جنگ بیزانس و شاهنشاهی ساسانی در فاصلهی سالهای ۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی، آخرین و خون بارترین فصل از نبردهای طولانی میان ایران و روم به شمار میرود.
مجله اینترنتی باستان شناس :جنگ بیزانس و امپراتوری ساسانی در سالهای ۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی، آخرین و ویرانگرترین فصل از نبردهای ایران و روم بود؛ جنگی که به «آخرین جنگ بزرگ باستان» معروف شد و هر دو امپراتوری را به مرز فروپاشی کشاند. این درگیری در حالی شکل گرفت که تنها یک دهه پیشتر، امپراتور بیزانس، موریس، با حمایت از خسرو دوم برای بازگشت به تخت سلطنت در سال ۵۹۱، صلحی کمسابقه میان دو قدرت ایجاد کرده بود. اما با شورش فوکاس در ۶۰۲ و قتل موریس و خانوادهاش، این صلح به پایان رسید و آتش جنگی تازه شعلهور شد.
آنچه در این مقاله می خوانید
- خسرو پرویز و خونخواهی از مرگ موریس؛ آتشی که جنگی بزرگ را شعلهور ساخت
- قیام دوبارهی بیزانس؛ از آستانهی سقوط تا پیروزی
- سپاه اسلام و سقوط بیزانس؛ آغاز عصری نو در تاریخ
- زمانی که فتوحات اسلامی آغاز شد
خسرو پرویز و خونخواهی از مرگ موریس؛ آتشی که جنگی بزرگ را شعلهور ساخت

پس از قتل امپراتور موریس، خسرو پرویز با ادعای خونخواهی از دوست و حامی خود، حملهای بزرگ علیه بیزانس آغاز کرد. در دههی نخست جنگ، پیروزیهای ایران یکی پس از دیگری رقم خورد: سقوط دژ دارا در ۶۰۴، تصرف دمشق و انطاکیه در ۶۱۳، و سپس غارت اورشلیم در ۶۱۴. در این واقعه، صلیب راستین ـ مهمترین یادگار مذهبی مسیحیان ـ به دست ایرانیان افتاد و بسیاری از مسیحیان نیز جان باختند.
صلیب راستین پس از غارت اورشلیم به تیسفون برده شد و به نشانهای از اقتدار ایران تبدیل گردید. اندکی بعد، در سال ۶۱۹، مصر به دست ساسانیان افتاد؛ ضربهای مرگبار به بیزانس، چرا که این سرزمین منبع اصلی غلهی امپراتوری بود. با قطع شدن آذوقهی قسطنطنیه، قحطی و شورشهای گسترده آغاز شد و تا سال ۶۲۱، ارتش ایران در برابر پایتخت بیزانس صفآرایی کرده بود. این وضعیت، امپراتوری روم شرقی را تا مرز نابودی کشاند.
قیام دوبارهی بیزانس؛ از آستانهی سقوط تا پیروزی

در آن زمان، هراکلیوس در سال ۶۱۰ میلادی فوکاسِ نالایق را سرنگون کرده بود. او ده سال بعدی را صرف تثبیت اوضاع امپراتوری کرد و حتی با آوارها پیمان صلحی بست. در سال ۶۲۲، پس از آنکه قسطنطنیه را بهخوبی مستحکم ساخت، جنگ را مستقیماً به ساسانیان کشاند. کلیسا هزینههای جنگ را تأمین کرد و طلا و نقرهی ذوبشدهی آن برای تجهیز سپاه به کار رفت. هراکلیوس بهزودی این نبرد را به «جنگی مقدس» بدل ساخت، چرا که قصد داشت صلیب راستین را بازپس گیرد. او چندین سال در عمق قلمرو دشمن لشکر کشید و سرانجام سرداران ساسانی را فریب داد. نقطهی اوج این جنگ در سال ۶۲۶ رقم خورد، زمانی که ساسانیان با آوارهای اوراسیایی متحد شدند.

محاصرهی قسطنطنیه توسط آوارها و اسلاوها با شکست روبهرو شد؛ چرا که ناوگان دریایی بیزانس در شاخ زرین کشتیهای دشمن را نابود کرد و محاصره فروپاشید. این پیروزی مسیر جنگ را تغییر داد. در دسامبر ۶۲۷، هراکلیوس در نزدیکی نینوا با سپاه اصلی ساسانیان روبهرو شد و بنا بر منابع تاریخی، در صف مقدم فرمانده ایرانی را در نبردی تنبهتن کشت. شکست سنگین ساسانیان در این نبرد، سرنوشت جنگ را رقم زد. اندکی بعد خسرو پرویز کشته شد و قباد دوم با پیشنهاد صلح، به جنگی ۲۶ ساله پایان داد.
سپاه اسلام و سقوط بیزانس؛ آغاز عصری نو در تاریخ

هراکلیوس توانست امپراتوری بیزانس را از سقوط نجات دهد و صلیب راستین را در سال ۶۳۰ به اورشلیم بازگرداند، اما این پیروزی بیش از آنکه واقعی باشد، نمادین بود. هر دو امپراتوری از جنگی فرساینده به شدت آسیب دیده بودند: اقتصادها فروپاشیده، زمینها بایر، و نسلهای سربازان از میان رفته بودند. در ایران، اوضاع به سرعت بحرانی شد؛ امپراتوری ساسانی درگیر جنگ داخلی گردید و تنها در چهار سال بیش از دوازده پادشاه بر تخت نشستند.
اگرچه بیزانس پس از جنگها همچنان پابرجا بود، اما نفوذش در استانهایی مانند سوریه و مصر رو به ضعف گذاشته بود. درست در همین زمان، قدرتی نوظهور در حال برخاستن بود: پیامبر اسلام، محمد(ص)، قبایل عرب را متحد کرد و نیرویی تازه و پرشور در شبهجزیرهی عربستان شکل گرفت.
زمانی که فتوحات اسلامی آغاز شد

فتوحات مسلمانان از سال ۶۳۳ میلادی آغاز شد و خیلی زود نتایج حیرتانگیزی به بار آورد. در سال ۶۳۶، سپاه بیزانس در هم شکست و همزمان ارتش ساسانیان نیز نابود شد و پایتختشان سقوط کرد. تنها پانزده سال بعد، در ۶۵۱، امپراتوری ساسانی بهکلی از میان رفت. بیزانس توانست بقا یابد، اما با از دست دادن مصر و شام، قلمرو آن بهشدت کوچک شد. در واقع، جنگ طولانی ۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی، با فرسودن هر دو امپراتوری، صحنه را برای قدرتگیری اسلام در منطقه آماده کرد.
نظرات کاربران