تصویر پیدا نشد !
بازدید 82
0

جایگاه زنان در ایران باستان

زنان در ایران باستان نه‌تنها بسیار مورد احترام بودند، بلکه در بسیاری موارد هم‌پای مردان به شمار می‌آمدند. آنان می‌توانستند مالک زمین باشند، به تجارت بپردازند، دستمزدی برابر با مردان دریافت کنند، آزادانه به سفر بروند و در مورد زنان خاندان سلطنتی، حتی شوراهای مستقل خود را برای تصمیم‌گیری‌های سیاسی تشکیل دهند.

مجله اینترنتی باستان شناس : عناوین و القاب احترام‌آمیزی که به زنان سلطنتی ایرانی داده می‌شد، به نظر می‌رسد ریشه در فرهنگ ایلامی و احتمالاً در امپراتوری ماد داشته باشد؛ امپراتوری‌ای که بلافاصله پیش از برپایی شاهنشاهی هخامنشی (۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) توسط کوروش بزرگ (۵۵۰–۵۳۰ پیش از میلاد) وجود داشت. کوروش نه‌تنها الگوی ایرانی آزادی دین و بیان را در امپراتوری خود بنیان نهاد، بلکه مسئولیت پاسداشت شأن و استقلال زنان در تمام طبقات اجتماعی را نیز بر عهده گرفت.

جایگاه زنان در ایران باستان
زن هخامنشی
موزه بریتانیا (CC BY-NC-SA)

آنچه در این مقاله می خوانید

  • تداوم جایگاه زنان در دوره‌های اشکانی و ساسانی
  • زنان در شاهنشاهی هخامنشی
  • شواهد مربوط به استقلال زنان در ایران باستان
  • زنان سلطنتی و اشرافی در دوره هخامنشی
  • زنان جنگجو در دورهٔ هخامنشی
  • زنان بازرگان در دورهٔ هخامنشی
  • کارگران، خدمتکاران و بردگان
  • زنان در دورهٔ اشکانی
  • زنان سلطنتی
  • زنان جنگجو دوره اشکانی
  • زنان در دورهٔ ساسانی
  • زنان سلطنتی در دورهٔ ساسانی
  • شهبانو آزاد دخت و دیگر زنان برجستهٔ ساسانی
  • زنان نظامی و دیگران
  • زنان بازرگان و کارگران در دورهٔ ساسانی
  • نتیجه‌گیری

تداوم جایگاه زنان در دوره‌های اشکانی و ساسانی

این الگو در دوران امپراتوری اشکانی (۲۲۷ پیش از میلاد – ۲۲۴ میلادی) نیز حفظ شد، هرچند به دلیل از میان رفتن بسیاری از اسناد و آثار هنری پس از سقوط اشکانیان به دست ساسانیان (۲۲۴–۶۵۱ میلادی)، جزئیات زندگی زنان در این دوره چندان روشن نیست. با این حال، دورهٔ ساسانی به‌خوبی مستند شده است و حقوق زنان در همان سطح – یا حتی بالاتر – از دوران هخامنشی حفظ گردید.

زنان ایرانی تا زمان سقوط شاهنشاهی ساسانی به دست اعراب مسلمان مهاجم در سال ۶۵۱ میلادی، همچنان از این جایگاه والا در فرهنگ ایران باستان برخوردار بودند. پس از آن، سنت دیرینهٔ شناسایی زنان به‌عنوان افرادی مستقل و توانمند در تعیین سرنوشت خویش جای خود را به نگرشی داد که زنان را شهروندان درجه‌دوم، ذاتاً گناهکار و نیازمند هدایت و کنترل مردان می‌دانست.

مطالب پیشنهادی

زنان در شاهنشاهی هخامنشی

شاهنشاهی هخامنشی بر پایهٔ یک الگوی پدرسالارانه اداره می‌شد، اما در درون همین چارچوب، زنان از حقوق و مسئولیت‌هایی برخوردار بودند که در هیچ تمدن باستانی دیگری ـ جز مصر ـ دیده نمی‌شود. همانند مردان، زنان نیز بر اساس طبقهٔ اجتماعی و جایگاه درون آن طبقه تعریف می‌شدند. سلسله‌مراتب زنان، از بالاترین تا پایین‌ترین مرتبه، چنین بود:

  • مادر شاه
  • همسر اصلی (مادر ولیعهد)
  • دختران شاه
  • خواهران شاه
  • همسران فرعی/محظیه‌ها
  • زنان اشراف (همسران و خویشاوندان درباریان، ساتراپ‌ها و فرماندهان نظامی)
  • زنان نظامی
  • زنان بازرگان
  • کارگران
  • خدمتکاران/بردگان

شواهد مربوط به استقلال زنان در ایران باستان

شواهدی که استقلال و فعالیت‌های زنان را در ایران باستان تأیید می‌کند، از «لوح‌های استحکامات»، «متون خزانه» و «متون سفر» به‌دست آمده که در ویرانه‌های تخت‌جمشید کشف شده‌اند. زمانی که اسکندر مقدونی در سال ۳۳۰ پیش از میلاد این شهر را به آتش کشید، هر سندی که بر روی پوست نوشته شده بود نابود شد، اما آنچه بر روی لوح‌های گِلی حک شده بود در اثر آتش پخته و در نتیجه حفظ گردید.

لوح‌های استحکامات مربوط به دوران داریوش یکم (۵۲۲–۴۸۶ پیش از میلاد)، متون خزانه متعلق به زمان اردشیر یکم (۴۶۵–۴۲۴ پیش از میلاد) و متون سفر مربوط به دوره‌های گوناگون هستند. همهٔ این اسناد به امور اداری و اقتصادی شاهنشاهی مربوط می‌شوند و متون سفر شامل پرداخت‌ها و جیره‌هایی است که از خزانهٔ سلطنتی برای هزینه‌های سفر زنان اختصاص یافته بود. این متون شمار قابل توجهی از مبادلات میان خزانه و زنانی را ثبت کرده‌اند که به‌طور مستقل برای تجارت یا تفریح سفر می‌کردند.

از سراسر وب

زنان سلطنتی و اشرافی در دوره هخامنشی

همسر اصلی شاه دربار مستقل خود را داشت، می‌توانست با مُهر شخصی خویش اسناد را امضا کند و دسترسی نامحدود به شاه داشت. مادر شاه و همسر اصلی او (که با عنوان «شهبانو» یا «بانوی شاه» شناخته می‌شد) هم به‌تنهایی و هم همراه شاه در لشکرکشی‌های نظامی و در نظارت بر امور اداری سفر می‌کردند. آنان همراهان و خدمهٔ مخصوص خود را داشتند و در ضیافت‌ها در کنار مهمانان برجستهٔ مرد در جایگاه‌های افتخار می‌نشستند. شهبانو در دیدارهای رسمی با فرستادگان خارجی نیز حضور می‌یافت و حتی در جلسات سیاسی مشارکت می‌کرد.

از مشهورترین زنان سلطنتی می‌توان به ماندانا (Mandane)، مادر کوروش بزرگ (درگذشته حدود ۵۵۹ پ.م.)، کاساندان شهبانو، همسر کوروش بزرگ (۵۷۵–۵۱۹ پ.م.) که پس از مرگش در سراسر امپراتوری سوگواری شد، و آتوسا شهبانو (Atossa، حدود ۵۵۰–۴۷۵ پ.م.)، دختر کوروش بزرگ و همسر کمبوجیه دوم (۵۳۰–۵۲۲ پ.م.) و داریوش یکم اشاره کرد. همچنین سی‌سی‌گامبیس، مادر داریوش سوم (۳۳۶–۳۳۰ پ.م.)، پس از شکست پسرش در برابر اسکندر مقدونی رفتاری شرافتمندانه‌تر از او نشان داد. رکسانه، همسر ایرانی اسکندر (حدود ۳۴۰–۳۱۰ پ.م.) نیز به‌خاطر شجاعتش در برابر دشواری‌ها شناخته می‌شود. شخصیت کتاب مقدس، ملکه استر، همسر خشایارشا یکم، نیز از زنان سلطنتی دورهٔ هخامنشی به شمار می‌آید، هرچند اصالتاً ایرانی نبود.

دختران و خواهران شاه بیشتر برای تحکیم اتحادها، پیمان‌ها و معاملات تجاری از طریق ازدواج به‌کار گرفته می‌شدند، اما همچنان می‌توانستند مالک زمین باشند و تجارت خود را اداره کنند؛ همانند همسران فرعی. زنان حق داشتند همسر خود را انتخاب کنند، مگر آنکه ازدواجشان به دلایل سیاسی تعیین می‌شد. محظیه‌ها (همسران فرعی) غالباً غیرایرانی بودند و بنابراین نمی‌توانستند وارد خاندان سلطنتی شوند، اما همچنان به‌عنوان زنانی بلندمرتبه مورد احترام بودند. خشایارشا یکم (۴۸۶–۴۶۵ پ.م.) در تخت‌جمشید ساختمانی ویژهٔ حرمسرا در نزدیکی کاخ خود افزود که نشان‌دهندهٔ جایگاه والای زنان بود.

جایگاه زنان در ایران باستان

زنان جنگجو در دورهٔ هخامنشی

زنان در دورهٔ هخامنشی می‌توانستند در ارتش نیز خدمت کنند؛ موضوعی که هم در اسناد مکتوب و هم در شواهد باستان‌شناسی تأیید شده است. پژوهشگر «کاوه فرخ» یادآور می‌شود که «گورهایی که وجود زنان جنگجوی ایرانی‌زبان را نشان می‌دهند، هم در ایران و هم در اروپای شرقی کشف شده‌اند».

از سراسر وب

مشهورترین زن جنگجوی این دوره آرتمیس یکم کاریایی است که در زمان سلطنت خشایارشا یکم می‌زیست. او دریاسالار ناوگان ایران در نبرد سالامیس (۴۸۰ پ.م.) بود و به‌خاطر شجاعت و مهارتش شهرت یافت. خشایارشا چنان او را ستود که پس از نبرد، افتخار همراهی و حفاظت از فرزندان شاه را به او سپرد.

دیگر زنان جنگجوی برجستهٔ هخامنشی عبارت‌اند از:

  • پانته‌آ آرتسبود: در زمان کوروش بزرگ می‌زیست و همراه با همسرش در سازمان‌دهی واحد نخبهٔ «ده‌هزار جاویدان» نقش کلیدی داشت.
  • آرتونیس (حدود ۵۴۰–۵۰۰ پ.م.): فرماندهٔ جزء ارتش که به‌خاطر شجاعت و مهارتش در میدان نبرد یاد می‌شود.
  • یوتاب آریوبرزن (درگذشته ۳۳۰ پ.م.): در ارتش خدمت می‌کرد و همراه با برادرش آریوبرزن (۳۸۶–۳۳۰ پ.م.) در دفاع از «دروازه‌های پارس» در برابر سپاه اسکندر مقدونی جان باخت.

زنان بازرگان در دورهٔ هخامنشی

فعالیت‌های اقتصادی و سفرهای زنان بازرگان و همچنین مقیاس پرداخت دستمزد کارگران در متون تخت‌جمشید ثبت شده است. یکی از زنان بازرگان برجسته، ایرد-باما (Irdabama)، که در زمان داریوش یکم می‌زیست، به‌طور گسترده برای تجارت سفر می‌کرد و شخصاً بر تولید و بازرگانی در نواحی مختلف از جمله منطقهٔ شیراز امروزی، بابل، مصر، ماد و سوریه نظارت داشت. او یکی از ثروتمندترین افراد زمان خود بود و نیروی کاری متشکل از ۴۸۰ کارگر را فرماندهی می‌کرد و با کاروان و همراهان گستردهٔ خود آزادانه سفر می‌نمود.

زنان سلطنتی نیز در فعالیت‌های اقتصادی مشارکت داشتند؛ برای نمونه پاریساتیس، مالک چندین روستا در بابل بود و شخصاً برای جمع‌آوری اجاره‌ها به آنجا سفر می‌کرد.

کارگران، خدمتکاران و بردگان

زنان باردار دستمزد بیشتری دریافت می‌کردند، همان‌طور که مادران تازه‌زا در ماه نخست پس از تولد فرزندشان از حقوق بالاتری برخوردار بودند. زنان در کنار مردان در نیروی کار فعالیت می‌کردند و اغلب به‌عنوان سرپرست و مدیر منصوب می‌شدند. سرپرستان زن با دستمزد بالا که به آنان «آراش‌شارا» (به‌معنای «رئیس بزرگ») گفته می‌شد، سهم بیشتری از شراب و غله دریافت می‌کردند، زیرا مسئولیت نظارت بر گروه‌های بزرگی از زیردستان را بر عهده داشتند. هیچ تفاوتی در میزان دستمزد بر اساس جنسیت وجود نداشت؛ حقوق افراد صرفاً بر پایهٔ مهارت و تجربهٔ شغلی آنان تعیین می‌شد. با این حال، زنان باردار و مادران تازه‌زا دستمزد بیشتری دریافت می‌کردند و مادر، قابله و پزشک حاضر در هنگام تولد نیز در صورت تولد پسر پاداشی ویژه می‌گرفتند. هرچند پسران بر دختران ترجیح داده می‌شدند، اما هیچ نشانه‌ای از کشتن نوزادان دختر یا رها کردن نوزادان ناخواسته در طبیعت در منابع دیده نمی‌شود.

بردگان در دورهٔ هخامنشی – و در سراسر تاریخ ایران باستان – بیشتر شبیه خدمتکاران رفتار می‌شدند، برای خدمات خود دستمزد دریافت می‌کردند و از سطح زندگی و کیفیت حیات بسیار بالاتری نسبت به بردگان در دیگر نقاط جهان باستان برخوردار بودند. بر اساس قوانینی که داریوش یکم وضع کرده بود، بردگان نمی‌توانستند مورد بدرفتاری، ضرب و جرح یا قتل بی‌مجازات قرار گیرند و مالک یا اربابی که چنین می‌کرد، همان مجازاتی را متحمل می‌شد که اگر قربانی یک شهروند آزاد بود، اعمال می‌شد.

زنان در دورهٔ اشکانی

دانش ما دربارهٔ زنان در دورهٔ اشکانی به اندازهٔ دورهٔ هخامنشی کامل نیست، زیرا با سقوط این امپراتوری به دست ساسانیان در سال ۲۲۴ میلادی، بسیاری از اسناد و آثار از میان رفت. افزون بر این، اشکانیان برای پرهیز از ضعف‌های اداری سلوکیان (۳۱۲–۶۳ پ.م.)، ساختار حکومت ایران باستان را به‌صورت غیرمتمرکز اداره کردند و برخلاف هخامنشیان، مرکز واحدی برای نگهداری اسناد وجود نداشت.

پژوهشگر ماریا بروسیوس یادآور می‌شود:

«منابع موجود امکان بحث دقیق دربارهٔ سلسله‌مراتب زنان درباری، یا میزان نفوذ سیاسی و استقلال اقتصادی آنان را نمی‌دهد. بر اساس سنت‌های هخامنشی و سلوکی می‌توان تنها حدس زد که زنان سلطنتی اشکانی نیز مالک زمین، املاک و کارگاه‌های تولیدی بوده‌اند.» (Encyclopaedia Iranica, Women, 10)

او همچنین روشن می‌سازد که اطلاعاتی دربارهٔ جایگاه حقوقی یا اقتصادی زنان در این دوره در دست نیست و حتی دربارهٔ پوشش یا سطح استقلال آنان نیز آگاهی چندانی وجود ندارد. با این حال، بر پایهٔ شواهد موجود، به نظر می‌رسد زنان همچنان همانند دورهٔ هخامنشی مورد احترام بوده‌اند.

زنان سلطنتی

سبک زندگی و فعالیت‌های زنان سلطنتی اشکانی شباهت زیادی به زنان درباری هخامنشی یا دست‌کم زنان سلطنتی دورهٔ سلوکی داشت که بسیاری از سیاست‌های هخامنشی را ادامه داده بودند. یکی از نمونه‌های بارز، قراردادهای ازدواج است؛ شاهان اشکانی همچنان سنت هخامنشی ازدواج درون‌خاندانی را ادامه دادند که در میان خاندان سلطنتی امری غیرمنکر و مشروع به شمار می‌رفت. با این حال، اشکانیان از الگوی هخامنشی فاصله گرفتند، زیرا در این دوره محظیه‌ها (همسران فرعی) می‌توانستند وارد خاندان سلطنتی شوند و حتی عنوان «ملکه» بگیرند.

نمونهٔ برجستهٔ این امر موزا (که با نام تئا موزا نیز شناخته می‌شود، حکومت: ۲ پ.م. – ۲ م.) است. او در سال ۲۰ پ.م. توسط امپراتور روم، آگوستوس (۲۷ پ.م. – ۱۴ م.)، به‌عنوان محظیه به شاه اشکانی فرهاد چهارم (۳۷–۲ پ.م.) اهدا شد. موسا توانست نظر شاه را جلب کند و به همسر اصلی او بدل شود. سپس با توطئه، فرهاد چهارم را مسموم کرد و پسرش فرهاد پنجم (۲ پ.م. – ۲ م.) را به‌عنوان هم‌فرمانروا در کنار خود بر تخت نشاند.

جایگاه زنان در ایران باستان
ملکه موزا

زنان جنگجو دوره اشکانی

شواهد مربوط به حضور زنان در ارتش در این دوره از کتیبه‌ها و گورهای کشف‌شده به دست آمده است. «کاوه فرخ» می‌نویسد:

گزارشی که خبرگزاری رویترز در ۳ دسامبر ۲۰۰۴ با عنوان «استخوان‌ها نشان می‌دهد زنان در ایران باستان به جنگ می‌رفتند» منتشر کرد، یادآور شد که آزمایش‌های DNA بر روی اسکلت ۲۰۰۰ سالهٔ یک جنگجوی شمشیر به‌دست در شمال‌غرب ایران نشان داده است که این استخوان‌ها متعلق به یک زن بوده است. این بازهٔ زمانی، آن زن جنگجو را در دورهٔ اشکانی قرار می‌دهد… همچنین گورهای باستانی دیگری متعلق به زنان جنگجوی ایرانی در نزدیکی دریای خزر در شمال ایران کشف شده‌اند.

مشهورترین زن جنگجوی این دوره سورا (درگذشته حدود ۲۲۴ م.)، دختر شاه اشکانی اردوان چهارم (۲۱۳–۲۲۴ م.) بود که علاوه بر نقش مشاور، فرمانده ارتش پدرش نیز بود. او نیروهای پدرش را در برابر سپاه اردشیر یکم (۲۲۴–۲۴۰ م.) رهبری کرد؛ همان کسی که امپراتوری اشکانی را سرنگون ساخت و شاهنشاهی ساسانی را بنیان نهاد. پس از آنکه اردشیر پدر او را در نبرد کشت، سورا برای انتقام برخاست و گمان می‌رود که خود نیز اندکی بعد در نبردی دیگر به دست اردشیر کشته شد.

زنان در دورهٔ ساسانی

ساسانیان سیاست‌های هخامنشیان دربارهٔ جایگاه زنان در جامعه را حفظ کردند، اما آزادی بیان و خودمختاری بیشتری برای آنان قائل شدند. زنان سلطنتی ساسانی نسبت به پیشینیان خود قدرت و نفوذ بیشتری داشتند، در اسناد رسمی به‌عنوان شخصیت‌هایی برجسته بیشتر ذکر شده‌اند و در آثار هنری نیز بسیار بیشتر به تصویر کشیده شده‌اند.

زنان سلطنتی در دورهٔ ساسانی

پژوهشگران اغلب جایگاه والای زنان و نقش آنان در بازنمایی‌های هنری را به‌درستی درنیافته‌اند و آثاری را که زنان را نشان می‌دهد، به‌اشتباه به‌عنوان تصویر ایزدبانوان تفسیر کرده‌اند. هرچند ایزدبانوان نیز در هنر ساسانی حضور دارند، اما زنان فانی بسیار بیشتر به تصویر کشیده شده‌اند.

تمامی زنان خاندان سلطنتی با عنوان «ملکه» شناخته می‌شدند، خواه خواهر شاه بودند، خواه دختر یا دیگر خویشاوندان او. تنها محظیه‌ها (همسران فرعی) از این افتخار محروم بودند، زیرا معمولاً بیگانه‌زاد بودند. عنوان «ملکهٔ ملکه‌ها» به عالی‌رتبه‌ترین زن در میان همسران شاه اطلاق می‌شد. مادر شاه با عنوان «مادر شاهنشاه» شناخته می‌شد و همسر اصلی شاه را «ملکهٔ امپراتوری» می‌نامیدند.

همانند دوره‌های پیشین، دختران و خواهران شاه برای تحکیم پیمان‌ها، اتحادها و معاملات تجاری به شاهزادگان بیگانه داده می‌شدند، اما همچون دورهٔ هخامنشی، زنان می‌توانستند همسر خود را انتخاب کنند و ازدواج‌ها همیشه به‌وسیلهٔ پدر زن ترتیب داده نمی‌شد. حتی در ازدواج‌های سیاسی و از پیش تعیین‌شده نیز زنان استقلال و نفوذ قابل‌توجهی از خود نشان می‌دادند.

جایگاه زنان در ایران باستان
مهر ساسانی با نقش یک بانو

شهبانو آزاد دخت و دیگر زنان برجستهٔ ساسانی

شهبانو آزاد دخت، همسر شاپور یکم (۲۴۰–۲۷۰ م.)، در ازدواج خود شریک برابر به شمار می‌رفت. شماری از پژوهشگران معاصر بر این باورند که آزدخت نخستین کسی بود که پزشکان یونانی را به دربار آورد و بنیان‌گذار اندیشهٔ تأسیس گندی‌شاپور شد؛ مرکزی که بعدها به بزرگ‌ترین بیمارستان آموزشی، کتابخانه و مرکز آموزش عالی روزگار خود بدل گردید.

از دیگر زنان برجستهٔ سلطنتی می‌توان به این افراد اشاره کرد:

  • آسپاس: رئیس سازمان اطلاعات و امنیت در زمان اردشیر دوم (۳۷۹–۳۸۳ م.)
  • پرین شاهزاده: دختر یکی از مقامات بلندپایهٔ دربار در زمان قباد یکم (۴۸۸–۴۹۶ م.) که در مذاکرات میان دربار قباد و امپراتوری بیزانس نقش کلیدی داشت
  • زند شهبانو: همسر خسرو یکم (۵۳۱–۵۷۹ م.) که مشاور او بود
  • پوراندخت (یا بوران): دختر خسرو دوم (۵۹۰–۶۲۸ م.) که خود به‌عنوان امپراتریس ساسانی از ۶۲۹ تا ۶۳۱ م. بر تخت نشست

زنان نظامی و دیگران

«کاوه فرخ» به حضور شمار قابل‌توجهی از زنان در نیروهای اعزامی ایران در این دوره اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که مشارکت آنان در جنگ‌های ایران باستان – «با پوشش و سلاح همانند مردان» – توسط تاریخ‌نگاران رومی ثبت شده است.

او ادامه می‌دهد:

«زنان در زمان‌های بحرانی برای نقش‌های رزمی به خدمت گرفته می‌شدند. نمونه‌ای از این امر در نبرد سینگارا (۳۴۳ یا ۳۴۴ م.) دیده می‌شود که لیبانیوس گزارش کرده است: ایرانیان از زنان خود یاری گرفتند. این امر به‌روشنی نشان می‌دهد که زنان ایرانی، همچون مردان، در فنون جنگ آموزش دیده بودند و هنگام نیاز توانایی به‌کارگیری سلاح داشتند.»

شهبانو آزدخت نیز علاوه بر دیگر دستاوردهایش، به‌عنوان شمشیرزنی ماهر شناخته می‌شد و همین ویژگی دربارهٔ آسپاس نیز ذکر شده است. بزرگ‌ترین زن جنگجوی اواخر دورهٔ ساسانی آپرنیک (درگذشته حدود ۶۵۱ م.) بود که در زمان یزدگرد سوم (۶۳۲–۶۵۱ م.) فرماندهی ارتش را در برابر نیروهای مهاجم عرب-مسلمان بر عهده داشت. ارتش او شکست خورد، اما آپرنیک تسلیم نشد و جنگ چریکی را ادامه داد تا سرانجام در میدان نبرد کشته شد.

زنان بازرگان و کارگران در دورهٔ ساسانی

زنان بازرگان در سراسر شاهنشاهی ساسانی همانند مردان آزادانه به تجارت می‌پرداختند، هرچند نمونه‌ای شاخص همچون ایرد-باما در دورهٔ هخامنشی از این دوران شناخته نشده است. کارگران، خدمتکاران و بردگان نیز کم‌وبیش بر اساس همان الگوی هخامنشی در زمینهٔ اشتغال، دستمزد و رفتار عادلانه اداره می‌شدند.

تفاوت مهم میان دوره‌های پیشین و ساسانی، تأکید ویژه بر رقص بود. رقص، موسیقی و داستان‌گویی همواره بخش جدایی‌ناپذیر زندگی و ارزش‌های ایرانی بوده است، اما ساسانیان بیش از هر دورهٔ دیگر این هنرها را برای زنان و مردان تشویق می‌کردند. یکی از مشهورترین رقصندگان این عصر زنون بود که در زمان اردشیر دوم می‌زیست و تحسین فراوان برانگیخت.

نتیجه‌گیری

با سقوط شاهنشاهی ساسانی در سال ۶۵۱ میلادی، جایگاه زنان نیز سقوط کرد و آنان به‌عنوان شهروندان درجه‌دوم شناخته شدند. زنان دیگر نمی‌توانستند بدون همراهی و اجازهٔ مرد سفر کنند، مالکیت یا تجارت مستقل داشته باشند و یا آزادانه همسر خود را برگزینند.

میراث زنان نیرومند ایرانی ادامه دارد و تا امروز مایهٔ افتخار است. جشن‌های متعددی در ایران به پاسداشت زمین، عناصر و زنان برگزار می‌شود و در جشن اسفندگان – که سپاسگزاری از زنان در آن به‌ویژه برجسته است – داستان زنان بزرگ گذشته همچنان روایت می‌شود؛ نه‌تنها برای بزرگداشت آنان، بلکه برای یادآوری این حقیقت که زنان امروز نیز شایستهٔ همان سطح احترام‌اند که امپراتوری‌های بزرگ ایران باستان به آنان می‌دادند.

مطالب پیشنهادی
منبع

worldhistory.org



اشتراک گذاری

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *