کاسه نقره ای آتنا: ظرفی ۲ هزار ساله از گنجینه هیلدسهایم
بازدید 9
0

کاسه نقره ای آتنا: ظرفی ۲ هزار ساله از گنجینه هیلدسهایم

این کاسه فلزی با تزئینات فاخر، در قالب بخشی از یک گنجینه کشف شد؛ گنجینه‌ای که شامل ده‌ها قطعه از ظروف باستانی نفیس از روم باستان بود.

مجله اینترنتی باستان شناس : در سال ۱۸۶۸، سربازانِ یک گردان از ارتش پروسِ امپراتوری هنگام ساخت یک میدان تیر جدید نزدیک شهر هیلدسهایم در مرکز آلمان، گنجینه‌ای از ده‌ها شیء نقره‌ای باستانی را کشف کردند. گنجینهٔ هیلدسهایم شامل ظروف و وسایل سفره‌آراییِ پرآذین و گران‌قیمت بود؛ از جمله «کاسهٔ آتنا» که ممکن است به پوبلیوس کوینکتیلیوس واروس یا فرماندهٔ نظامی دیگری از روم تعلق داشته باشد؛ فرمانده‌ای که در سدهٔ نخست در جنگ با قبایل ژرمنی می‌جنگید.

«کاسهٔ آتنا» که به سبب نام رومیِ الهه، «کاسهٔ مینروا» نیز خوانده می‌شود، یکی از چهار کاسهٔ موجود در این گنجینه است که همگی دارای یک نشانِ مرکزیِ باشکوه و آذین‌شده‌اند. بنا بر اطلاعات «موزهٔ آلتس» در برلین—که گنجینهٔ هیلدسهایم را در مجموعهٔ خود نگهداری می‌کند—کاسهٔ نقره‌ای آتنا حدود ۱۰ اینچ (۲۵٫۳ سانتی‌متر) قطر دارد و وزنی سنگین حدود ۴٫۴ پوند (۲ کیلوگرم) دارد؛ وزنی تقریباً برابر با یک تابهٔ چدنی ۹ اینچی (۲۳ سانتی‌متر).

آنچه در این مقاله می خوانید

  • مشخصات فنی: کاسه آتنا (Athena Bowl)
  • میراثی که در سکوت ذوب می‌شود؛ بیداری برای حفاظت از هویت ملی و تاریخی

مشخصات فنی: کاسه آتنا (Athena Bowl)

عنوانجزئیات
نام اثرکاسه آتنا (Athena Bowl)
جنسکاسه‌ای نقره‌ای با تزئینات طلا
محل کشفهیلدسهایم، مرکز آلمان
تاریخ ساختنقش آتنا (سده دوم پیش از میلاد) / کاسه (سده اول میلادی)

آتنا، الههٔ یونانیِ خرد و جوانی، بر صخره‌ای نشسته است؛ سپر زیر بغل دارد و کلاهی پرنشان بر سر. «اِگیس» مشهور او ــ سپر یا حفاظ نمادینش ــ همچون نوارى بر شانه آویخته است تا در حالی که به پشت سر می‌نگرد، از او پاسداری کند. در برابر آتنا، صخره‌ای دیده می‌شود که با حلقه‌ای از شاخه‌های زیتون احاطه شده و جغد مقدس او بر فراز آن نشسته است. به گفتهٔ باستان‌شناس «گرترود پلاتس-هورستر»، هرچند بیشترِ سطح کاسه از نقره ساخته شده، اما بخش‌هایی از لباس، اِگیس و جغد، و نیز دو صخرهٔ نقش‌شده، با طلا آراسته شده‌اند.

بر اساس اعلام «موزهٔ آلتس»، نشانِ آتنا احتمالاً در سدهٔ دوم پیش از میلاد ساخته شده و در سدهٔ نخست میلادی، کاسه‌ای تازه برای جای دادن این نشان ساخته شده است. به گفتهٔ پلاتس-هورستر، بسیاری از ظروف گنجینهٔ هیلدسهایم آثار فرسودگی و تعمیر را نشان می‌دهند؛ نشانه‌ای که حاکی از آن است این مجموعهٔ سفره‌آرایی به‌تدریج و در گذر زمان گردآوری شده بوده است.

از سراسر وب

با توجه به تاریخِ سدهٔ نخست میلادی برای این گنجینه و محل کشف آن در مرکز آلمان، برخی کارشناسان بر این باورند که این ظروف زمانی به یک فرماندهٔ بلندپایهٔ نظامی روم تعلق داشته که شاید آن‌ها را از بیم دشمن پنهان کرده است. (احتمال دیگر آن است که این گنجینه غنیمتی بوده باشد که قبایل ژرمنی پس از به‌دست آوردن، آن را مخفی کرده‌اند.)

شاید نامدارترین سردار رومی که در دوران امپراتور آگوستوس با قبایل ژرمنی می‌جنگید، پوبلیوس کوینکتیلیوس واروس بود؛ کسی که در نبرد جنگل تویتوبورگ در سال ۹ میلادی، سه لژیون کامل رومی را از دست داد. مورخ رومی، سوئتونیوس، نوشته است که آگوستوس چنان از این شکست خشمگین و اندوهگین شد که فریاد زد: «Quintili Vare, legiones redde!» — یعنی: «کوینکتیلیوس واروس، لژیون‌هایم را پس بده!» پس از این شکست، واروس به‌جای آن‌که با فروپاشیِ جایگاه سیاسی‌اش روبه‌رو شود، دست به خودکشی زد و آگوستوس نیز کارزارِ گسترش قلمرو روم به سمت آلمان را متوقف کرد.

از سراسر وب

فارغ از این‌که «کاسهٔ آتنا» واقعاً به واروس تعلق داشته یا نه، گنجینهٔ هیلدسهایم به‌عنوان بزرگ‌ترین مجموعهٔ نقرهٔ رومیِ کشف‌شده بیرون از مرزهای امپراتوری، شهرتی برجسته دارد.

میراثی که در سکوت ذوب می‌شود؛ بیداری برای حفاظت از هویت ملی و تاریخی

ایران، سرزمین هنر و تمدن، موزه‌ای بی‌سقف و گسترده است. هر گوشه از خاک این مرز و بوم، راوی قصه‌ای از شکوه نیاکان ماست؛ از نقش‌برجسته‌هایی که نجابت تاریخ را فریاد می‌زنند تا سفالینه‌ها و ظروف سیمین و زرینی که گویای اوجِ ظرافتِ دستان هنرمندانِ هزاره‌های پیشین است. این آثار، نه تنها قطعاتی از فلز یا سنگ، بلکه «شناسنامهٔ تاریخی» و «روحِ جمعی» ایرانیان هستند.

متأسفانه امروز، این سرمایه‌های ملی با دو لبهٔ تیزِ یک قیچی در حال نابودی‌اند: مافیای سیاه قاچاق عتیقه که با سازماندهی پیچیده و شبکه‌های نفوذ، میراث فرهنگی ما را همچون کالایی در بازار حراج به یغما می‌برند، و حفاران غیرمجاز که در جستجوی سودی آنی، با کلنگ‌های ناآگاهانه بر پیکرهٔ تاریخ می‌کوبند.

از سراسر وب

آنچه در این میان به غارت می‌رود، تنها یک ظرف یا یک مجسمه نیست؛ وقتی اثر باستانی از لایه‌های خاک خارج می‌شود و بدون مستندسازی علمی به چنگال قاچاقچیان می‌افتد، «زمانی» که آن شیء در آن آرمیده بود و «اطلاعاتی» که می‌توانست رازهای مگوی تاریخ ما را برملا کند، برای همیشه نابود می‌شود. در واقع، حفاری غیرمجاز، یعنی «کشتنِ تاریخ» برای رسیدن به یک قطعه‌ طلا.

بیایید نگاه‌مان را تغییر دهیم:

آثار باستانی ، کالا نیست؛ هویت است: هر اثر باستانی که از کشور خارج شود، بخشی از پازل هویت ملی ما را ناقص می‌کند.
حفاظت، یک وظیفه همگانی است: میراث فرهنگی تنها در انحصار سازمان‌های دولتی نیست؛ ما همگی «نگهبانان غیررسمی» تاریخ هستیم. مشاهدهٔ هرگونه تخریب یا حفاری مشکوک، باید هشداری باشد برای مسئولیت‌پذیریِ ما.
آگاهی، سدی در برابر تاراج: قاچاقچیان از ناآگاهی و فقرِ فرهنگیِ جامعه تغذیه می‌کنند. ترویج این فرهنگ که «میراث نیاکانمان امانت آیندگان است»، قدرتمندترین سد در برابر مافیای سیاه عتیقه است.
فراموش نکنیم؛ تمدنی که ریشه‌هایش توسط کلنگِ طمع‌کاران و دست‌های ناپاک قاچاقچیان قطع شود، در توفانِ فراموشی، بی‌دفاع خواهد ماند. بیایید به جای «جستجوی گنج» در خاک، «کشفِ افتخار» در تاریخ‌مان را جایگزین کنیم و اجازه ندهیم حراجِ هویتِ ملی‌مان به دست سوداگرانِ تاریخ، به پایانِ راه برسد.

آینده، قضاوت‌گرِ امروزِ ماست؛ آیا ما حافظانِ میراث خواهیم بود یا تماشاگرانِ غارتِ آن؟



اشتراک گذاری

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *