«در میان آثار کالکولیتیک (مسسنگی) با قدمتی نزدیک به شش هزار سال که در سال ۱۹۶۱ در یکی از غارهای دریای مرده کشف شد، کهنترین تاج شناختهشده نیز جای دارد.»
مجله اینترنتی باستان شناس :«در سال ۱۹۶۱، باستانشناس پساح بار-ادون در غاری در صحرای یهودا بیش از ۴۰۰ شیء مسی ششهزارساله را کشف کرد؛ مجموعهای که امروز با نام «گنجینهٔ ناحال میشمار» شناخته میشود. این کشف در جریان جستوجوی طومارهای تازهٔ دریای مرده بهطور اتفاقی رخ داد.»
«یافتههای ناحال میشمار، یکی از بزرگترین گنجینههای فلزی باستانی جهان، رازهایی از فلزکاری و جامعهٔ عصر مسسنگی در لوانت را آشکار میکند. این اشیا که بیشترشان مسیاند، به پنج هزار سال پیش از میلاد بازمیگردند.»

این مجموعه در غاری که بهعنوان اتاق تدفین استفاده شده بود و اشیا در آن در پارچههای کتان پیچیده قرار داشتند، کشف شد؛ امری که نشان میدهد این اشیا بهطور آگاهانه پنهان شده بودند.
باستانشناسانی چون دیوید اوسیشکین بر این باورند که این یافتهها میتوانند اشیای آیینی معبد دوره مس سنگی عینگدی باشند؛ معبدی که در همان دوره بهسرعت متروک و ویران شده و در حدود ۱۲ کیلومتری محل کشف قرار دارد.
در مقابل، یوسف گارفینکل معتقد است که این مکان محل دفن اشیای آیینیای بوده که ارتباطی با معبد نداشتهاند. میریام تادمور نیز با توجه به شمار فراوان ابزار و اشیای روزمرهٔ موجود، آن را نوعی انبار بازرگانی میداند.
این مجموعهٔ کامل که در گوشهای دورافتاده از غار دفن شده بود، در مجموع از ۴۴۲ قطعه تشکیل میشود؛ که ۴۲۹ قطعهٔ آن از مس (از جمله تبرها و کاردها) ساخته شدهاند. افزون بر این، شش قطعهٔ میکا، یک شیء سنگی، پنج قطعه از دندان اسبآبی و یک سوزن از عاج فیل نیز در میان آنها وجود دارد.

«یافتهها طیف گستردهای از سلاحها، ابزارها، زیورآلات، اشیای آیینی و دیگر اقلام فرهنگی را دربرمیگیرند. در میان آنها سرِ گرزها، تاجها، انگشترها، کاسهها، سرِ استانداردهای ظریف، عصاها، سلاحهای تشریفاتی و ظروف مسیِ بهدقت چکشخورده دیده میشود. بسیاری از این اشیا با جزئیاتی همچون پرها، بالها، پیکرههای انسانی و حیوانی و نیز نقشمایههای هندسی تزیین شدهاند.
این مجموعه برخی از پیشرفتهترین نمونههای فلزکاری عصر کالکولیتیک در خاور نزدیک را نمایندگی میکند. سطح هنری و مهارت فنی بهکاررفته در تولید کندهکاریهای ظریف، مرصعکاریها، فرمهای زیبا و عناصر تزیینی نشان میدهد که ساکنان کالکولیتیک این منطقه در فنون پیچیدهای چون ریختهگری در قالب، روش موم گمشده، لحیمکاری، چکشکاری و کندهکاری به مهارت بالایی دست یافته بودند.»
«باستانشناسان بر پایهٔ تحلیلهای شیمیایی بر این باورند که مس بهکاررفته احتمالاً از معادن فینان در جنوب اردن ــ در فاصلهای بیش از ۱۶۰ کیلومتر ــ به دست آمده است. این فاصله نشانگر وجود راههای بازرگانی و مراکز فلزکاری در سراسر لوانت طی عصر کالکولیتیک است.»

«برخی پژوهشگران بر این باورند که این اشیا ممکن است از مصر، میانرودان یا آناتولی وارد شده باشند؛ امری که نشاندهندهٔ وجود شبکههای گستردهٔ بازرگانی میان مناطق است.
با این حال، بیشتر متخصصان امروزه همعقیدهاند که این اشیا احتمالاً بهطور محلی ساخته شدهاند. شواهد این دیدگاه شامل وجود ۴۰ شمش مس و موادی چون قیر و گالن ــ که ویژهٔ درهٔ فروبار دریای مردهاند ــ در کنار اشیا است. سبک هنری و سطح فنون فلزکاری نیز به تخصص صنعتگران لوانت در شاخهای ویژه از مسگری اشاره دارد.
در میان ۴۴۲ قطعه، ده شیء استوانهای توخالی وجود دارد که به تاج شباهت دارند و قطر آنها میان ۱۵٫۶ تا ۱۹ سانتیمتر و ارتفاعشان میان ۷ تا ۱۱٫۷ سانتیمتر متغیر است. برخی از این اشیا با کندهکاری، نقشبرجسته و پیکرههای حیوانات شاخدار تزیین شدهاند.»

«این اشیا به حدود ۴۰۰۰ پیش از میلاد تاریخگذاری میشوند و در میان آنها شاخصترین و سالمترین نمونه، تاجی مسی است که با دو «نما»ی پیچیده تزیین شده؛ هر نما شامل یک جفت شاخ، دو پرندهٔ شکاری و دو ستون (که یکی از آنها ناقص است) است. این تاج از یک قطعهٔ واحد مس ساخته شده و قطر آن حدود ۱۶٫۸ سانتیمتر است.
این اثر از نخستین نمونههای شناختهشدهٔ تاجهای آیینی بهشمار میرود و احتمالاً کهنترین تاجی است که به یک فرمانروا نسبت داده شده؛ تاجی که بیش از هزار سال از تاجهای مشهور مصر علیا قدیمیتر است.
با این حال، برخی متخصصان بر این باورند که با وجود شکل ظاهریاش، این شیء در اصل تاج واقعی نبوده بلکه شیئی تدفینی مرتبط با گورستانهای کالکولیتیک بوده است. در مقابل، گروهی دیگر آن را تاجی واقعی میدانند که در آیینهای مذهبی بهکار میرفته است.»

نظرات کاربران