«این که آیا آتنِ باستان سکاها را بهعنوان نیروی نظامی به خدمت میگرفت، موضوعی است که مدتهاست ذهن مورخان را به خود مشغول کرده است.»
مجله اینترنتی باستان شناس : «آتنِ باستان در سدهٔ پنجم پیش از میلاد، شهری فرهنگی و سیاسی در میان دولتشهرهای یونانی بود. شهری ثروتمند، پرجمعیت، پیشرفته و قدرتمند که بهراستی کانون فرهنگ یونانی بهشمار میرفت. آتن پیشگام شکلی بسیار مترقی از حکومت بود که آن را دموکراسی مینامیدند. اما این قهرمان فرهنگ چگونه نظام سیاسی خود را پاسداری میکرد؟ آتنیان چگونه نهادها، قوانین و شهروندان خود را تحت نظارت داشتند؟ پاسخ شگفتانگیز است، بهویژه هنگامی که درمییابیم آتن ظاهراً نیروی «پلیس» خود را از میان سکاها برمیگزید؛ مردمانی که در نگاه یونانیان بهخاطر توحش و عقبماندگیشان بدنام بودند.»
آنچه در این مقاله می خوانید
- برداشت یونانیان باستان از سکاها
- کمانداران سکاییِ آتن در ادبیات باستان
- «آیا آتنِ باستان نیروی پلیس داشت؟
- کاربرد در آتن باستان
- معنای نمادین
- نگرشها نسبت به کمانداران سکایی
- کمانداران سکاییِ آتن: نتیجهگیری
برداشت یونانیان باستان از سکاها

بیگانههراسی در میان یونانیان باستان امری رایج بود؛ آنان بهطور فرهنگی نسبت به بیگانگان بیاعتنا و تحقیرآمیز بودند. همهٔ غیر یونانیان «بربر» یا بارباروی خوانده میشدند، زیرا زبان یونانی نمیدانستند. با این حال، این برچسب تنها به معنای تفاوت زبانی نبود، بلکه مجموعهای از پیش داروری ها را نیز در خود داشت. هرچند جدول رتبهبندی رسمی وجود نداشت، یونانیان برخی اقوام را از دیگران «بربرتر» میپنداشتند. در این میان، سکاها در پایینترین مرتبه قرار داشتند. واژهٔ «سکایی» اغلب بهطور کلی و غیر دقیق برای اشاره به مردمانی با بار معنایی تحقیرآمیز به کار میرفت.
از منظر تاریخی، سکاها گروههای قبایلی کوچنشین در استپهای اوراسیا بودند که با نامهای بومی گوناگون شناخته میشدند. این قبایل که ریشهای دوردست و ایرانی داشتند، در گسترههای وسیع قارهای از آسیا به اروپا مهاجرت کردند. آنان در حاشیهٔ دریای خزر و شمال دریای سیاه، یعنی مناطقی که امروز قفقاز، جنوب اوکراین و شمالشرقی بالکان را دربر میگیرد، سکونت داشتند.
هرودوت در سدهٔ پنجم پیش از میلاد جزئیات شگفتانگیز و گاه نادرستی از سکاها ثبت کرده است. در اصل، آنان را نقطهٔ مقابل تمدن یونانی تصویر میکند. سکاها مردمانی کوچنشین، شبانکار و مهاجر بودند که زندگیشان بر اسب استوار بود و بهراستی یکی از بزرگترین «اقوام اسبسوار» تاریخ محسوب میشوند. آنان بهطور فصلی اردوگاهها و دامهای خود را جابهجا میکردند؛ شکار، سفر، جنگ و حتی خوابشان در میان اسبها بود. بزرگان سکایی حتی همراه با اسبهایشان دفن میشدند؛ تپههای تدفینی عظیم یا کورگانها از معدود میراثهای باستانشناختی آنان است.
سکاها با کمان مرکب بسیار قدرتمند خود آموزش دیده بودند و بهعنوان تیراندازانی نامدار شناخته میشدند؛ آنان از روی اسب تیر میانداختند، چنان آسان که دیگران بر زمین. در اواخر سدهٔ ششم پیش از میلاد، پیش از آنکه یونانیان چنین ادعایی داشته باشند، سکاها توانستند یورش امپراتوری قدرتمند پارس را دفع کنند. در این و دیگر رویاروییها، سکاها شهرتی بهعنوان جنگاورانی سختجان و توانمند به دست آوردند.
از زمان هرودوت به بعد، یونانیان به سکاها با ترکیبی از شگفتی و تحقیر مینگریستند. آنان بهخاطر سرسختیشان مورد احترام بودند، اما بهسبب عقبماندگی فرهنگیشان به ریشخند گرفته میشدند:
«زیرا اگر سکاها متحد میشدند، هیچ ملتی توان برابری با آنان یا مقاومت در برابرشان را نداشت؛ نه تنها در اروپا، بلکه حتی در آسیا ــ هرچند آنان از نظر عقل و هوش که زندگی روزمره را سامان میدهد، همسطح دیگر ملتها نیستند.» (توسیدید، تاریخ جنگ پلوپونزی ۲.۹۷.۶)
آیا چنین مردمانی میتوانستند به نیروی پلیس در آتن باستان بدل شوند؛ پایتخت اندیشه، سیاست و فرهنگ یونان؟
کمانداران سکاییِ آتن در ادبیات باستان

نخستین سکاهایی که در آتنِ باستان به خدمت گرفته شدند، به میانهٔ سدهٔ ششم پیش از میلاد بازمیگردند. آنان تیراندازان کمکی بودند که برای پشتیبانی از «هوپلیتها» (سربازان سنگیناسلحهٔ شهر) بهکار گرفته میشدند. این نیروها شاید پیشدرآمدی بر شکلگیری نیروی پلیس سکاییِ آتن بوده باشند. با این حال، همانند بسیاری از موضوعات مرتبط، منابع ما آنقدر قوی نیستند که بتوانیم با قطعیت سخن بگوییم.
آنچه مسلم است اینکه در میانهٔ سدهٔ پنجم پیش از میلاد، دولت آتن بدنهای متشکل از ۳۰۰ تیرانداز سکایی (برده) خریداری کرد. باور عمومی بر آن است که این گروه اساس نیروی پلیس سکاییِ آتن را تشکیل داد. ورود آنان در دو خطابهٔ تقریباً مشابه ثبت شده است:
«در این دوره، ما پیرائوس را استحکام بخشیدیم و دیوار شمالی را بنا کردیم؛ صد کشتی جنگی تازه به ناوگان خود افزودیم؛ همچنین سیصد سوارهنظام را تجهیز کردیم و سیصد سکایی خریدیم؛ و قانون اساسی دموکراتیک را بیلرزش نگاه داشتیم.» (Scholiast On Aristophanes, Acharnians 54)
منابع ما تصویری ناقص اما قطعی از ورود سکاها به آتنِ باستان در میانهٔ سدهٔ پنجم پیش از میلاد ارائه میدهند. این منابع حاکی از وجود یک نیروی پلیسی ابتدایی از بردگان سکایی هستند که شمارشان میان ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر برآورد میشود.
«آیا آتنِ باستان نیروی پلیس داشت؟

بنابراین، کمانداران سکایی چه نقشی در آتن باستان داشتند؟
در اینجا باید به آثار کمدینویس بزرگ آتنی، آریستوفان، توجه کنیم. در چندین کمدی کهنِ او، از کمانداران سکاییِ آتنِ باستان یاد شده است و این اشارهها تصویری از نقشهای گوناگون آنان به دست میدهد.
نخست آنکه به نظر میرسد سکاها در مقام خدمتگزاران دولتی ایفای نقش میکردند. آنان دسترسی به مجمع رأیگیری (اکلسیا) را کنترل میکردند و مشارکت سیاسی شهروندان را در نظام دموکراتیک تنظیم مینمودند. در اینجا سکاها برای تشویق شهروندان بیمیل به حرکت بهسوی تپهٔ پونیکس ــ جایی که بحث و رأیگیری انجام میشد ــ بهکار گرفته میشدند. شواهد نشان میدهد این کار نیازمند تشویق و حتی اجبار بوده است؛ و شگفت آن که گویا سکاها از طنابی رنگشده به شنگرف (قرمز) استفاده میکردند تا رأیدهندگان بیمیل را از آگورا به سوی جلسات هدایت کنند.
«با اینهمه، امروز روزِ مجمع است؛ همه باید از سپیدهدم اینجا باشند، و با این حال پونیکس هنوز خالی است. آنان در بازار به گفتوگو مشغولاند و اینسو و آنسو میگریزند تا از طنابِ شنگرفی بگریزند.»
«Vermilion rope» یا همان طناب شنگرفی در منابع آتنی به طنابی اشاره دارد که با رنگ شنگرف (قرمز روشن مایل به نارنجی) رنگآمیزی شده بود.
کاربرد در آتن باستان
- این طناب در اختیار کمانداران سکایی (پلیس بردهٔ آتن) بود.
- هنگام برگزاری مجمع عمومی (اکلسیا)، اگر شهروندان در آگورا (بازار) پرسه میزدند و از رفتن به محل رأیگیری در تپهٔ پونیکس خودداری میکردند، مأموران سکایی این طناب رنگی را میکشیدند و جمعیت را بهسوی محل جلسه هدایت میکردند.
- هر کس با این طناب تماس پیدا میکرد، لباسش به رنگ قرمز لکهدار میشد؛ این لکه نشانهای بود که فرد در انجام وظیفهٔ شهروندی کوتاهی کرده و به اجبار به جلسه کشانده شده است.
معنای نمادین
- طناب شنگرفی هم ابزار عملی برای «جمع کردن» مردم بود و هم نشانهای اجتماعی ـ سیاسی: لکهٔ قرمز روی لباس، نوعی شرمساری عمومی برای شهروندان بیمیل به مشارکت در دموکراسی محسوب میشد.
به بیان ساده: طناب شنگرفی ابزاری بود که پلیس سکایی آتن باستان برای کشاندن شهروندان به مجمع رأیگیری استفاده میکرد، و رنگ قرمز آن نشانهٔ اجبار و بیمیلی افراد بود.
زمان دقیق این رسم مشخص نیست، اما میتوان حدس زد که در حدود سال ۴۲۵ پیش از میلاد، هنگام اجرای نمایش آریستوفان، در جریان بوده است. بعدها پرداختهایی برای مشارکت شهروندان در نظر گرفته شد تا حضور آنان در مجمع تشویق شود. با این حال، به نظر میرسد این پرداختها همزمان با استفاده از طناب شنگرفی ادامه یافته است؛ بخشی از سیاست «تشویق و تنبیه». هر کس دیر به مجمع میرسید، خطر آن را داشت که دستمزد خود را دریافت نکند.
خرِمِس: «به خدایان سوگند، خندهام گرفت از نشانههای طناب شنگرفی که همهجا در مجمع دیده میشد.» بلِپیروس: «آیا سه اوبولوس (سکهٔ آتنی) را گرفتی؟» خرِمِس: «کاش خدایان چنین میخواستند! اما اندکی دیر رسیدم و سخت شرمندهام؛ چیزی جز این کیسهٔ خالی به خانه نمیبرم.» (آریستوفان، زنان در مجلس [اکلسیازوئوسه]، بندهای ۳۷۹–۳۸۰)

«سکاها به عنوان مأموران دولتیِ نظم و امنیت بهکار گرفته میشدند تا حاضرانِ بینظم و آشوبگر را از مجمع بیرون کنند.»
فروشندهٔ سوسیس: «پس هنگامی که دیدم از سوی این مردک شکست خوردهام، بر او پیشی گرفتم و فریاد زدم: «دویست!» و افزون بر این پیشنهاد کردم که نذر کنیم برای دیانا هزار بز قربانی شود، اگر فردا ماهی کولی تنها به بهای یک اوبولوس برای هر صد عدد فروخته شود. و مجمع بار دیگر به سوی من نگریست. آن دیگری، از ضربه مبهوت، در سخن دچار هذیان شد و سرانجام پریتانیها و سکاها او را بیرون کشیدند.»
(Aristophanes, Knights 660)
«پریتانیها افسران منتخبِ بولِه ــ شورای عالی اجراییِ مجمع شهروندان ــ بودند. به نظر میرسد این افسران همراه با سکاها عمل میکردند تا افراد وقتتلفکن یا آشوبگر را از مجمع بیرون کنند. این نقش شباهتی به کارکرد سِرجنت-اَت-آرمز (افسر انتظامات) در پارلمانهای مدرن داشت.
بهعنوان خدمتگزاران و مجریان قانون، کمانداران سکایی تا حدی نماد اقتدار برخی از مقامات شهری محسوب میشدند. آنان کسانی را که مقامات به آنان اشاره میکردند، دستگیر، بازداشت و مجازات قضایی میکردند.»
زن سوم: «به نظر من تو هم حقهباز زیرکی هستی؛ با این مرد همدست شدهای، و بیدلیل نبود که مدام دربارهٔ مصر یاوه میگفتی. اما اکنون زمان مجازات فرارسیده است؛ اینک قاضی همراه با سکاییاش آمده است.»
(Aristophanes, Thesmophoriazusae 902)
«هرچند تفاوتهای تاریخیِ مهمی وجود دارد، شباهتهای مفهومی میان کمانداران سکاییِ آتنِ باستان و لیکترهای نمادینِ روم جمهوریخواه دیده میشود. نخست آنکه حضور آنان در کنار مقامات (دستکم در آثار آریستوفان) آشکارا نشانهای از قدرت مقام قضایی بود. همچنین به نظر میرسد آنان حق قانونی برای مجازات شهروندان داشتند، اما تنها تحت اقتدار قانونیِ یک مقام منتخب.»

«کمانداران سکایی همچنین رفتار عمومی و آداب اجتماعی را تحت کنترل داشتند؛ آنان مستی و رفتارهای پرهیاهو و نابهنجار در خیابانها را مهار میکردند.»
زن نخست: «علاوه بر این، آنان همچون مردان مست به دشنامگویی یکدیگر میپردازند، و میتوانی ببینی که کمانداران بیش از یک مستِ پرهیاهو را از بازار بیرون میکشند.»
[Aristophanes. Ecclesiazusae 143]
«اگر سکاها همانگونه که منابع ادعا میکنند، «نگهبانان شهر» نیز بودهاند، وظایف امنیتی همچون پاسداری از دروازهها و دیوارهای آتن باستان را بر عهده داشتهاند. تأیید اینکه آنان واقعاً از کمانهای خود استفاده کردهاند، بسیار جالب میبود، اما هیچ منبعی به این موضوع اشاره نکرده است. با این حال، بر اساس منابع موجود، کمان ویژگی تعریفکنندهٔ آنان بود؛ بنابراین عجیب مینماید اگر این ابزار در خدمت آنان به کار گرفته نشده باشد.
آریستوفان برای مخاطبان گستردهٔ آتنی مینوشت و بسیار محتمل است که کمانداران سکایی، که بارها در آثار او ذکر شدهاند، بخشی از زندگی روزمرهٔ عمومی بوده باشند. در نقاشیهای گلدانهای آتیکِ این دوره نیز بیش از ۵۰۰ تصویر از سکاها دیده میشود که تقریباً همیشه با کمان و کلاههای نوکتیز سکاییشان بازنمایی شدهاند.
در کرامیکوس ــ گورستانی درست بیرون آتن باستان ــ باستانشناسان انبوهی شامل حدود ۸۰ سرِ پیکان برنزی را در محوطهٔ سنگقبر دیونوسیوس کولیتوس، همراه با دو پیکرهٔ تیرانداز در لباس سکایی، کشف کردند (کانلیف، ۲۰۱۹، ص. ۵۵). آیا این مکان محل دفن نیروی پلیس آتن باستان بوده است یا نشانهای از وجود جامعهای گستردهتر از سکاها در شهر؟ نمیتوان با قطعیت گفت، اما این یافتهها و نمونههای دیگر بهطرز چشمگیری حضور فرهنگی سکاها را در قلب آتن باستان تقویت میکنند.»
نگرشها نسبت به کمانداران سکایی

«نگرشهای آتنیان نسبت به پلیس سکایی از خلال کمدیها آشکار میشود. هرچند هدف این آثار خنده و سرگرمی است، اما این پلیس است که بیشترین هدفِ شوخیها قرار میگیرد.»
«در کمدی لیسیستراتا، یک سکایی با لهجهٔ سنگین و شاید کمهوش، قادر به تلفظ درست نامهای یونانی نیست:
کماندار سکایی: «نامت چیست؟» اوریپیدس: «آرتمیسیا.» کماندار سکایی: «به خاطر خواهم سپرد. آرتموکسیـا.» (آریستوفان، لیسیستراتا، بند ۴۴۵)
این شوخی ساده است، اما مسئله تنها زبان نیست. سکاها در کمدیها بهطور مکرر بهعنوان دستوپاچلفتی، ناتوان و کمخِرَد تصویر میشوند. در واقع، نوعی عنصر «پلیسهای دستوپاچلفتی» (Keystone Cops) در بازنمایی آنان وجود دارد. این تصویر بیتردید خنده برمیانگیخت، در حالی که بر پایهٔ پیشداوریهای بیگانهستیزانه نسبت به «بربر سکایی عقبمانده» بازی میکرد.»
«در کمدیها، اشارههایی به سرگرم شدن سکاها در میخانهها دیده میشود که نشاندهندهٔ یک کلیشهٔ یونانیِ تثبیتشده دربارهٔ عادات نوشیدن بیحد و مرزِ بربرهاست. این شگرد فرهنگی رایج، بر عادات نوشیدنِ افراطی و غیرمتمدنانهٔ بربرها انگشت میگذاشت؛ کسانی که برخلاف یونانیان، شراب خود را با آب رقیق نمیکردند:
«بگذار همچون سکاها با شراب خود به آشوب و بینظمی نیفتیم.» (آناکرئون ۷۶، محفوظ در آتنیوس ۱۰.۲۹)
اما آیا همهٔ این انتقادها بیپایه بود؟ بیش از یک نشانه وجود دارد که سکاها میتوانستند سنگدست باشند. در کمدی آخارنیان، پیرمردی به نام توسیدیدس بهدست یک سکایی بدرفتاری میبیند، در حالی که مردم محلی «اشک ترحم» میریزند. نمونههای دیگری از خشونت پلیسی نیز وجود دارد که برخی از آنها بهطرز چشمگیری مدرن به نظر میرسند:
منسیلوخوس: «کمی گُوِه را شل کن.» کماندار سکایی: «بله، حتماً.» منسیلوخوس: «ای خدایان! چرا آن را محکمتر میکوبی؟» کماندار سکایی: «این کافی است؟» منسیلوخوس: «آه! آه! اوه! اوه! طاعون بر تو باد!» (آریستوفان، تسموفوریازوسه، ۱۰۰۱–۱۰۰۵)
بهوضوح میتوان گفت که معیارها با آنچه امروز از پلیس انتظار داریم، تفاوت داشت. همهٔ این ارجاعات، حکایتگونه و در قالب طنز کمدی هستند. با این حال، برای مخاطبان آریستوفان بیتردید قابلتشخیص و باورپذیر بودند. اینکه تا چه اندازه باید این مسائل را جدی گرفت، دشوار است. دو نیروی همزمان در این بازنماییها حضور دارند: نژادپرستی فرهنگی آتنیان نسبت به سکاها و همان روحیهٔ ضداقتدارگراییِ دیرینه. پلیس بودن کاری دشوار است؛ در همهٔ جوامع، چه باستانی و چه مدرن، همواره موضوعی مناقشه برانگیز بوده است.»
کمانداران سکاییِ آتن: نتیجهگیری

«آتنِ باستان در سدهٔ پنجم پیش از میلاد آشکارا نوعی نیروی پلیس سکایی را برای تنظیم کارکردهای مدنی خود بهکار گرفته بود. البته هیچکس وانمود نمیکند که این نیرو چیزی شبیه به مفهوم مدرنِ «پلیس» بوده است (در اینجا خبری از پلیس جنایی آتن نیست)، اما کمانداران سکایی نظم ابتدایی عمومی را در شهر برقرار میکردند. آنان تحت اقتدار قضات منتخب، تعاملات در مجمع و دادگاهها را سامان میدادند و وظایفی چون اجرای ابتدایی قانون، حفظ نظم عمومی و کنترل جمعیت را بر عهده داشتند.»
«هرچند منابع تاریخی موجود ضعیفتر از آناند که انتظار داریم، اما شواهد فرهنگی کافی برای اثبات وجود سکاها و بسیاری از کارکردهای آنان در آتن وجود دارد. از طریق خطابهها، کمدیهای آریستوفان، و دیگر منابع پشتیبان همچون گلدانهای آتیک، حضور سکاها در آتن بهعنوان بخشی از زندگی روزمره کاملاً مشهود است.
اما سرنوشت کمانداران سکاییِ آتن بهراستی ناشناخته باقی مانده است. آیا آنان پس از فروپاشی نظام دموکراتیک آتن، در پی شکست در جنگ پلوپونزی (۴۰۴ پیش از میلاد) و برپایی «سی جبار» منحل شدند؟ نمیتوانیم با قطعیت بگوییم. کمانداران سکاییِ آتن بهسادگی از تاریخ ناپدید میشوند، هنگامی که مشعل نسبتاً کوتاهمدتِ سدهٔ پنجم پیش از میلاد خاموش میگردد.»
نظرات کاربران