«مادها؛ مردمانی اسرارآمیز در خاور نزدیک که با سرنگونی آشور، زمینهساز شکلگیری امپراتوری هخامنشی شدند.»
مجله اینترنتی باستان شناس :«مادها؛ مردمانی کمتر شناختهشده در خاور نزدیک که در سده هفتم پیش از میلاد با مشارکت در فروپاشی آشور، پایههای پادشاهی قدرتمند ایران باستان را بنا نهادند و در گذار تاریخی به امپراتوری هخامنشی نقشی کلیدی داشتند.»
آنچه در این مقاله می خوانید
- خاستگاه مادها
- گاهشماری مادها
- دگرگونی در تاریخ خاور نزدیک
- فرهنگ قوم ماد
- ساختار حکومتی مادها
- میراث مادها
خاستگاه مادها

«خاستگاه مادها همچنان مبهم است، زیرا شواهد باستانشناسی اندکی در دست داریم و همهٔ متون مرتبط نیز به قلم نویسندگان متأخر رسیده است. آنچه دانسته میشود این است که مادها احتمالاً در رشتهکوههای زاگرس شکل گرفتند و سپس شمالغرب ایران را به سرزمین خود بدل کردند. پژوهشگران امروزی زبان آنان را در ردهٔ زبانهای هندواروپایی قرار دادهاند، عمدتاً بر پایهٔ وامواژههای شناختهشدهٔ فارسی. دلیل این امر آن است که هیچ کتیبهای به زبان مادی باقی نمانده و همین امر برخی تاریخنگاران را بر آن داشته تا استدلال کنند که زبان مادی و زبان فارسیِ متأخر از یکدیگر قابل تمایز نبودهاند.»
گاهشماری مادها

«نبود کتیبههای مادی و کمبود آثار مادیِ فرهنگی باعث شده است که تاریخنگاران معاصر برای بازسازی گاهشماری مادها ناگزیر به اتکا بر منابع کلاسیک باشند. هرودوت، تاریخنگار یونانی سده پنجم پیش از میلاد، مفصلترین روایت از تاریخ مادها را ارائه میدهد، هرچند دیگر نویسندگان نیز به تاریخنگاری مادها افزودهاند. با این حال، جزئیات و ترتیب دقیق رویدادها در روایت هرودوت و دیگر مورخان کلاسیک ناقص و محل بحث است. به گفتهٔ هرودوت، دیاکو، که از اواخر سده هشتم تا اوایل سده هفتم پیش از میلاد فرمانروایی کرد، نخستین شاه ماد بود. او پایتختی به نام هگمتانه بنا نهاد و به عنوان پادشاهی دادگر و منصف توصیف شده است.
«هنگامی که قدرت سلطنتی او بهطور کامل استقرار یافت، همچنان بر اجرای سختگیرانهٔ عدالت پای میفشرد. همهٔ دعاوی به صورت مکتوب نزد او فرستاده میشد و او پس از ثبت نظر خود بر آنها، پاسخ را بازمیگرداند.» (هرودوت، ۱.۹۶)
پس از فرمانروایی عادلانه و باثبات دیاکو، پسرش فرائورت (حکومت حدود ۶۷۸–۶۲۴ پیش از میلاد) به قدرت رسید. هرودوت پیروزی بر پارسیان و گسترش فرمانروایی بر بخش بزرگی از ایران باستان را به او نسبت میدهد، اما همانگونه که بریان یادآور شده، جزئیات این تسلط ناشناخته است. شاید جالبترین بخش روایت هرودوت دربارهٔ فرائورت، چگونگی مرگ او در نبرد با آشوریان باشد.»

«او به فتح نظاممند آسیا پرداخت و سرانجام به آشوریان ــ همان آشوریان نینوا که زمانی فرمانروای سراسر آسیا بودند اما در آن هنگام بهسبب ترک یاران تنها مانده بودند ــ حمله کرد. با این حال، آنان همچنان نیرومند و ثروتمند بودند و در نبرد با ایشان، فرائورت و بیشتر سپاهش کشته شدند.» (هرودوت، ۱.۱۰۲)
پس از او، پسرش هووَخشتره (کیاکسار) به تخت نشست (حکومت حدود ۶۲۴ تا ۵۸۵ پیش از میلاد) و بیدرنگ برای انتقام خون پدر به سوی آشور لشکر کشید. کیاکسار سپس سلسله رویدادهایی را رقم زد که مسیر سیاسی و فرهنگی خاور نزدیک را بهطور بنیادین دگرگون ساخت.
دگرگونی در تاریخ خاور نزدیک

«درگیری میان آشوریان و مادها مدتها پیش از آنکه دیاکو پادشاهی ماد را بنیان نهد آغاز شده بود. نخستین اشاره به مادها در سالنامههای آشوری به دوران سلطنت شلمنسر سوم (۸۵۸–۸۲۴ پیش از میلاد) بازمیگردد. در این سالنامهها آمده است که شاه به سرزمین ماد «فرود آمد». این امر تا حدی خصومت میان مادها و آشوریان را توضیح میدهد، هرچند بخش عمدهای از آن احتمالاً بیشتر یک کشمکش قدرت بود. با تبدیل شدن مادها به یک پادشاهی و نیرویی اثرگذار در ژئوپولیتیک خاور نزدیک، آنان در این مسیر دوستان و دشمنان تازهای یافتند.
مهمترین اتحاد آنان با دودمان نوبابلیان شکل گرفت که از طریق پیوند ازدواج تحقق یافت. با این حال، همزمان با اوجگیری قدرت مادها، آنان با چالش سکاها نیز روبهرو شدند. هرودوت روایت میکند که در حالی که کیاکسار سرگرم نبرد با آشوریان بود، سکاها از شمال یورش آوردند و مادها را به زیر سلطه خود درآوردند. سلطهٔ سکاها چهل سال به طول انجامید تا آنکه هوخشتره سران سکایی را به ضیافتی فراخواند و نتیجه چنین شد:
«سرانجام هوخشتره و مادها شمار بسیاری از آنان را به ضیافتی دعوت کردند، در آنجا ایشان را مست کردند و به قتل رساندند، و به این ترتیب قدرت و فرمانروایی پیشین خود را بازپس گرفتند.» (هرودوت، ۱.۱۰۶)
از سراسر وب

«هوخشتره و مادها سپس توانستند توجه خود را به سوی غرب، آنسوی رشتهکوههای زاگرس، معطوف کنند. اتحاد با نوبابلیان پیش از سال ۶۱۲ پیش از میلاد از طریق ازدواج برقرار شده بود، اما سالنامههای آشوری نشان میدهند که این اتحاد بار دیگر تأیید شد.
«[شاه] از دجله پایین آمد، در برابر آشور اردو زد، به شهر یورش برد و آن را تصرف کرد. [شهر] را ویران ساخت. شکست سختی بر مردم و بزرگان وارد آورد. مردمش را به اسارت گرفت و غنایم را با خود برد. [شاه] اکد و سپاهش که برای یاری مادها به راه افتاده بودند، به هنگام حمله نرسیدند. شهر … [شاه اکد] و اوماکیشتار (هوخشتره) در برابر شهر با یکدیگر آشنا شدند. میان آنان حسن نیت و پیمان اتحاد برقرار شد. [اوماکیشتار] و سپاهش به سرزمین خود بازگشتند.»
فرهنگ قوم ماد

«از فرهنگ مادها آثار باستانشناسی چندانی در دست نیست و همین امر پژوهشگران را بار دیگر ناگزیر ساخته تا به مورخان کلاسیک تکیه کنند. یکی از جنبههای جالب فرهنگ مادی، دین آنان بود. برخی پژوهشگران معاصر بر این باورند که مادها شاید نوعی دین پیشازرتشتی را اجرا میکردند که بعدها به پارسیان به ارث رسید، هرچند این موضوع قطعی نیست.
هرودوت یاد کرده است که «مغان» در فرهنگ مادی نقشی مهم داشتند، بهویژه در تعیین تبار و مشروعیت شاهی. او روایت میکند که آستیاگ خوابی دید که مغان آن را چنین تعبیر کردند که دختر شاه باید به یک پارسی داده شود. دختر آستیاگ، ماندانه، سپس با کمبوجیه، رهبر پارسیان، ازدواج کرد و نخستین فرزندشان کوروش بزرگ بود. آستیاگ بار دیگر خوابی دید که در آن تاکی از رحم دخترش رویید و سراسر آسیا را پوشاند. مغان این خواب را چنین تعبیر کردند که فرزند دخترش تاج و تخت را غصب خواهد کرد. در واقع کوروش در سال ۵۴۹ پیش از میلاد تخت را از آن خود کرد و شاه پارس و ماد شد.
متنی میخی و اندکی آسیبدیده به زبان اکدی، موسوم به «سالنامه نبونید»، شرح میدهد که چگونه آستیاگ امپراتوری خود را از دست داد:
«[آستیاگ] سپاهش را گرد آورد و برای فتح به سوی کوروش (دوم)، شاه انشان، لشکر کشید […]. اما سپاه بر ضد آستیاگ شورید و او را به اسارت گرفت. [او را به کوروش دوم] تسلیم کردند. [… کوروش دوم] به هگمتانه، شهر شاهی، رفت. نقره، طلا، کالاها و اموال [… ] را که بهعنوان غنیمت از هگمتانه به دست آورد، به انشان برد.»

«موبدان بیتردید در تاریخنگاری پادشاهی ماد و امپراتوری هخامنشی نقشی مهم ایفا کردهاند. با این حال، تعیین میزان اهمیت آنان در دین روزمرهٔ مادی دشوار است. استرابون، تاریخنگار یونانی سدهٔ نخست پیش و پس از میلاد، نوشته است که «آیینهای مقدس پارسیان» نزد مادها نیز محترم شمرده میشد. او همچنین افزوده است که سبک پوشاک شاهانهٔ پارسیان از مادها به ارث رسیده بود.
«اما پس از سرنگونی مادها، پارسیان بخشهایی از سرزمین را که تا ماد امتداد داشت به دست آوردند. با این حال، حتی آداب و رسوم مغلوبان چنان باشکوه و درخور شکوه شاهانه به نظر فاتحان آمد که آنان پذیرفتند به جای برهنگی یا پوشاک سبک، جامههای زنانه بر تن کنند و سراسر بدن خود را با لباس بپوشانند.» (استرابون، ۱۱.۱۳.۹)

«تنها محوطهٔ مادی که بهطور گسترده کاوش شده، پایتخت یعنی هگمتانه است؛ اما شناسایی فرهنگ مادی در این ویرانهها دشوار است. پس از نابودی مادها، سلسلههای بعدی ایرانی همچنان از این شهر استفاده میکردند. بقایای مادی، هخامنشی، اشکانی، ساسانی و سلوکی در سراسر شهر پراکنده است. تشخیص تفاوتها، بهویژه میان آثار هخامنشی و مادی، بسیار دشوار است. همچنین باید توجه داشت که تاکنون هیچ شیء باستانی بهطور قطعی به مادها نسبت داده نشده و هیچ سبک هنری شناختهشدهای به نام «هنر مادی» وجود ندارد.»
ساختار حکومتی مادها

«شکل حکومت هر دولت ارتباط نزدیکی با فرهنگ آن دارد. هرودوت شرح میدهد که مادها بهسرعت از مجموعهای از قبایل گوناگون به یک نظام پادشاهی تکامل یافتند. میان نظام قبیلهای و پادشاهی، مادها نوعی حکومت شبیه جمهوری داشتند که در رأس آن یک قاضی قرار داشت.
به گفتهٔ هرودوت، دیاکو نخستین و تنها قاضی بود، اما از این کار خسته شد و کناره گرفت. مردم بهزودی دریافتند که برای حفظ نظم به یک پادشاهی نیرومند نیاز دارند، از اینرو دیاکو را بهعنوان فرمانروای مطلق برگزیدند. باید یادآور شد که استرابون هرودوت را بهخاطر ندادن «روایتی دقیق و راستین از این مردمان» مورد انتقاد قرار داده است. با این حال، بر پایهٔ برخی مشاهدات کلی، میتوان نکات بیشتری دربارهٔ حکومت و فرهنگ مادی استنباط کرد.
میراث مادها

«علاوه بر آنکه مادها موضوع بسیاری از روایتهای تاریخنگاری کلاسیک بودهاند، آنان تأثیری فوری بر خاور نزدیک بر جای گذاشتند. بریان، کوهرت و دیگر پژوهشگران برجستهٔ خاور نزدیک باستان بر این باورند که پارسیان هخامنشی نظام مادی را بهعنوان الگوی خود بهکار گرفتند. نزدیکی جغرافیایی دو قوم، همراه با زبان مشترک و احتمالاً دین مشترک، بیتردید در این امر نقش داشت.
پس از آنکه پارسیان امپراتوری خود را به بیشتر خاور نزدیک گسترش دادند، مادها در بسیاری از کتیبههای هخامنشی صرفاً بهعنوان یکی از ایالات ذکر شدند. کتیبههای صخرهای بیستون در ایران که در دوران داریوش یکم «بزرگ» (۵۲۲–۴۸۶ پیش از میلاد) نگاشته شد، اهمیت فراوانی دارند. این کتیبهها به خط میخی و به سه زبان فارسی باستان، ایلامی و اکدی نوشته شدهاند. افزون بر ارزش آنها برای زبانشناسان جدید، این کتیبهها اطلاعاتی دربارهٔ رابطهٔ مادها و پارسیان نیز آشکار میسازند. مادها در میان ۲۳ قوم تابع برشمرده شدهاند.
«داریوش شاه گوید: اینها کشورهاییاند که نزد من آمدند؛ به یاری اهورامزدا من شاه آنان بودم: پارس، ایلام، بابل، آشور، عربستان، مصر، آنان که در کنار دریا هستند، سارد، ایونیه، ماد…»
در بخشی دیگر از این متنها، داریوش شرح میدهد که چگونه با سرکوب شورشیان به قدرت رسید. در آن بخش، پارس و ماد در کنار هم ذکر شدهاند که نشان میدهد پارسیان مادها را در جایگاهی مشابه خود مینگریستند.
«پس از آن، همهٔ مردم از کمبوجیه سر به شورش برداشتند و به او پیوستند، هم پارس و هم ماد و دیگر ایالات.»

«پس از آنکه داریوش بار دیگر فرمانروایی هخامنشی را در خاور نزدیک استوار ساخت، مادها بهسرعت به فراموشی سپرده شدند. با این حال، مردم امروز نباید میراث آنان را نادیده بگیرند. مادها نقشی اساسی در سرنگونی امپراتوری آشور داشتند؛ رخدادی که پایان عصر آهن در خاور نزدیک را رقم زد. همین دستاورد بهتنهایی بر تاریخنگاری کلاسیک اثر گذاشت، اما اهمیت بزرگتر در آن بود که مادها بر هخامنشیان تأثیر نهادند؛ همانان که بزرگترین امپراتوری جهانِ آن روزگار را پدید آوردند.»
نظرات کاربران