تصویر پیدا نشد !
بازدید 66
0

چغازنبیل معبد رازآلود خدایان

چُغازَنبیل، که نام آن در اصل به معنای «تپه‌ی زنبیل» است، یکی از شگفت‌انگیزترین مجموعه‌های معبدی ایلامی در استان خوزستان در ایران به شمار می‌رود.

مجله اینترنتی باستان شناس : این مکان که با نام‌های دیگری همچون دور-اونتاش، تچُغازَنبیل و ال‌اونتاش ناپیریشا نیز شناخته می‌شود، میزبان بزرگ‌ترین و سالم‌ترین زیگورات جهان در بیرون از بین‌النهرین است.

چغازنبیل در حدود سال ۱۲۵۰ پیش از میلاد، در دوره‌ی ایلام میانه (۱۵۰۰ تا ۱۱۰۰ پیش از میلاد) به فرمان شاه ایلامی اونتاش-ناپیریشا (حکومت: ۱۲۷۵ تا ۱۲۴۰ پیش از میلاد) ساخته شد. این زیگورات در اصل به خدایان ایلامی اینشوشیناک و ناپیریشا اختصاص داشت، اما پرستشگاه‌هایی برای دیگر خدایان ــ به‌ویژه خدایان میان‌رودانی ــ نیز در آن جای گرفت تا همه‌ی اقوام و مردمان گوناگون ایلام بتوانند در یک مرکز مشترک به نیایش بپردازند.

آنچه در این مقاله می خوانید

  • از اینشوشیناک تا ناپیریشا؛ خدایان در بلندای چغازنبیل
  • از غارت آشوربانیپال تا تولد دوباره؛ سرگذشت شگفت‌انگیز چغازنبیل
  • ایلام
  • دوره‌ی ایلام میانه
  • دین در ایلام
  • ساخت چغازنبیل
  • کشف دوباره چغازنبیل

از اینشوشیناک تا ناپیریشا؛ خدایان در بلندای چغازنبیل

در آغاز، اونتاش-ناپیریشا این مکان را تنها به اینشوشیناک، خدای نگهبان شوش، تقدیم کرده بود و احتمالاً می‌خواست با این کار، مرکزیت شوش را کمرنگ کرده و شهر تازه‌ی خود را به‌عنوان پایتخت ایلام معرفی کند. اما اندکی بعد نظرش تغییر کرد؛ شاید به دلیل تنوع باورهای دینی و خدایان گوناگونی که مردم ایلام می‌پرستیدند. او زیگورات اولیه را که ویژه‌ی اینشوشیناک ساخته شده بود، ویران کرد و به جای آن مجموعه‌ای عظیم‌تر با زیگوراتی بزرگ‌تر، معابد و پرستشگاه‌های متعدد و اقامتگاه‌هایی برای کاهنان بنا کرد؛ همه درون سه دیوار متحدالمرکز عظیم جای گرفته بودند.

مطالب پیشنهادی

گرچه چغازنبیل هرگز به‌طور کامل به بهره‌برداری نرسید و با مرگ شاه نیمه‌تمام رها شد، اما روح آن زنده ماند. شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که این مکان تا حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد همچنان زیارتگاهی پرشکوه برای مردم بود. خشت‌های گِلیِ انباشته و معابد نیمه‌تمامی که هنوز در محوطه باقی مانده‌اند، گواهی زنده بر داستان ناتمام اما جاودانه‌ی این زیگورات عظیم‌اند.

چغازنبیل هیچ‌گاه به طور کامل ساخته نشد؛ خشت‌های گِلیِ انباشته و معابد نیمه‌تمامی که هنوز در محوطه دیده می‌شوند، گواهی زنده بر داستان ناتمام این زیگورات شگفت‌انگیزند.

از غارت آشوربانیپال تا تولد دوباره؛ سرگذشت شگفت‌انگیز چغازنبیل

در یورش آشوربانیپال، شاه قدرتمند آشور (۶۶۸–۶۲۷ پیش از میلاد)، به ایلام در سال‌های ۶۴۷–۶۴۶ پیش از میلاد، چغازنبیل غارت شد؛ اما برخلاف ادعاهای او، این زیگورات شگفت‌انگیز هرگز نابود نشد. پس از حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد، این مکان به فراموشی سپرده شد تا سرانجام در سال ۱۹۳۵ دوباره از دل خاک سر برآورد. برای درک شکوه و اهمیت چغازنبیل، باید فرهنگ ایلام را شناخت؛ فرهنگی که چنین میراثی را به جهان هدیه داد.

از سراسر وب

ایلام

ایلام سرزمینی با مردمانی گوناگون و بیشتر بومی بود که از کوه‌های زاگرس در شمال تا فلات ایران در جنوب گسترده می‌شد و تقریباً با استان‌های امروزی ایلام و خوزستان در ایران و بخشی از جنوب عراق هم‌پوشانی دارد. این سرزمین تنها در دوره‌ای کوتاه به شکل یک امپراتوری واحد درآمد؛ آن هم در زمان شوترک-ناهونته، پادشاه ایلامی (۱۱۸۴–۱۱۵۵ پیش از میلاد)، که شوش را به‌عنوان پایتخت خود برگزید.

به‌جز دوره‌ی کوتاه امپراتوری (که چندان فراتر از سلطنت کوچک‌ترین پسر شوترک-ناهونته دوام نیاورد)، این سرزمین اتحادیه‌ای از قبایل بود که در زمان‌های مختلف و با درجات گوناگون قدرت، توسط شهرهای آوان/انشان، شیمشکی و شوش اداره می‌شد. پژوهشگران امروزی تاریخ این منطقه را به چهار دوره تقسیم کرده‌اند:

  • دوره‌ی پیش‌ایلامی (حدود ۳۲۰۰ تا ۲۷۰۰ پیش از میلاد)
  • دوره‌ی ایلامی کهن (حدود ۲۷۰۰ تا ۱۶۰۰ پیش از میلاد)
  • دوره‌ی ایلام میانه (حدود ۱۵۰۰ تا ۱۱۰۰ پیش از میلاد)
  • دوره‌ی ایلام نو (حدود ۱۱۰۰ تا ۵۳۹ پیش از میلاد)

از میان این چهار دوره، ایلام میانه بیشترین مستندات را در اختیار دارد. زبان ایلامی یک «زبان تک‌خانواده» است، یعنی با هیچ زبان شناخته‌شده‌ی دیگری هم‌خانواده نیست. خط ایلامی که در دوره‌ی پیش‌ایلامی به کار می‌رفت، تا سال‌های ۲۰۱۷–۲۰۲۰ میلادی همچنان رازآلود باقی مانده بود تا سرانجام رمزگشایی شد. پس از حدود ۲۷۰۰ پیش از میلاد و با تماس نزدیک‌تر با دولت‌شهرهای سومری، ایلامیان خط میخی را برای زبان خود پذیرفتند، اما پیش از آن از خط ایلامی استفاده می‌کردند و چون این خط تا مدت‌ها ناخوانا بود، تاریخ آغازین ایلام ناشناخته باقی ماند. اکنون با رمزگشایی خط ایلامی، بی‌تردید بخش‌های بیشتری از تاریخ آنان آشکار خواهد شد. با این حال، کتیبه‌ها و اسناد میخی آنان (که عمدتاً در شوش یافت شده‌اند) ناقص‌اند و بنابراین بخش بزرگی از تاریخ ایلام تنها از خلال منابع سومری، اکدی و آشوری شناخته شده است؛ منابعی که اغلب تنها شرحی کوتاه و بدون جزئیات ارائه می‌دهند. شاید اسناد نگاشته‌شده به خط ایلامی اطلاعات عمیق‌تری به دست دهند، اما این امر هنوز روشن نیست.

چغازنبیل معبد رازآلود خدایان
جام ایلامی

در دوره‌ی ایلام کهن، ایلام در سال ۲۷۰۰ پیش از میلاد به دست انمه‌باراگسی، شاه سومری کیش، فتح شد؛ جنگی که به‌عنوان نخستین نبرد ثبت‌شده‌ی تاریخ شناخته می‌شود و خط میخی را به ایلام آورد. پس از آن، ایلام به تصرف سارگون اکدی درآمد و تا فروپاشی امپراتوری اکد در برابر گوتیان در اختیار آنان بود. گوتیان سرانجام به دست اور-نامو و پسرش شولگی از دودمان اور شکست خوردند و بدین ترتیب سومریان دوباره بر ایلام مسلط شدند.

از سراسر وب

نزدیک به پایان این دوره بود که شاهان ایلام توانستند استقلال خود را به دست آورند، سومریان را شکست دهند و به قدرتی مهم در منطقه تبدیل شوند. پادشاهان دودمان سوکّل‌مَخ (۱۹۷۰ تا ۱۷۷۰ پیش از میلاد) ثباتی ایجاد کردند که به فرمانروایان بعدی اجازه داد به جای تمرکز بر جنگ و دفاع، بیشتر به امور داخلی و ساخت‌وساز بپردازند.

دوره‌ی ایلام میانه

همان‌گونه که اشاره شد، جمعیت ایلام متنوع بود و اگرچه با زبانی مشترک پیوند می‌یافت، در آداب و باورهای دینی ــ یا دست‌کم در گزینش خدایانی از میان پانتئون ایلامی-میان‌رودانی که مورد تکریم قرار می‌دادند ــ تفاوت داشت. در دوره‌ی ایلام میانه، شاهان انشان و شوش سیاستی را به اجرا گذاشتند که پژوهشگران امروزی آن را «ایلامی‌سازی» می‌نامند؛ سیاستی که بر پایه‌ی آن، پذیرش باورها، زبان، رسوم و دین ایلامی در سراسر منطقه ــ به‌ویژه در ناحیه‌ی سوزیانا در شمال، جایی که نفوذ میان‌رودانی به‌طور گسترده پذیرفته شده بود ــ تشویق می‌شد.

چغازنبیل معبد رازآلود خدایان
«نقشه‌ی بین‌النهرین و خاور نزدیک باستان، حدود ۱۳۰۰ پیش از میلاد Jan van der Crabben (CC BY-NC-SA)

هیچ نشانه‌ای از اجبار یا خشونت در روند ایلامی‌سازی این منطقه وجود ندارد و یکی از پیامدهای مثبت آن، اسناد گسترده‌تر این دوره است؛ چرا که شاهان ایلامی فرمان‌های بیشتری صادر می‌کردند. این دوره تحت سلطه‌ی سه دودمان اصلی بود:

دودمان کیدینو (حدود ۱۵۰۰ تا ۱۴۰۰ پیش از میلاد)

دودمان ایگه هالکی (حدود ۱۴۰۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد)

دودمان شوتروکی (حدود ۱۲۰۰ تا ۱۱۰۰ پیش از میلاد)

دودمان کیدینو روند ایلامی‌سازی را آغاز کرد، دودمان ایگه هالکی آن را ادامه داد، و دودمان شوتروکی فرهنگ ایلامی را در سراسر منطقه و حتی در بابل گسترش داد؛ گسترشی که با فتوحات آنان به تشکیل امپراتوری ایلامی انجامید. نکته‌ی جالب آن است که هیچ مدرکی وجود ندارد که شوترک-ناهونته یا پسرانش دین خود را بر دیگر مناطق تحمیل کرده باشند. اگر چنین کرده بودند، احتمالاً اسناد بیشتری درباره‌ی باورهای دینی ایلامیان در دسترس بود؛ اما آنچه امروز می‌دانیم محدود به نام برخی از خدایان و نوع مکان‌هایی است که برای آیین‌هایشان برمی‌گزیدند.

دین در ایلام

با گذر زمان، ناپیریشا به‌عنوان خدای بزرگ و ملی ایلام شناخته شد. درباره‌ی آیین‌های دینی ایلامیان در دوره‌ی پیش‌ایلامی اطلاعاتی در دست نیست و حتی رمزگشایی خط ایلامی خطی نیز تضمین نمی‌کند که بتوانیم چیز بیشتری درباره‌ی آن بدانیم. زمانی که کتیبه‌های ایلامی درباره‌ی خدایان نوشته شدند، ایلام پیش‌تر تحت تأثیر فرهنگ و دین سومر و اکد قرار داشت. به همین دلیل، در دوره‌ی ایلام کهن، خدایان ایلامی معمولاً در کنار خدایان میان‌رودانی در متون میخی ذکر می‌شوند.

ایلامیان مکان‌های مقدس خود را بر فراز تپه‌ها، کوه‌ها، جنگل های مقدس و غارها بنا می‌کردند. بر اساس شواهد باستان‌شناسی، آنان به صورت دسته‌جمعی به این مکان‌ها می‌رفتند و قربانی تقدیم می‌کردند، اما جزئیات آیین‌هایشان ناشناخته مانده است. پانتئون ایلامی بیش از ۲۰۰ خدا داشت؛ بسیاری از آن‌ها از میان‌رودان گرفته شده بودند، مانند اِئا، اِنکی، اینانا، نین‌هورساگ، نیسابا، شمش، اِرّا و نرگال. خدایان بومی ایلام نیز معمولاً با مناطق خاصی پیوند داشتند و از همان‌جا اهمیت یافتند. ده تن از مهم‌ترین خدایان ایلامی چنین بودند:

ناپیریشا – خدای زمین و مردم

اینشوشیناک – خدای شوش، داور مردگان، حامی ناتوانان

هُمبان – خدای انشان، نگهبان شاه و خاندان سلطنتی، خدای آسمان

کریریشا – همسر و همراه اینشوشیناک و همبان، مادر خدایان، الهه‌ی مادر

پینیکیر – بانوی آسمان، الهه‌ی آسمان

ناهونته – خدای عدالت، ایزد دادوستد منصفانه و پیمان‌ها

سیموت – خدای ایلام و همه‌ی ایلامیان

ناروندی – الهه‌ی پیروزی

ایسمه‌کاراب – الهه‌ی جهان زیرین، شنونده و پاسدار سوگندها

لاماگال (یا لاکمار) – الهه‌ی مردگان و داور ارواح

به نظر می‌رسد ناپیریشا که خاستگاهش در حوالی انشان بوده، سرانجام به‌عنوان خدای بزرگ و ملی ایلام شناخته شد. اینشوشیناک در آغاز خدای منطقه‌ی شمالی سوزیانا بود و هرچند همچنان خدای حامی شوش باقی ماند، در دیگر مناطق نیز پرستیده می‌شد. هُمبان نیز همین جایگاه را در انشانِ جنوبی داشت. بر پایه‌ی تندیس‌ها و نقش‌مُهرها، به نظر می‌رسد ایلامیان در آغاز الهه‌ی مادری را می‌پرستیدند ــ شاید حتی سه‌گانه‌ای از الهه‌های زن ــ که احتمالاً در چهره‌ی کیریریشا تجسم یافته است؛ الهه‌ای که اغلب با اینشوشیناک و همبان همراه است، اما در عین حال به‌عنوان همسر ناپیریشا نیز تصویر می‌شود.

کانون دین ایلامی به نظر می‌رسد بر زندگی پس از مرگ متمرکز بوده است. نیایش‌ها و قربانی‌ها برای گذر آسان از این جهان به جهان دیگر انجام می‌شد، اما جزئیات دیدگاه ایلامیان درباره‌ی جهان پس از مرگ ناشناخته است. با توجه به نزدیکی فرهنگی آنان با میان‌رودان، احتمالاً تصورشان از جهان مردگان مشابه سومریان بوده است؛ جایی تاریک و سایه‌گون که ارواح در آن به سر می‌بردند و الهه‌ای زن (در میان‌رودان، اِرشکیگال) بر آن فرمان می‌راند تا مردگان در جای خود بمانند و زندگان را نیازارند.

چغازنبیل معبد رازآلود خدایان
چغازنبیل : James Carnehan (CC BY)

بر اساس کتیبه‌ها، روشن است که ایلامیان به مفهوم داوری پس از مرگ باور داشتند و دو داور برجسته در این میان اینشوشیناک و لاماگال بودند. به‌طور کامل روشن نیست، اما به نظر می‌رسد اینشوشیناک بخشنده بوده، در حالی که لاماگال سخت‌گیر بوده است (یکی از القاب او «آن‌که بی‌رحم است» بود). بنابراین، این دو در کنار هم تعادلی برقرار می‌کردند و داوری عادلانه و بی‌طرفانه ارائه می‌دادند. اگر همه‌ی ارواح به یک جایگاه یکسان می‌رفتند، چنین داوری معنایی نداشت؛ از این رو، احتمال دارد که تصور ایلامیان از جهان پس از مرگ به دیدگاه ایرانیان نزدیک‌تر بوده باشد، یعنی وجود مراتبی همچون بهشت، برزخ و دوزخ، هرچند این فرضیه قطعی نیست.

با هر برداشتی که از جهان پس از مرگ داشته‌اند، و فارغ از آنچه از خدایان خود در تضمین گذر ایمن انتظار داشتند، یکی از جنبه‌های مهم دینداری آنان ــ که در همه‌ی فرهنگ‌های باستانی مشترک است ــ پروژه‌های معماری یادمانی بود. این بناها نام سازنده را جاودانه می‌کردند، آن نام را با خدای برگزیده پیوند می‌دادند و بدین‌سان تضمین می‌کردند که نسل‌های آینده او را به یاد آورند. الهام‌بخش ساخت مجموعه‌ی معبد چغازنبیل نیز همین باور بود.

چغازنبیل، این شگفتی ایلامی، در آغاز تنها یک زیگورات باشکوه بود که به اینشوشیناک، خدای شوش و داور مردگان، تقدیم شده بود. بر یکی از آجرهای پخته‌ی کشف‌شده، شاه اونتاش-ناپیریشا چنین می‌نویسد:

«من این زیگورات را برای اینشوشیناک ساختم تا زندگی‌ام پر از کامیابی باشد و نسل من پایدار بماند.»

اما جاه‌طلبی او فراتر رفت. ابتدا می‌خواست پرستشگران و شکوه شوش را به شهر تازه‌ی خود بکشاند، اما سپس تصمیم گرفت اثری بی‌مانند بیافریند: مجموعه‌ای عظیم از معابد و پرستشگاه‌ها برای همه‌ی خدایان ایلام، جایی که هر کس بتواند به خدای خود ادای احترام کند. این تغییر مسیر، چغازنبیل را به یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های مذهبی جهان باستان بدل ساخت.

چغازنبیل معبد رازآلود خدایان
زیگورات چغازنبیل [ضلع شرقی]، ایران
کارول راداتو (CC BY-NC-SA)

زیگورات چغازنبیل دیگر تنها به یک خدا تعلق نداشت؛ اکنون به ناپیریشا، خدای بزرگ ایلام، و اینشوشیناک، خدای شوش، تقدیم شده بود. این انتخاب هوشمندانه، هم شمال و هم جنوب ایلام را در بر می‌گرفت و با برگزیدن ناپیریشا به‌عنوان خدای برتر، مرکزی فراگیر برای همه‌ی ایزدان و همه‌ی مردم ایلام پدید می‌آورد. این طرح عظیم و بلندپروازانه بود؛ چنان‌که مارک فان دِ میرُوپ، پژوهشگر برجسته، آن را توصیف کرده است:

ساخت چغازنبیل واقعاً شگفت‌انگیز بود: میلیون‌ها آجر در آن به کار رفت و بخش زیادی از آن‌ها با هزینه‌ی زیاد سوخت پخته شدند. هسته‌ی بنا از خشت خام بود و با لایه‌ای دو متری از آجر پخته پوشانده می‌شد. در هر دهمین ردیف آجرهای بیرونی، کتیبه‌ای از اونتاش-ناپیریشا در ستایش اینشوشیناک حک شده بود. به همین دلیل، این زیگورات امروز بهترین نمونه‌ی باقی‌مانده در خاور نزدیک است. درون حصار داخلی، برخی معابد ویژه‌ی خدایان ایلامی بودند و برخی دیگر به خدایان میان‌رودانی که در شوش محبوبیت داشتند اختصاص داشتند. این امر نشان‌دهنده‌ی توجه بیشتر به سنت‌های بومی ایلام بود.

ساخت چغازنبیل

ساخت چغازنبیل از زیگورات مرکزی آغاز شد که پس از تکمیل، ۵۳ متر ارتفاع داشت. بر بالای آن معبدی ساخته شد که نماد کوه‌های مقدس بود و در پای آن معبدی دیگر که نماد غارهای مقدس به شمار می‌رفت. سپس در محوطه‌ای بزرگ به وسعت ۱۰۰ هکتار، معابد، پرستشگاه‌ها و خانه‌های کاهنان ساخته شد. این محوطه با دیواری به طول ۴ کیلومتر محصور بود و دو دیوار دیگر آن را در بر می‌گرفتند.

ورودی شاهی به حیاطی می‌رسید که در سمت راست آن چهار معبد برای خدایان ایلامی، از جمله پینیکیر (بانوی آسمان)، ساخته شده بود. معبد بالای زیگورات به اینشوشیناک و ناپیریشا اختصاص داشت و معبد پایینی به کریریشا. در دو سوی آن نیز پرستشگاه‌هایی برای او و دیگر خدایان قرار داشت.

در بخش شاهی، دو ساختمان بزرگ وجود داشت که کاوشگران آن‌ها را «کاخ» نامیدند. این بناها دارای تالارهای زیرزمینی بودند که به‌عنوان آرامگاه طراحی شده بودند. تنها یک اسکلت در آنجا یافت شد، اما به نظر می‌رسد این مکان برای دفن خاندان سلطنتی ساخته شده بود.

کاخ‌ها، زیگورات و معابد با جواهرات، تندیس‌های گریفون‌های بالدار و نمادهای مذهبی تزئین شده بودند. حتی ناتمام هم، این مجموعه از فراز دشتی مرتفع و سرسبز منظره‌ای شگفت‌انگیز داشت.

زمانی که اونتاش-ناپیریشا درگذشت (علت مرگ ناشناخته است)، ساخت‌وساز همچنان ادامه داشت و کار نیمه‌تمام رها شد. هرچند شوترک-ناهونته بخشی از آجرها را به شوش منتقل کرد، اما این مجموعه هرگز مانند بسیاری از محوطه‌های باستانی دیگر ــ به‌ویژه شهر ممفیس در مصر که برای ساخت قاهره برچیده شد ــ به‌عنوان منبع مصالح ساختمانی غارت نشد. گرچه چغازنبیل اندکی پس از مرگ اونتاش-ناپیریشا متروک شد، تا حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد همچنان به‌عنوان زیارتگاه مورد استفاده قرار می‌گرفت و پس از آن به فراموشی سپرده شد.

شاه آشوری آشوربانی‌پال در سال‌های ۶۴۷–۶۴۶ پیش از میلاد (و شاید تا ۶۴۰ پیش از میلاد) این محوطه را غارت کرد، اما برخلاف ادعاهای او و نویسندگان بعدی، آن را ویران نساخت. پس از این فتح، ایلام به تصرف آشوریان درآمد، سپس پس از سقوط امپراتوری نو-آشوری در سال ۶۱۲ پیش از میلاد به دست مادها افتاد و سرانجام در حدود ۵۳۹ پیش از میلاد در امپراتوری هخامنشی (۵۵۰–۳۳۰ پیش از میلاد) ادغام شد. در آن زمان، مجموعه‌ی عظیم دور-اونتاش دیگر حتی در حافظه‌ی مردم نیز وجود نداشت.

کشف دوباره چغازنبیل

چغازنبیل در سال ۱۹۳۵ دوباره کشف شد؛ وقتی زمین‌شناسان برای کشف نفت از عکاسی هوایی استفاده کردند. عکس‌ها توجه باستان‌شناسان فرانسوی در شوش را جلب کرد و آنان این محوطه را به‌عنوان شهر باستانی دور-اونتاش شناسایی کردند. نام «چغازنبیل» نیز از همین زمان رواج یافت، چون شکل آن شبیه یک «سبد وارونه» دیده می‌شد.

کاوش‌ها از سال ۱۹۴۶ آغاز شد، اما مهم‌ترین کارها بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۲ توسط رومن گیرشمن انجام شد. پس از آن، گروه‌های ایرانی و خارجی برای حفاظت و مرمت زیگورات و دیوارها تلاش کردند. در سال ۱۹۷۹، چغازنبیل در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. با وجود مشکلات منطقه، این مکان همچنان حفظ شده است. گردشگران از سراسر جهان تا پیش از همه‌گیری کرونا در سال ۲۰۲۰ به اینجا می‌آمدند و امروز نیز دوباره بازمی‌گردند تا شکوه یکی از بزرگ‌ترین آثار باستانی جهان را ببینند.

مطالب پیشنهادی

منبع

worldhistory.org



اشتراک گذاری

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *