. ساختار معماری کانالها
- کانالهای اتاق شاه
- کانالهای اتاق ملکه
- ۲. نظریههای اصلی: کاربرد این کانالها چه بود؟
- نظریه اول: راهنمای آیینی و نجومی (کانالهای روح)
- نظریه دوم: کانالهای تهویه هوا
- ۳. گمانهزنیهای مدرن و جایگزین
نظریهها و ساختار معماری کانالهای هرم بزرگ جیزه
کانالهای باریک درون هرم بزرگ خوفو (هرم بزرگ جیزه)، یکی از منحصربهفردترین و بحثبرانگیزترین ویژگیهای معماری مصر باستان به شمار میروند. در هیچیک از دیگر اهرام مصر، سازهای شبیه به این کانالها یافت نشده است.
۱. ساختار معماری کانالها
دقیقاً چهار کانال در هرم بزرگ وجود دارد که به صورت متقارن در دو اتاق مجزا قرار گرفتهاند. این مجراها به طرز شگفتآوری کوچک هستند و ابعاد آنها به طور میانگین تنها ۲۰ در ۲۰ سانتیمتر است.
کانالهای اتاق شاه
- موقعیت: در ارتفاعی بالا روی دیوارهای شمالی و جنوبی اتاق شاه قرار دارند.
- طراحی: برخلاف کانالهای پایینی، این دو مجرا به پوسته بیرونی هرم نفوذ کرده و مستقیماً به فضای بیرون باز میشوند.
- زاویهها: کانال شمالی با زاویه تقریبی ۳۲.۵ درجه بالا میرود، در حالی که کانال جنوبی با شیب تندتر حدود ۴۵ درجه صعود میکند.
کانالهای اتاق ملکه
- موقعیت: به صورت متقارن روی دیوارهای شمالی و جنوبی اتاق ملکه قرار گرفتهاند.
- طراحی: این کانالها به بیرون هرم راه ندارند. آنها برای هزاران سال پشت دیوارهای سنگی و ضخیم اتاق پنهان بودند، تا اینکه در سال ۱۸۷۲ مهندسی به نام «واینمن دیکسون» با ضربه زدن به دیوارها و شنیدن صدای فضای خالی، آنها را کشف کرد.
- «درها»: کاوشهای رباتیک بعدی (مانند مأموریتهای آپوآوت، پیرامید روور و جِدی) نشان داد که هر دو کانال در اعماق هرم توسط بلوکهای سنگ آهکی که دارای دستهها یا پینهای تزیینی مسی هستند، مسدود شدهاند؛ این موانع به طور مشهوری به «درهای گانتنبرینک» (Gantenbrink’s Doors) معروف شدهاند.
۲. نظریههای اصلی: کاربرد این کانالها چه بود؟
از آنجا که ساخت این سازهها نیازمند برنامهریزی بسیار دقیقی بوده است (برش دادن چندین ردیف سنگ سخت در زوایای دقیق همزمان با بالا رفتن بنای هرم)، قطعا هدف از ساخت آنها برای سازندگانش حیاتی بوده است. مصرشناسان و پژوهشگران عموماً به دو دیدگاه اصلی باور دارند:
نظریه اول: راهنمای آیینی و نجومی (کانالهای روح)
این نظریه، پذیرفتهشدهترین دیدگاه در مجامع علمی است. مصریان باستان بر این باور بودند که پس از مرگ، روح فرعون (با) به آسمانها صعود میکند تا به خدایان جاویدان بپیوندد.
- ارتباط با ستاره ثعبان (شمال): در سال ۲۵۰۰ پیش از میلاد، کانالهای شمالی دقیقاً به سمت ستاره ثعبان (آلفا اژدها) نشانه رفته بودند که در آن دوران ستاره قطبی زمین بود. برای مصریان، این ستارگان دورقطبی شمالی «نابودنشدنیها» نام داشتند، زیرا هرگز زیر خط افق غروب نمیکردند و نماد زندگی ابدی بودند.
- ارتباط با صورت فلکی شکارچی و ستاره شعرای یمانی (جن): کانالهای جنوبی به سمت صورت فلکی شکارچی (همپیوند با اوزیریس، خدای جهان مردگان و نوزایی) و ستاره درخشان شعرای یمانی یا شباهنگ (همپیوند با ایزیس) جهتگیری شده بودند.
خلاصه نظریه: این کانالها معابر روحانی و سکوهای پرتاب کیهانی بودند که برای هدایت روح پادشاه و ملکه درگذشته به سمت ستارگان خاصی طراحی شده بودند تا آنها به جاودانگی دست یابند.
نظریه دوم: کانالهای تهویه هوا
کاوشگران اولیه با دیدن اینکه پس از پاکسازی زبالهها، هوا در کانالهای اتاق شاه جریان مییابد، تصور کردند که این مجراها دریچههای تهویه هوا بودهاند تا هوای تازه را برای کارگران یا کاهنانی که مراسم مذهبی را در مقبرههای تاریک اجرا میکردند، فراهم کنند.
- نقطه ضعف این نظریه: اگرچه این فرض برای اتاق شاه منطقی به نظر میرسد، اما کانالهای اتاق ملکه عمداً در هر دو انتها مسدود شده بودند. آنها هرگز به هوای بیرون نرسیدند و وجودشان از داخل نیز پشت یک دیوار سنگی صلب پنهان شده بود؛ این موضوع نظریه کارکرد تهویهای آنها را کاملاً رد میکند.
۳. گمانهزنیهای مدرن و جایگزین
دقتِ ساخت این کانالها، فرضیههای جایگزین و حاشیهای را نیز به وجود آورده است. مشهورترین آنها «نظریه همبستگی شکارچی» است که توسط رابرت بووال مطرح شد؛ او استدلال میکند که چیدمان سه هرم جیزه به گونهای طراحی شده تا تصویر سه ستاره کمربند صورت فلکی شکارچی را روی زمین بازتاب دهد. اگرچه این نظریه از نظر بصری جذاب است، اما باستانشناسان رسمی به دلیل ناهماهنگیهای زمانی و جهتی، آن را به شدت رد میکنند.
برخی دیگر نیز نظریههای مکانیکی یا فنی را پیشنهاد کرده و حدس میزنند که هرم مانند یک نیروگاه غولپیکر یا تشدیدکننده صوتی عمل میکرده و این کانالها حاوی مایعات شیمیایی یا سیمکشی مسی بودهاند. با این حال، در هیچیک از کاوشهای رباتیک، هیچ اثر فیزیکی از مواد شیمیایی، ماشینآلات یا فرسایش صنعتی کشف نشده است؛ آنچه یافت شده، تنها جای ابزار باستانی، ملات و گرافیتیهای سرخرنگی است که کارگران مصری در حین ساخت از خود به جا گذاشتهاند.
نظرات کاربران