میراث‌ کُشی توسط گنج‌ جویان؛ زخم خاموش بر پیکر تاریخ شمال فارس
بازدید 6
0

میراث‌ کُشی توسط گنج‌ جویان؛ زخم خاموش بر پیکر تاریخ شمال فارس

در سال‌های اخیر پدیده‌ای آرام اما ویرانگر در بسیاری از مناطق تاریخی ایران در حال گسترش است؛ پدیده‌ای که می‌توان آن را «میراث‌کُشی» نامید.

مجله اینترنتی باستان شناس : در این میان، مناطق شمالی استان فارس با پیشینه‌ای کهن و پراکندگی گسترده آثار باستانی، به یکی از کانون‌های فعالیت گنج‌جویان تبدیل شده است. فعالیت‌هایی که اغلب در سکوت و به دور از نظارت مؤثر انجام می‌شود و به تخریب تدریجی لایه‌های ارزشمند تاریخ این سرزمین می‌انجامد.
شمال فارس، شامل مناطقی مانند اقلید، آباده، بوانات، خرم‌بید و بخش‌هایی از مرودشت و پاسارگاد، از نظر باستان‌شناسی بسیار غنی است. این منطقه در طول هزاران سال محل استقرار تمدن‌های گوناگون بوده و آثار متعدد از دوره‌های پیش‌ازتاریخ تا هخامنشی، اشکانی و اسلامی در آن پراکنده است. همین پراکندگی و گستردگی محوطه‌های تاریخی، شرایطی فراهم کرده که بسیاری از این مناطق عملاً بدون حفاظت مؤثر باقی بمانند و به هدفی آسان برای گنج‌جویان تبدیل شوند.
گنج‌جویان امروزی دیگر به ابزارهای ابتدایی و حفاری‌های ساده محدود نیستند. بسیاری از آن‌ها به دستگاه‌های پیشرفته فلزیاب، اسکنرهای زمینی و تجهیزات تصویربرداری زیرسطحی دسترسی دارند؛ دستگاه‌هایی که بعضاً با قیمت‌های بسیار بالا خریداری می‌شوند و امکان شناسایی اشیای فلزی یا ساختارهای مدفون در عمق زمین را فراهم می‌کنند. این فناوری‌ها باعث شده جست‌وجوی غیرقانونی آثار تاریخی شکل سازمان‌یافته‌تر و حرفه‌ای‌تری به خود بگیرد.

میراث‌ کُشی توسط گنج‌ جویان؛ زخم خاموش بر پیکر تاریخ شمال فارس
تپه باستانی در شمال فارس که بارها با ادوات مختلف مثل بیل مکانیکی مورد تعرض گنج جویان قرار گرفته است.

بخش قابل توجهی از این فعالیت‌ها در پوشش‌های ظاهراً قانونی انجام می‌شود. برخی افراد با عنوان «اکتشاف معدن»، «بررسی زمین‌شناسی» یا حتی «مطالعات باستان‌شناسی» وارد مناطق مختلف می‌شوند. استفاده از خودروهای مجهز، نقشه‌های ماهواره‌ای و دستگاه‌های پیچیده، برای بسیاری از مردم محلی این تصور را ایجاد می‌کند که این افراد مأموران رسمی یا پژوهشگران هستند. در حالی که در بسیاری از موارد، هدف اصلی آن‌ها یافتن اشیای تاریخی و انتقال آن‌ها به بازارهای غیرقانونی عتیقه است.

پیامد این حفاری‌ها تنها خروج چند شیء تاریخی از خاک نیست؛ بلکه تخریب غیرقابل جبران محوطه‌های باستانی است. ارزش واقعی آثار باستانی فقط در خود شیء خلاصه نمی‌شود، بلکه در جایگاه، لایه‌های خاک، و ارتباط آن با سایر یافته‌ها نهفته است. زمانی که یک محوطه به‌طور غیرعلمی حفاری می‌شود، اطلاعات تاریخی آن برای همیشه از بین می‌رود. به بیان دیگر، هر گودال حفاری غیرمجاز می‌تواند صفحه‌ای از تاریخ را نابود کند.

گزارش‌های محلی در بسیاری از مناطق شمال فارس از حضور آزادانه گروه‌های گنج‌جو حکایت دارد؛ گروه‌هایی که شبانه یا حتی در روز روشن با تجهیزات کامل در دشت‌ها، تپه‌های باستانی و دامنه کوه‌ها فعالیت می‌کنند. در برخی موارد نیز شبکه‌هایی شکل گرفته که شامل حفاران، دلالان عتیقه و واسطه‌های فروش در شهرهای بزرگ یا حتی خارج از کشور است.

از سراسر وب

این وضعیت پرسشی جدی را مطرح می‌کند: چگونه در منطقه‌ای با چنین اهمیت تاریخی، فعالیت‌های مخرب تا این اندازه آشکار و گسترده ادامه دارد؟ کارشناسان معتقدند پراکندگی وسیع محوطه‌های تاریخی، کمبود نیروهای حفاظتی، و سود بالای بازار غیرقانونی عتیقه از عوامل اصلی گسترش این پدیده است.

در کنار این عوامل، نقش آگاهی عمومی نیز اهمیت دارد. بسیاری از مردم محلی از ارزش واقعی محوطه‌های اطراف خود آگاه نیستند و گاه ناخواسته با گنج‌جویان همکاری می‌کنند. در حالی که همین محوطه‌ها می‌توانند در صورت حفاظت و پژوهش علمی، به منابعی مهم برای توسعه گردشگری فرهنگی و رونق اقتصادی مناطق تبدیل شوند.

از سراسر وب
میراث‌ کُشی توسط گنج‌ جویان؛ زخم خاموش بر پیکر تاریخ شمال فارس

میراث فرهنگی، سرمایه‌ای مشترک برای همه نسل‌هاست. نابودی آن تنها از دست رفتن چند شیء تاریخی نیست؛ بلکه از میان رفتن حافظه جمعی یک سرزمین است. اگر روند کنونی حفاری‌های غیرمجاز ادامه یابد، بسیاری از رازهای تاریخ شمال فارس پیش از آنکه توسط پژوهشگران کشف شوند، به دست سوداگران از بین خواهد رفت.

پدیده گنج‌جویی در شمال فارس امروز تنها یک تخلف پراکنده نیست؛ بلکه به معضلی جدی برای حفاظت از میراث فرهنگی تبدیل شده است. مقابله با آن نیازمند ترکیبی از نظارت مؤثر، قوانین بازدارنده، مشارکت جوامع محلی و افزایش آگاهی عمومی است. در غیر این صورت، میراث چند هزار ساله این منطقه آرام‌آرام زیر ضرب کلنگ‌هایی از بین خواهد رفت که در جست‌وجوی طلا، تاریخ را دفن می‌کنند.

پرسش بسیار مهم و اساسی است؛ این‌که چرا با وجود گستردگی پدیده‌ی شوم و ویرانگر گنج‌ یابی و حتی شناسایی افراد فعال در این زمینه، چرا برخورد قاطعی با آنان انجام نمی‌شود. پاسخ را باید در چند سطح بررسی کرد — حقوقی، اجرایی، اجتماعی و اقتصادی:

از سراسر وب

قوانین روشنی در مورد حفاری‌های غیرمجاز و تخریب آثار تاریخی در ایران وجود دارد (به‌ویژه در قانون مجازات اسلامی و قانون حفظ آثار ملی).
اما مشکل در اجرای این قوانین است. در عمل:

  • یگان‌های حفاظت میراث فرهنگی در استان‌ها نیروهای بسیار محدودی دارند.
  • بسیاری از محوطه‌ها در مناطق کوهستانی یا صعب‌العبور قرار گرفته‌اند و نظارت دائمی بر آن‌ها تقریباً محال است.
  • حتی در صورت حضور نیروها، گاه امکانات فنی، خودرو یا تجهیزات ارتباطی کافی وجود ندارد تا به‌سرعت با حفاران مقابله شود.

آنچه در این مقاله می خوانید

  • ۲. فرآیند قضایی طولانی و بازدارندگی پایین مجازات‌ها
  • ۳. نفوذ و همدستی پنهان در برخی مناطق
  • ۴. فقر اقتصادی و انگیزه مالی بالا
  • ۵. ضعف فرهنگی و آگاهی عمومی
  • جمع‌بندی

۲. فرآیند قضایی طولانی و بازدارندگی پایین مجازات‌ها

در مواردی که حفاران غیرمجاز شناسایی و دستگیر می‌شوند، فرآیند قضایی طولانی و پرهزینه است.
از سوی دیگر:

  • مجازات‌های در نظر گرفته‌شده در بسیاری از پرونده‌ها سبک محسوب می‌شوند (جریمه یا حبس کوتاه‌مدت).
  • همین امر باعث می‌شود سود حاصل از فروش اشیای تاریخی، خیلی بیشتر از ریسک مجازات باشد؛ در نتیجه، بازدارندگی مؤثری وجود ندارد.

۳. نفوذ و همدستی پنهان در برخی مناطق

در بعضی موارد، شبکه‌های محلی گنج‌جویان با افراد صاحب‌نفوذ همکاری دارند.
ممکن است:

  • برخی افراد، اطلاعات محوطه‌های باستانی را از طریق کارمندان ادارات یا واسطه‌ها به دست آورند.
  • یا حتی از پوشش‌های قانونی (اکتشاف معدن، پژوهش زمین‌شناسی، بررسی کشاورزی و متاسفانه بررسی های باستان شناسی) برای فعالیت خود استفاده کنند.
    این پیچیدگی باعث می‌شود جمع‌آوری مدارک کافی برای محکومیت قضایی دشوار شود.

۴. فقر اقتصادی و انگیزه مالی بالا

بخش زیادی از حفاری‌های غیرمجاز در مناطق کم‌برخوردار انجام می‌شود.
برای برخی از افراد محلی، تصور «یافتن گنج» برابر است با راه نجات سریع از فقر.
نبود فرصت‌های اقتصادی و اشتغال پایدار، زمینه را برای گسترش این تفکر فراهم کرده است.

۵. ضعف فرهنگی و آگاهی عمومی

بسیاری از مردم ارزش واقعی آثار تاریخی را نمی‌دانند. شیء باستانی در نظر آنان فقط یک کالای قیمتی است، نه بخشی از هویت و تاریخ ملی.
در حالی که اگر آموزش و آگاهی‌رسانی در مدارس، رسانه‌ها و برنامه‌های محلی تقویت شود، بخش زیادی از جامعه خود به حافظ میراث فرهنگی تبدیل می‌شود.

جمع‌بندی

نبود برخورد قاطع با گنج‌جویان صرفاً نتیجه بی‌عملی یک نهاد نیست، بلکه حاصل ترکیبی از کمبود منابع، ضعف قانونی، نفوذ فساد، فقر و نبود فرهنگ میراثی است.
برای مهار این پدیده باید:

  • قوانین تشدید و به‌روز شوند؛
  • نیروهای حفاظتی تقویت گردند؛
  • اطلاع‌رسانی عمومی گسترده صورت گیرد؛ و
  • مشارکت مردم محلی در حفاظت از محوطه‌های تاریخی تسهیل شود.


اشتراک گذاری

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *