باستانشناسان در ایران از کشف کوچکترین نقشبرجسته شناختهشده ایلامی خبر دادند؛ اثری که در ایذه، استان خوزستان، شناسایی شده و میتواند درک تازهای از آیینهای مذهبی ایلامیان و پیوندهای آن با بینالنهرین ارائه دهد.
مجله اینترنتی باستان شناس :این نقشبرجسته که قدمتی حدود چهار هزار سال دارد، سیزدهمین نمونه شناساییشده در منطقه ایذه به شمار میرود. ابعاد آن در حد کف دست انسان (حدود ۲۶ سانتیمتر عرض) است و پادشاهی نشسته را نشان میدهد که دست راست خود را به نشانه نیایش به سوی قرص خورشید بالا برده است.
بالای سر پادشاه، قرصی ظریف حکاکی شده که نماد خدای خورشید «نَهونته» است؛ ایزدی که با قدرتهای خورشیدی و قضایی پیوند دارد. در برابر پادشاه سکوی پلکانی دیده میشود که احتمالاً بهعنوان محراب نذورات استفاده میشده است.
این اثر بر سطح سنگ کنگلومرا (ناهمگن) حجاری شده و به دلیل آسیبپذیری در برابر فرسایش، نیازمند مستندسازی دقیق است. پژوهشگران این کشف را کلیدی مهم برای بازنگری در سنتهای مذهبی و هنری ایلام میدانند و آن را نشانهای از پیوندهای فرهنگی و دینی ایلامیان با تمدنهای همسایه، بهویژه بینالنهرین، ارزیابی میکنند.
آنچه در این مقاله می خوانید
- ایلام، ایذه و آیاپیر باستان
- شمایلنگاری، نمادپردازی و پیوندهای فرهنگی
- چرا این نقشبرجسته کوچک در تاریخ ایلام اهمیت دارد
- نتیجه گیری
ایلام، ایذه و آیاپیر باستان
«ایذه (که در منابع تاریخی با نام آیاپیر و در برخی منابع با نام الهاک/الهک نیز شناخته میشود) در جنوبغربی ایران و در استان خوزستان قرار دارد و در میان مجموعهای از نقشبرجستهها و محوطههای آیینی کندهشده در درههای کوهستانی جای گرفته است. برخی منابع، ایذه را همان آیاپیر دانستهاند و این منطقه را به سنت نقشبرجستههای ایلامی پیوند میدهند.
به گفتهی تیم کاوش، منطقهی آیاپیر باستان (که در منابع محلی گاه با نام الهک نیز یاد شده) در دورهی ایلام میانه (حدود ۱۵۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد) بهعنوان یک شهر یا واحد سیاسی نیمهمستقل تحت حاکمیت کلی ایلام فعالیت میکرد. موقعیت راهبردی، منابع آبی و تمرکز آثار باستانشناسی در این منطقه، آن را در دوران باستان از نظر سیاسی و مذهبی به کانونی مهم بدل ساخته بود.»
«شایان توجه است که در سدههای بعد، فرمانروایی محلی به نام «هَنیِ آیاپیر» (حدود سدههای هفتم تا ششم پیش از میلاد) بر اساس کتیبهها شناخته میشود که چندین نقشبرجسته در درهی ایذه ــ از جمله در کولفرح ــ را حمایت و سفارش داده است. هنی در برخی از این نقشبرجستهها خود را «کوتورِ آیاپیر» معرفی میکند و بهعنوان تابعی از شاهان بزرگ ایلامی، همچون شوتور-نَهونته، ظاهر میشود. از این رو، آیاپیر در سنت نقشبرجستههای منطقهای نقشی مهم ایفا کرده و میان آیینهای محلی و نمادهای سلطنتی پیوند برقرار ساخته است.
اگرچه جایگاه پیشین آیاپیر کمتر مستند شده است، اما کشف اخیر نشان میدهد که کارکردهای مذهبی این منطقه ممکن است بسیار قدیمیتر از آنچه تاکنون تصور میشد باشد. نقشبرجستهی تازه احتمالاً از نخستین شواهد درجا (in situ) پرستش خورشید-عدالت در این ناحیه به شمار میرود.»

شمایلنگاری، نمادپردازی و پیوندهای فرهنگی
«اگرچه این نقشبرجسته در ابعاد کوچک ساخته شده است، اما مضامین اصلی هنر مذهبی ایلامی را در خود خلاصه میکند. حالت نیایش پادشاه، دست برافراشته و نزدیکی او به قرص خورشید، نشانهای از پیوند آیینی با قدرت الهی و نظم کیهانی است. انتخاب نَهونته، ایزد خورشید و عدالت، بر نقش پادشاه بهعنوان مجری زمینی عدالت کیهانی تأکید دارد.
مطالعهی تطبیقی دیگر نقشبرجستههای ایلامی ــ همچون کولفرح، خنگاژدر و شاهسوار ــ شباهتهای ترکیبی در چینش پیکرهها، محرابها و نمادهای خورشیدی را آشکار میسازد. این واژگان بصری بازتابی از شمایلنگاری بینالنهرینی خدایان خورشید و عدالت است و احتمالاً نشاندهندهی تبادل یا اقتباس فرهنگی بوده است.
از آنجا که این حجاری بر سنگ کنگلومرا (ناهمگن) انجام شده و نه بر سطحی یکنواختتر، بهویژه در برابر فرسایش آسیبپذیر است. به همین دلیل، تیم پژوهش بر استفاده از فناوریهای اسکن لیزری، فتوگرامتری و حفاظت دقیق برای صیانت از این اثر شکننده تأکید دارد.
فراتر از اهمیت هنری فوری، این نقشبرجسته میتواند بازنگری در چگونگی نمایش مشروعیت تئوکراتیک توسط فرمانروایان نخستین ایلامی را برانگیزد؛ جایی که نمادهای خورشیدی با مفاهیم عدالت در هم آمیختهاند. این کشف ممکن است پژوهشگران را به بازاندیشی دربارهی میزان تمرکز مذهبی در ایلام و مقایسهی آن با الگوهای پادشاهی در بینالنهرین وادارد.»
چرا این نقشبرجسته کوچک در تاریخ ایلام اهمیت دارد
«با وجود ابعاد کوچک، این نقشبرجسته اهمیتی فراتر از اندازهی خود دارد. این کشف میتواند زمان نخستین ظهور پرستش خورشید-عدالت در هنر تصویری ایلامی را به عقب ببرد، بهویژه در مرکز پیرامونیای چون آیاپیر. این یافته دیدگاه پژوهشگران را تقویت میکند که نقشبرجستههای سنگی رسانهای کلیدی برای بیان ایدئولوژی سلطنتی و مذهبی در گذرگاههای کوهستانی ایلام بودهاند.
در ادامه، تحلیل تطبیقی با کتیبههای ایلامی، دیگر نقشبرجستهها و نمونههای بینالنهرینی ضروری خواهد بود. تعیین یک گاهنگاری دقیق ــ از طریق گونهشناسی سبکی، تحلیل زمینشناسی یا حتی تاریخگذاری میکروشیمیایی ــ میتواند جایگاه این اثر را در روند کلی تحول هنر ایلامی روشن سازد. بررسی چگونگی ارتباط ژست پادشاه، طراحی محراب و نماد قرص خورشید با نقشبرجستههای شناختهشده (مانند کولفرح) ممکن است سرنخهایی دربارهی کارگاههای محلی یا مکاتب مذهبی به دست دهد.
علاوه بر این، حضور چنین نقشبرجستهای در محدودهی آیاپیر نشان میدهد که احتمالاً نمونههای کوچکتر و تاکنون نادیدهگرفتهشدهای در درهی ایذه وجود دارد. پایش نظاممند با استفاده از فناوریهای سنجش از دور، اسکن لایدار صخرهها و کاوشهای میدانی هدفمند میتواند نقشبرجستههای کوچک دیگری را آشکار کند که از نظر شمایلنگاری اهمیت بالایی دارند.
در نهایت، از منظر حفاظت، بهرهگیری از اسکن سهبعدی با وضوح بالا و بایگانی دیجیتال برای صیانت از این اثر در برابر فرسایش حیاتی است. تمرکز زودهنگام تیم بر مستندسازی میتواند امکان مرمتهای بعدی یا بازسازیهای مجازی را فراهم آورد؛ راهکاری نجاتبخش برای اثری که بر سطح شکنندهی سنگ کنگلومرا حجاری شده است.»
نتیجه گیری
«نقشبرجستهی تازهشناساییشده ایلامی در ایذه، هرچند کوچکمقیاس است، اما سرشار از معنا و دلالت است. این اثر خطی تازه بر نقشهی جغرافیای معنوی ایلام ترسیم میکند و بار دیگر بر اهمیت مذهبی آیاپیر و نقش ماندگار نمادپردازی خورشید-عدالت تأکید میورزد. با پیشرفت مطالعات و اقدامات حفاظتی، این «پادشاه به اندازهی کف دست» ممکن است به میانجی قدرتمندی در گفتوگوهای ایلام و بینالنهرین و نیز درک گستردهتر ما از ساختارهای سیاسی فلات ایران در روزگار کهن بدل شود.»
نظرات کاربران