- کشف یک مقبره استثنایی ۱۰۰۰ ساله در کوههای سایان روسیه، دریچهای نو به سوی جهان پررمزوراز زنان اشرافی و شبکه پیچیده مبادلات فرهنگی میان عشایر سیبری و امپراتوریهای بزرگ شرق آسیا گشوده است.
مجله اینترنتی باستان شناس : این بانوی نجیبزاده که همراه با نوزاد، جواهرات طلا، آینهای چینی و اسب وفادارش دفن شده، پس از قرنها سکوت، داستان شکوه و اقتدار زنان در قلب استپهای باستانی را بازگو میکند.
آنچه در این مقاله می خوانید
- شکوه در خاک؛ مقبرهای فراتر از یک تدفین عادی
- گوشوارههای طلا؛ نمادی از اصالت و پیوندهای دوردست
- هنر چینی در استپهای سیبری: تکههای آینه و رکابهای نقرهکوب
- پرترهای دستنخورده از قدرت زنان در تاریخ سیبری
شکوه در خاک؛ مقبرهای فراتر از یک تدفین عادی

باستانشناسان در جریان کاوشهای خود در گورستان «سایانی-پوگرانیچنویه-۴» واقع در منطقه کراسنویارسک روسیه، موفق به کشف آرامگاه منحصربهفردی شدند که به یک زن بالغ از طبقه اشراف و یک نوزاد تازه متولد شده تعلق دارد. این مقبره که قدمت آن به اواخر قرن نهم یا دهم میلادی (بیش از ۱۰۰۰ پیش) بازمیگردد، یک تدفین معمولی نیست؛ بلکه نشاندهنده جایگاه اجتماعی بسیار بالا و نفوذ سیاسی این زن در جامعه زمان خود است.
طبق سنتهای عشایری باستان، در این مقبره علاوه بر بقایای انسانی، یک اسب کامل (شامل جمجمه و اندامها که درون پوست حیوان قرار داده شده بود) به همراه تجهیزات مجلل سوارکاری دفن شده است؛ آیین ویژهای که تنها برای نخبگان و جنگجویان نامدار استپها اجرا میشد.
گوشوارههای طلا؛ نمادی از اصالت و پیوندهای دوردست

در کنار جمجمه این زن، یک جفت گوشواره با روکش طلا پیدا شده که به دلیل ظرافت و تکنیک ساخت، توجه محققان را به خود جلب کرده است. آزمایشهای آزمایشگاهی نشان داد که این گوشوارهها با ترکیبی هنرمندانه از مس، قلع، سرب و نقره ساخته شده و روکشی از طلا دارند. بخش پایانی گوشوارهها به شکلی طراحی شده که یادآور مروارید باشد.
نکته شگفتانگیز این است که طراحی این جواهرات شباهت بسیار زیادی به نمونههای کشفشده در کوههای آلتای و مغولستان دارد و مستقیماً با فرهنگ تُرکهای باستان مرتبط است. این گوشوارهها چیزی فراتر از یک زینت ساده بودند؛ آنها مانیفستی بصری از رتبه اجتماعی، اصالت و پیوندهای خویشاوندی فرامنطقهای این بانوی نجیبزاده به شمار میرفتند.
هنر چینی در استپهای سیبری: تکههای آینه و رکابهای نقرهکوب

در میان ۸۳ شیء کشفشده در این گور، دو یافته دیگر ارتباطات تجاری و فرهنگی گسترده این جامعه قرونوسطایی با امپراتوری تانگ در چین را فاش میکند:
۱. تکه آینه چینی برنزی: این قطعه دارای نقوش اساطیری «انگور و پرنده» است که میان اشراف امپراتوری تانگ (قرون هفتم و هشتم میلادی) بسیار محبوب بود. لبههای ساییدهشده این تکه آینه نشان میدهد که مدتها پیش از دفن شکسته شده و احتمالاً به عنوان یک شیء آیینی، محافظتی یا یادگاری خانوادگی باارزش برای سالها توسط این زن نگهداری میشده است. ۲. رکاب اسب نقرهکوب: یکی از رکابهای اسب با مفتولهای نقره و به سبک هنر تزیینی اواخر دوره تانگ (سالهای ۸۶۰ تا ۹۰۷ میلادی) تزیین شده است، در حالی که رکاب دیگر کاملاً ساده است. باستانشناسان معتقدند این تضاد عمدی بوده؛ عشایر معمولاً آن سمتی از اسب را که در معرض دید عموم بود با تجهیزات مجلل تزیین میکردند تا قدرت و ثروت خود را به نمایش بگذارند.
پرترهای دستنخورده از قدرت زنان در تاریخ سیبری
بررسیهای رادیوکربن، قدمت این تدفین را بین سالهای ۸۶۲ تا ۱۲۲۴ میلادی تخمین میزند، اما سبک تزیینات گوشوارهها، رکاب و آینه، زمان دقیقتر را به نیمه دوم قرن نهم یا دهم میلادی محدود میکند.
این کشف از آن جهت اهمیت دارد که دنیای شخصی یک زن اشرافی را با دنیای حماسی و تشریفاتی سوارکاران استپ پیوند میزند. گوشوارههای طلا تجسم ارج و قرب او بر روی بدنش هستند و تجهیزات اسب نشاندهنده جامعهای است که در آن پویایی، نمایش قدرت و ثروت از هم تفکیکناپذیر بودهاند. پس از گذشت یک هزاره، این مقبره تصویری نادر، زنده و دستنخورده از زندگی و مرگ زنان نخبه در مرزهای سیبری قرونوسطا را پیش چشم باستانشناسان معاصر قرار داده است.
میراث فرهنگی یک ملت، شناسنامه هویت، ریشه و سند اصالت آن در تاریخ جهان است. هر اثر باستانی، تکهای از پازل بزرگ تاریخ بشر است که وقتی در جای خود قرار میگیرد، معنا پیدا میکند. با این حال، سالهاست که این شناسنامه ارزشمند با پدیدهای شوم به نام حفاری غیرمجاز و غارت آثار باستانی زخم خورده است؛ تجارتی تاریک که هویت ملی را فدای سودجوییهای کوتاهمدت میکند.
نظرات کاربران