محمدعلی رجبی هنرمند نگارگر، پژوهشگر پیشکسوت و عضو پیوسته فرهنگستان هنر در گفتگو با خبرنگار مهر به تبیین ابعاد شخصیتی و هنری زندهیاد علیمحمد شیخی هنرمند متعهد به انقلاب اسلامی و فرهنگ شیعی پرداخت و هنر را حاصل نسبت هنرمند با حقیقت دانست و تأکید کرد که مرحوم شیخی در تمامی زوایای زندگی و آثارش، بیانگر این نسبت بود.
شخصیتی همواره شاداب و دور از عبوسی
رجبی با اشاره به ویژگیهای اخلاقی برجسته علیمحمد شیخی اظهار کرد: ایشان انسانی بود که همواره روحیه کاملاً هنرمندانهای داشت؛ ما هیچوقت او را عبوس ندیدیم. همواره خندان و شوخطبع بود. این روی خوش از صفات بارز هنرمندان حقیقی است و هنرمندانی چون شیخی، به دلیل پیوند با حقیقت، نسبت به ناملایمات عالم بیتفاوت شده و با نگاهی فراتر از مسائل روزمره، شادابی درونی خود را به دیگران نیز منتقل میکنند.

ردپای رنگها و نشانههای شیعی در آثار علیمحمد شیخی
وی، ریشه شادابی مرحوم شیخی را در اعتقاد راسخ او به انقلاب اسلامی، امید به ظهور امام زمان (عج) و انس با فرهنگ عاشورا دانست و تصریح کرد: بیشترین آثارش، اگر نگوییم تمام آنها، جلوهای از عاشورا بود. هرچند عاشورا در ظاهر با غم و اندوه همراه است اما برای هنرمندی که با حقیقتِ آن شاد است، کلاسی برای شناخت خیر و انکشاف حقیقت محسوب میشود.
جهانِ گرمِ شیخی/ جایی که رنگها یخ نمیزنند
رجبی در ادامه به تکنیک منحصربهفرد این هنرمند در نقاشی اشاره کرد و گفت: مرحوم شیخی همواره نوعی فتوح قلبی داشت که به او اجازه میداد بسیار راحت نقاشی کند. برخلاف بسیاری، ایشان وقتی مقابل تابلو قرار میگرفت، بدون تردید و گویی که بارها آن نقش را تمرین کرده باشد، بلافاصله کار را شروع میکرد و اثری موفق بر جا میگذاشت.
وی، این توانمندی را حاصل انس او با حقیقت دانست که موضوعات مختلف، از جنگ ۱۲ روزه تا مسائل دیگر، تنها بهانهای برای پیوند زدن آن حقیقت به بوم نقاشی بود.
این عضو پیوسته فرهنگستان هنر با بیان اینکه آثار شیخی سرشار از رنگها، فرمها و نشانههای فرهنگ شیعی است، او را یکی از ارکان هنر نقاشی انقلاب برشمرد و توضیح داد: مرحوم شیخی در کنار همکلاسیهای بزرگوار خود همچون مرحوم حبیبالله صادقی، گروهی را تشکیل میدادند که همگی دارای دغدغههای انسانی و معرفتی بودند. علیمحمد شیخی هنرمندی بود که برای موضوعات خود مطالعه میکرد و سعی داشت هویت به دست آمده از فرهنگ شیعی و ایرانی را در زبانی جدید و معاصر به تصویر بکشد. او به معنای واقعی یک نقاش بود و برخلاف برخی که تحت تأثیر هنر مدرن غرب به سمت گرافیک گرایش پیدا کردند، همواره در عالم خالص نقاشی باقی ماند و ارزشهای آن را حفظ کرد.
تجلی گرمای وجود و وحدت هنری در پیوند با ساحت حق
وی در ادامه پیرامون ابعاد هنری مرحوم علیمحمد شیخی، به واکاوی تکنیکها و ویژگیهای ساختاری آثار این هنرمند پرداخت و با تأکید بر اصالت نگاه نقاشانه در آثار وی، اظهار کرد: در حالی که گاهی در هنر مدرن، ارزشهای نقاشی رنگ میبازد، مرحوم شیخی هرگز اجازه نداد این اتفاق در آثارش بیفتد. بافت آثار او، بافت یک نقاش اصیل است که قواعد طبیعت را به درستی به کار میگیرد، مگر آنکه بخواهد فرمی را با مضمونی خاص مطابقت دهد.

پالت رنگی گرم؛ بازتابی از صفای درونی شیخی بود
رجبی با اشاره به انتخاب آگاهانه رنگ در آثار شیخی تصریح کرد: هر هنرمند دارای یک پالت رنگی است که جزئی از وجود اوست. آثار مرحوم شیخی همگی دارای رنگهایی گرم هستند؛ حتی رنگ سبزی که او به وفور استفاده میکرد، طبعی گرم داشت. این گرمای رنگی، در واقع بازتابی از گرمای وجود خود او و نوع نسبتش با عالم و مضامینی بود که با آنها برخورد میکرد؛ او جهان را یخبندان و سرد نمیدید.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به استفاده از نمادهای متنوع در آثار این هنرمند اشاره کرد و گفت: او از نمادهای طبیعی، مجرد و نقشهای مختلف بهره میبرد اما این عناصر را چنان در کنار هم میچید که به یک وحدت ارگانیک یا به اصطلاح «هارمونی» دست پیدا میکردند. در آثار او، فرم و رنگ در یک مجموعه هماهنگ جای میگیرند تا مخاطب بتواند به درون اثر ورود کرده، با هنرمند همسخن شود و به نقد و نظر بپردازد.
هنری که از دل برمیآمد و بر دل مینشست
این نگارگر باسابقه در پایان ویژگی کلیدی آثار علیمحمد شیخی را «دلنشینی» ناشی از صفای باطن برشمرد و تصریح کرد: او به دنبال خلق آثار صرفاً چشمگیر و فریبنده نبود، بلکه وجود و شهود خود را بیان میکرد. به همین دلیل کارهایشان صفت «دلنشینی» را داراست؛ چرا که از دل برمیآمد و چون در ارتباط با حقتعالی بود، مورد توجه پروردگار نیز قرار میگرفت.
نظرات کاربران