اواسط قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، سه گورستان مربوط به خانواده سلطنتی صیدونی در نزدیکی صیدا کشف شد که قدمت آنها از دوره هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ پیش از میلاد) تا دوره هلنیستی (۳۳۰ پیش از میلاد-۶۴ میلادی) متغیر بود.
مجله اینترنتی باستان شناس : در این سه گورستان، مجموعهای از تابوتهای باشکوه کشف شد که یادآور شکوه و جلال شهر فنیقی صیدا هستند. همه آنها با چنان مهارت و ظرافت نفیسی ساخته شدهاند که تنها میتوانستند توسط بهترین صنعتگران دنیای مدیترانه در آن زمان ساخته شده باشند. پس از کاوشها، اکثر تابوتها به فرانسه و ترکیه فرستاده شدند.
علاوه بر این، گورستانهایی که تابوتها را در خود جای داده بودند، خود سازههای بسیار خوبی بودند، همانطور که از نقشههای ترسیم شده در زمان حفاری میتوان دریافت. با این حال، پس از برداشتن تابوتها، دو تا از سه گورستان به معادن سنگ تبدیل شدند و سنگ مورد استفاده برای اتاقهای دفن در نهایت برداشته شد و در نتیجه خود گورستانها نیز ناپدید شدند. گورستان دیگر به اردوگاه پناهندگان فلسطینی تبدیل شده است.
داستان گورستان سلطنتی صیدونی، از کشف تا ناپدید شدنش، اگر بخواهم بیاحساس بگویم، دراماتیک و حتی هیجانانگیز است. خرابههای باستانی و بقایای باستانشناسی ممکن است هیچ ارتباطی با امور بینالمللی یا سیاست نداشته باشند، اما به طور جداییناپذیری به هم مرتبط هستند.
آنچه در این مقاله می خوانید
- داستان کشف تابوت سنگی پادشاه صیدا
- کشف گورستان در هلالیه صیدا
- تابوت های سنگی گورستان عین الحلوه
- صنعت مهندسی فنیقی ها
داستان کشف تابوت سنگی پادشاه صیدا
زمانی در حومه جنوبی صیدا، تپهای به نام «غار آپولو» (مغارات ابولون) وجود داشت. این نام بسیار خاطرهانگیز است، اما در سال ۱۸۵۵، آنتوان-آلفرد پلتیه، کنسول کل فرانسه در بیروت و از علاقهمندان به باستانشناسی، به طور خصوصی در جستجوی گنجینهها، این تپه را کاوش کرد و یک تابوت انساننما به سبک مصری کشف کرد. این کشف منجر به اعزام یک تیم کاوش فرانسوی به لبنان در سال ۱۸۶۰ شد.

تیم تحقیقاتی فرانسوی توسط ارنست رنان ، مورخ دین و فیلسوف، رهبری میشد . اگرچه ممکن است این انتخاب تا حدودی نامتعارف به نظر برسد، اما رنان بود که بررسی اولیه ویرانههای جبیل را انجام داد و زمینه را برای کاوشهای بعدی فراهم کرد.
تابوت سنگی کشف شده توسط سرکنسول فرانسه، که آغازگر یک سری کاوشها در گورستان بود، متعلق به اشمون-آزار دوم ، پادشاه صیدا در قرن ششم پیش از میلاد، است . تابوت سنگی او در حال حاضر در موزه لوور فرانسه نگهداری میشود.


اشمون-آزار دوم، به همراه مادرش آمواشتار، معبد اشمون را بنا کردند ، همانطور که در کتیبهای فنیقی بر روی تابوت سنگیاش ثبت شده است.


در سال ۱۸۶۱، یک تیم حفاری فرانسوی شش تابوت مرمر سفید را از زیر خاک بیرون آورد که اکنون در موزه لوور نگهداری میشوند.






در سال ۱۸۶۷، پس از آنکه ساکنان محلی تمام سنگهای تشکیلدهندهی فضای داخلی مقبرهها را برای استفاده به عنوان مصالح ساختمانی برداشتند، کل گورستان بر اثر چندین رانش زمین ویران شد.
کشف گورستان در هلالیه صیدا

در فوریه ۱۸۸۷، محمد شریف، مالک زمینی به نام آیائه در منطقهای به نام هلالجه، در شمال شرقی صیدا، در حال استفاده از کارگران برای استخراج سنگ بود که گودال مربوط به مقبره را کشف کرد.

ویلیام کینگ ادی، یک مبلغ مذهبی آمریکایی که در آن زمان در صیدا زندگی میکرد، نیز این خبر را از یکی از کارگران دریافت کرد. آن دو مرد عصر همان روز با عبور از خیابانهای کمنور صیدا و باغهای پرتقال، به محل شتافتند. آنها چمباتمه زدند و با استفاده از طناب به داخل تونل عمیق داخل اتاقک کپکزده پایین رفتند. وقتی ادی تابوت تزیینشده را دید که با نور سوسوی شمع روشن شده بود، متوجه شد که این یک محل دفن معمولی نیست – او کشفی با اهمیت تاریخی انجام داده بود. کشف شگفتانگیز او اولین بار در مجله آمریکایی باستانشناسی منتشر شد.
خبر کشف گورستان ایاگیا خیلی زود به گوش عثمان حمدی بیگ، یکی از مقامات عثمانی که بنیانگذار و اولین مدیر مکانی بود که اکنون موزه باستان شناسی استانبول نامیده میشود، رسید . در آن زمان، لبنان تحت حکومت عثمانی بود.
در آوریل ۱۸۸۷، عثمان حمدی از استانبول به بیروت رفت، سپس سوار بر اسب به محل رفت و شروع به بررسی و کاوش در گورستان کرد.
اولین مقبره کشف شده در گورستان، هیپوگئوم A، چهار تابوت بی نظیر را در بر داشت : تابوت سنگی اسکندر، تابوت سنگی لیسیایی، تابوت سنگی زنان عزادار و تابوت سنگی ساتراپها .




این اثر هنری بی نظیر که «تابوت سنگی اسکندر» نامیده میشود، شامل نقش برجستههای منحصر به فرد و واقعگرایانهای است که نبرد بین ارتش مقدونی به رهبری اسکندر و ارتش هخامنشی به رهبری داریوش سوم در نبرد ایسوس را به تصویر میکشد. به همین دلیل، آن را تابوت سنگی اسکندر مینامند، اما در واقع گفته میشود که متعلق به عبدالونیموس است که پس از نبرد ایسوس توسط اسکندر به عنوان پادشاه صیدا منصوب شد.

لیکیا در «تابوت سنگی لیکیا» به منطقه ساحلی جنوب غربی آسیای صغیر و گروهی از دولت-شهرهایی که در آنجا شکوفا شدند، اشاره دارد. این تابوت سنگی به نام لیکیا نامگذاری شده است زیرا سبک آن شباهت زیادی به سبک لیکیا دارد، اما عجیب است که یک تابوت سنگی به سبک لیکیا در صیدا پیدا شده است.


حمدی خود در جریان کاوشها «هیپوجی بی» را کشف کرد، که منجر به کشف تابوت سنگی پادشاه تابنیت، پدر اشمون-آذر دوم، متعلق به قرن ششم پیش از میلاد، شد که در گورستان ماغارات آبلون دفن شده بود.

علاوه بر کتیبههای فنیقی، تابوت پادشاه تابنیت دارای کتیبههای هیروگلیف نامرتبط نیز هست. این تابوت که در ابتدا برای یکی از ژنرالهای سلسله بیست و ششم ساخته شده بود، به عنوان نوعی غنیمت جنگی به صیدا منتقل شد و برای تابوت پادشاه تابنیت دوباره مورد استفاده قرار گرفت. تابوت اشمون-آذر دوم شبیه تابوت پدرش است و همچنین تصور میشود که از تابوت ساخته شده در مصر، دوباره ساخته شده است.

همچنین چندین تابوت شبیه به آنهایی که در ماغارات ابرون یافت شده است به دست آمده است.

تمام تابوتهای کشفشده از ایاگیا به دستور حمدی به استانبول منتقل شدند، اما سه سال بعد، این گورستان بدون هیچ اثری تخریب شد.
این تالار سنگیِ زیبا که با ظرافت ساخته شده بود، از دیدگاه باستانشناسی ارزش زیادی داشت، اما بیرحمانه تکه تکه و به مصالح ساختمانی برای ساختمانهایی بیارزش در اطراف شهر تبدیل شد.
تابوت های سنگی گورستان عین الحلوه
در سال ۱۹۰۱، مجموعهای از گورهای گودالی حاوی تابوتهای مرمر سفید در اتاقهای مختلف در محوطه کلیسای پروتستان آمریکایی در منطقه عین الحلوه، جنوب شرقی صیدا، کشف شد و تصمیم به بررسی این منطقه گرفته شد. در طول حفاری، ۱۱ تابوت مربوط به قرنهای ۵ و ۴ پیش از میلاد کشف شد و هشت تابوت دیگر نیز در حفاریهای بعدی یافت شد.


این ۱۹ تابوت سنگی که به افتخار مدیر مدرسه مبلغان مذهبی آمریکایی که تصمیم گرفت آنها را به موزه ملی بیروت اهدا کند، «مجموعه فورد» نامگذاری شدهاند، در حال حاضر در اتاقی در زیرزمین موزه به نمایش گذاشته شدهاند. منظره تابوتهای مرمر سفید که به طور مرتب در یک اتاق کمنور ردیف شدهاند، بسیار جذاب است، گویی وارد یک مقبره واقعی میشوید.
هر تابوت سنگی به شکل انسان، سری دارد که احتمالاً شبیه ظاهر متوفی در زمان حیاتش است و حتی تفاوتهایی در جنسیت، سن، مدل مو و سایر ویژگیهای شخصی در آن حک شده است، به طوری که به راحتی میتوان این توهم را ایجاد کرد که یک فرد زنده در آنجا دراز کشیده است.


در سال ۱۹۴۸، پناهندگان فلسطینی که در جریان جنگ بین اسرائیل و کشورهای عربی مجبور به فرار از خانههای خود شده بودند، به عین الحلوه، جایی که گورستان در آن قرار داشت، سرازیر شدند و اردوگاه پناهندگانی به همین نام تشکیل شد. زمینهای اطراف گورستان اکنون توسط خانهها و ساختمانهای پناهندگان فلسطینی اشغال شده است و مشخص نیست که پس از آن چه بر سر ویرانهها آمده است.
صنعت مهندسی فنیقی ها

با نگاهی به نقشههای گورستانی که توسط رنان و حمدی تهیه شده است، مشخص میشود که فنیقیها نه تنها در کشتیسازی، دریانوردی و تجارت، بلکه در مهندسی سازه نیز مهارت داشتهاند. در غیر این صورت، آنها نمیتوانستند چنین سازههای پیچیدهای را در زیر زمین بسازند و پس از ساخت، حالت اولیه خود را حفظ کنند. این موضوع، نوشتهای از هرودوت در مورد فنیقیها در کتاب «تاریخها» را به ذهن متبادر میکند:
در سال ۴۸۱ پیش از میلاد، خشایارشا اول، پادشاه امپراتوری هخامنشی ایران، به منظور انجام خواستههای پدرش، داریوش اول، به لشکرکشی دیگری به یونان دست زد. حدود سه سال قبل، او به زیردستان خود دستور داده بود که کانالی در شبه جزیره آتوس در یونان حفر کنند. هرودوت ارزیابی زیر را از کار فنیقیها در آن زمان ارائه میدهد:
تمام قبایل دیگر، به جز فنیقیها، مجبور بودند دو برابر سختتر کار کنند، زیرا دیوارههای کانالی که حفر کرده بودند، مدام فرو میریخت. این اجتنابناپذیر بود، زیرا آنها کانال را طوری حفر کرده بودند که عرض دهانه بالایی آن با عرض کف کانال برابر باشد. با این حال، فنیقیها به خاطر زیرکیشان در هر کاری که انجام میدادند، شناخته شده بودند و این پروژه نیز از این قاعده مستثنی نبود. پس از تعیین تکلیف، فنیقیها شروع به حفر دهانه بالایی کانال به اندازه دو برابر عرض برنامهریزی شده خود کانال کردند و به تدریج با حفر بیشتر، عرض آن را کاهش دادند. زمانی که به کف کانال رسیدند، کانال حاصل دقیقاً به همان عرض کانالهای دیگر بود. (هرودوت، تاریخها، جلد ۲، جلد ۷، فصل ۲۳، ترجمه ماتسودایرا چیاکی، ایوانامی بونکو)
این کانال که توسط خشایارشا اول در قرن پنجم پیش از میلاد ساخته شد، از آن زمان تاکنون کاملاً زیر رسوبات مدفون شده است، اما آثاری از آن تا به امروز باقی مانده است. تحقیقات تأیید کرده است که این کانال در واقع از تنگه آتوس عبور میکرده است.
نظرات کاربران