به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورلد آف ریل، در کنفرانس مطبوعاتی جشنواره کن که دیروز در آستانه شروع به کار جشنواره برگزار شد، تیری فرمو رئیس کن، از انتخاب امسال به عنوان انتخابی که صرفاً بر اساس شایستگی هنری انجام شده، دفاع کرد. او معتقد است کن به عمد کارگردانهای زن را حذف نمیکند، بلکه فیلمها به دلیل کیفیتشان انتخاب میشوند، نه جنسیت کارگردان آنها.
این موضع دیرینه بارها جشنواره را در مرکز بحثهای مربوط به برابری در سینمای جهانی قرار داده است. گروههای مدافع حقوق بشر باور دارند با وجود تعهد برای بهبود این امر، انتخاب فیلمها برای نمایش در جشنواره همچنان نامتوازن است، و یکی از آنها عنوان کرده که کن «سینما را در حالی که نیمی از سازندگان آن را به حاشیه میراند، جشن میگیرد».
فرمو و موضع جشنواره این است که تحمیل اهداف جنسیتی، حتی اگر شکافهای موجود هر سال موجب اعتراض شود، به یکپارچگی هنری آسیب میرساند. از این دیدگاه، نبود تعادل از مراحل اولیه تولید آغاز میشود، چون زنان کمتری فیلمهای پرهزینه یا فیلمهای در سطح بینالمللی را کارگردانی میکنند. این دیدگاه، تکرار استدلال قبلی فرمو است که کن صرفاً «بازتابدهنده آن چیزی است که سینما هر سال تولید میکند».
با این حال، گروههای فمینیستی، از جمله «گروه ۵۰/۵۰»، همچنان متقاعد نشدهاند؛ استدلال آنها این است که وقتی غیبت زنان در معتبرترین بخش جشنواره بسیار مشهود است، کن نمیتواند ادعا کند نماینده فیلمسازی جهانی است.
فرمو در دفاع از خود گفت: آنیس واردا فیلمساز بزرگ فقید، در روزهای پایانی زندگیاش در این دنیا، در حالی که جنبشهای فمینیستی فشار بر کن را برای فراگیرتر کردن بخش رقابتی آن افزایش میدادند، به من گفت که «من یک کارگردان زن نیستم. من یک زن هستم و یک کارگردان. لطفاً هرگز فیلمی را برای اینکه کارگردانش یک زن بوده انتخاب نکن. یک فیلم را برای این که فیلم خوبی است انتخاب کن».
با این حال پیشرفتهایی هم در این زمینه حاصل شده است؛ در ۷۳ سال اول حیات جشنواره، تنها یک کارگردان زن نخل طلا را برده بود: جین کمپیون برای فیلم «پیانو» (۱۹۹۳). تنها در ۵ سال گذشته، ۲ مورد برنده زن وجود داشت: «تایتان» (۲۰۲۱) ساخته جولیا دوکورنو و «آناتومی یک سقوط» (۲۰۲۳) ساخته ژوستین تریه.
امسال، فرمو ۵ کارگردان زن را در بخش مسابقه رسمی جای داده است: «جشن تولد» ساخته لئا میسیوس، «هیولای مهربان» ساخته ماری کرویتزر، «ماجراجویی رویایی» ساخته والسکا گریسباخ، «زندگی یک زن» ساخته شارلین بورژوا-تاکه و «گارانس» ساخته ژان هری. در پی این موضوع، انتقادهایی مطرح شد و چندین رسانه آمریکایی از کمبود حضور زنان ابراز نگرانی کردند.
واقعیت این است که هستند افرادی که به سهمیهبندی در جشنوارههای فیلم و جوایز با توجه به برابری جنسیتی در هنر اعتقاد دارند. خیلیها هم میخواهند نه تنها جوایز سینمایی، بلکه نقد فیلم به طور کلی، تحت تأثیر سیاستهای هویتی قرار بگیرد. اگر چنین اتفاقی بیفتد، ماهیت اخلاقی این حوزه از بین خواهد رفت. مفهوم قضاوت در مورد خوب یا بد بودن یک فیلم از بین خواهد رفت. برای بسیاری، موضوع بیشتر به این مربوط میشود که چه کسی فیلم را ساخته، چه کسی در آن بازی میکند و پیام آن چیست، تا اینکه آیا موضوع کیفیت است یا خیر. البته، پیشرفت و شمول در سینما مهم است، اما هرگز نباید به صورت اجباری انجام شود. حدود ۸۰ درصد از فیلمسازان این صنعت هنوز مرد هستند، به این معنی که هنوز احتمال زیادی وجود دارد که بسیاری از بهترین فیلمهای هر سال توسط مردان کارگردانی شوند. این یک واقعیت ناخوشایند است، اما اوضاع همین است. با وجود تغییرات معنادار در سالهای اخیر در مورد شمول جنسیتی و نژادی، سینما هنوز راه زیادی تا برابری کامل دارد.
نظرات کاربران